{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
هر دوی ما یک نفر را تنها گذاشتیم اول تو مرا و سپس من خودم را …
وقتى حالت خوب نیست خاطره ها زودتر از همه میان عیادتت …
همه غم منی تو غم دنیا که غمی نیست من ازت خاطره دارم خاطره درد کمی نیست !
تمنا دارم از آسمان که اگر حتی قطره ای خوشبختی بارید بر روی گونه تو باشد.
تو نیستی خاطراتت ضعیف گیر آورده اند . . .
روزگارى جاده بودم جاده اى غرق تردد،جاده اى كز رفت و آمد لحظه اى خالى نمیشد،من كه بسیارى غریبان را به آبادى رساندم،عاقبت خود ماندم و ویرانه وتنهایى خود
رفتى و ندیدى كه چه محشر كردم ،بااشک تمام كوچه را تر كردم ،وقتى كه شكست بغض تنهایى من ،وابستگى ام را به تو باور كردم!
دل چشمانم طاقت ندیدنت را ندارد
در آسانى ها خدا را بخوان تا در سختى ها صدایت برایش ناآشنا نباشد…
عشق فریب بزرگی است اما دوست داشتن یک صداقت بی انتهاست
نمیدانم چرا وقتی دلم هوایت می کند نفس کشیدن فراموشم می شود انگار دلم تاب هوای دیگری را ندارد
آرامترتكانش دهید، مرگ مغزىشده ،بایدزودتر دفن شود،چیزىهم براىاهدا ندارد! احساسم است؛ تا همین دیروز زنده بود،خودم دیدم كسى لهش كردو رفت!
قصد رفع زحمت نداردبه این زودى ها …مهمان ناخوانده ایست… “تنهایى“!!!
می شود تو ماهی قرمز باشی و من تنگ بلور ؟
مرا به تختم ببندید و تنهایم بگذارید ،هر چقدر هم نالیدم و فریاد زدم به سراغم نیایید …من دارم او را ترک میكنم!!!
من بی تو تمام میشوم و با تو تمام
هر دوی ما یک نفر را تنها گذاشتیم اول تو مرا و سپس من خودم را …
وقتى حالت خوب نیست خاطره ها زودتر از همه میان عیادتت …
همه غم منی تو غم دنیا که غمی نیست من ازت خاطره دارم خاطره درد کمی نیست !
تمنا دارم از آسمان که اگر حتی قطره ای خوشبختی بارید بر روی گونه تو باشد.
تو نیستی خاطراتت ضعیف گیر آورده اند . . .
روزگارى جاده بودم جاده اى غرق تردد،جاده اى كز رفت و آمد لحظه اى خالى نمیشد،من كه بسیارى غریبان را به آبادى رساندم،عاقبت خود ماندم و ویرانه وتنهایى خود
رفتى و ندیدى كه چه محشر كردم ،بااشک تمام كوچه را تر كردم ،وقتى كه شكست بغض تنهایى من ،وابستگى ام را به تو باور كردم!
دل چشمانم طاقت ندیدنت را ندارد
در آسانى ها خدا را بخوان تا در سختى ها صدایت برایش ناآشنا نباشد…
عشق فریب بزرگی است اما دوست داشتن یک صداقت بی انتهاست
نمیدانم چرا وقتی دلم هوایت می کند نفس کشیدن فراموشم می شود انگار دلم تاب هوای دیگری را ندارد
آرامترتكانش دهید، مرگ مغزىشده ،بایدزودتر دفن شود،چیزىهم براىاهدا ندارد! احساسم است؛ تا همین دیروز زنده بود،خودم دیدم كسى لهش كردو رفت!
قصد رفع زحمت نداردبه این زودى ها …مهمان ناخوانده ایست… “تنهایى“!!!
می شود تو ماهی قرمز باشی و من تنگ بلور ؟
مرا به تختم ببندید و تنهایم بگذارید ،هر چقدر هم نالیدم و فریاد زدم به سراغم نیایید …من دارم او را ترک میكنم!!!
من بی تو تمام میشوم و با تو تمام
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}