{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
هراس، تیره بختی است، اما شهامت را نمی توان نیكبختی دانست؛ نهراسیدن سعادت است.
آفریدگار اگر كمی عاقلانه رفتار می نمود، كافكا را در قاره آسیا خلق می كرد تا میلیونها انسان سخنانش را آویزه گوش قرار داده و تا ابد در احوالش به اندیشه و پژوهش بپردازند.
کسی که میخواهد رازی را حفظ کند باید این واقعیت را که رازی دارد ، پنهان کند .
عمری چكش برداشتم و بر سر میخی كه روی سنگ بود كوبیدم. اكنون می فهمم كه هم چكش خودم بودم، هم میخ و هم سنگ.
اگر مردم زبان یکدیگر را میفهمیدند ، اختلاف از میان برداشته میشد.
دوست، پیوندی است پدر و پسر را؛ او مهمترین نقطه ی عطف آنها است.
هر کس شایستگی دریافت زیبایی را داشته باشد ،هرگز پیر نخواهد شد.
سخن گفتن یک نوع نیاز است ، ولی گوش دادن هنر است .
شعر، پویشی جاودانه در جستجوی حقیقت است.
قله ها را مگر با پیمودن را ه های پیچ در پیچ نمی توان فتح کرد
آنجا که نور بیشتر است سایه های سیاه تری می توان یافت
مرد عمل وجدان ندارد ، تنها مرد اندیشه است که با وجدان است
زیاده روی در گفتار برای زنان خیلی طیعی تر از راستگویی است
زبان به ستایش آنکس میگشایم که در پی آتشی است تا خویشتن را پروانه وار بسوزاند.
نمی توانم بدون آموختن هر آنچه در طی دوره ی زندگیم برای آموختن آن آمده ام، بروم.
تا راز "بمیر تا زنده شوی" را در نیابی ، میهمان گمنامی در سرزمین ظلمت بیش نخواهی بود
هراس، تیره بختی است، اما شهامت را نمی توان نیكبختی دانست؛ نهراسیدن سعادت است.
آفریدگار اگر كمی عاقلانه رفتار می نمود، كافكا را در قاره آسیا خلق می كرد تا میلیونها انسان سخنانش را آویزه گوش قرار داده و تا ابد در احوالش به اندیشه و پژوهش بپردازند.
کسی که میخواهد رازی را حفظ کند باید این واقعیت را که رازی دارد ، پنهان کند .
عمری چكش برداشتم و بر سر میخی كه روی سنگ بود كوبیدم. اكنون می فهمم كه هم چكش خودم بودم، هم میخ و هم سنگ.
اگر مردم زبان یکدیگر را میفهمیدند ، اختلاف از میان برداشته میشد.
دوست، پیوندی است پدر و پسر را؛ او مهمترین نقطه ی عطف آنها است.
هر کس شایستگی دریافت زیبایی را داشته باشد ،هرگز پیر نخواهد شد.
سخن گفتن یک نوع نیاز است ، ولی گوش دادن هنر است .
شعر، پویشی جاودانه در جستجوی حقیقت است.
قله ها را مگر با پیمودن را ه های پیچ در پیچ نمی توان فتح کرد
آنجا که نور بیشتر است سایه های سیاه تری می توان یافت
مرد عمل وجدان ندارد ، تنها مرد اندیشه است که با وجدان است
زیاده روی در گفتار برای زنان خیلی طیعی تر از راستگویی است
زبان به ستایش آنکس میگشایم که در پی آتشی است تا خویشتن را پروانه وار بسوزاند.
نمی توانم بدون آموختن هر آنچه در طی دوره ی زندگیم برای آموختن آن آمده ام، بروم.
تا راز "بمیر تا زنده شوی" را در نیابی ، میهمان گمنامی در سرزمین ظلمت بیش نخواهی بود
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}