{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
در واقع همگی ما انسانها در زندان به سر می بریم اما برخی از زندان ها پنجره دارند و برخی بی پنجره اند
فکر می کردم در قلب تو محکوم به حبس ابد!! به یکباره جا خوردم. وقتی زندان بان برسرم فریاد زد :هی… تو آزادی! وصدای گامهای غریبه ای که به سلول من می آمد
ما دانشجوهای واقعی وقتی چیزی نمیفهمیم از بغل دستی میپرسیم: تو چیزی میفهمی؟ اونم میگه نه و ما به خود می بالیم و خوشحال از اینکه تنها نیستیم و همگی نمیفهمیم
طرف بعد امتحان همچین میاد بیرون سیگار میکشه انگار شرکتش ورشکست شده
وقتی با نمره ۹/۵ میفتی مثل من نگو چه قدر استاد نامردی بود مثل منی که تو برگه ۲ نمره هم ننوشته بودم ولی استاد بهم ۹/۵ داد تا مشروط نشم به سلامتی همه استادای با معرفت
دلا تا کی در این زندان فریب این و آن بینی یکی زین چاه ظلمانی برون شو تا جهان بینی…
استاد اول ترم اومده سرکلاس میخواست سرفصل مطالب رو بنویسه چند تا رو نوشت ماژیکش تموم شد گفت عیب نداره کلا همین شر و ور ها رو میخوایم درس بدیم دیگه = یعنی کلاس منفجر شد خودشم میدونست درسش شر و وره =
یه قانون نانوشته بین همه ی دانشجوهاهست با این مضمون: در طول هفته هرچی بیشتر تعطیل باشه کمتر درس میخونی
تنها امیدم اینه که برف بیادامتحانای فردا لغو بشه نخندین والا جدی میگم تنها امیدمه خدایا امید هیچ کسی رو نا امید نکن
یکی از معایب دوتا امتحان در روز داشتن اینکه باید کف دست چپتو بینشون تقسیم کنی
تو کتاب ۵ مورد نوشته معلم میگه ۴ تاشو حفظ کنید ما ۳ تاشو حفظ میکنیم تو امتحان میگه ۲ مورد ما ۱ موردشو مینویسیم ااااای خدااااااا ما رونجات بده
90 درصد وقت درس خوندن من هنگام نیگا کردن به این که "چقد مونده جزوه تموم شه" تلف میشه
فکر می کردم در قلب تو محکومم به حبس ابد به یکباره جا خوردم وقتی زندان بان برسرم فریاد زد هی تو!!
اگر راست باشد که تن زندان روح است چشم ها باید پنجرههای کوچک این زندان باشند…
ﺩﻗﺖ ﮐﺮﺩی ﺗﻮ ﺍﻣﺘﺤﺎﻧﺎﯼ ﺗﺴﺘﯽ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﯿﻦ ﺩﻭﺗﺎ ﮔﺰﯾﻨﻪ ﮔﯿﺮ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﺩﻗﯿﻘﺎ ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﻪ ﺭﻭ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻣﯿﮑﻨﯽ؟
اگر ای آسمان خواهم که یک روز از این زندان خاموش پر بگیرم زمن بگذر , که من مرغی اسیر…
در واقع همگی ما انسانها در زندان به سر می بریم اما برخی از زندان ها پنجره دارند و برخی بی پنجره اند
فکر می کردم در قلب تو محکوم به حبس ابد!! به یکباره جا خوردم. وقتی زندان بان برسرم فریاد زد :هی… تو آزادی! وصدای گامهای غریبه ای که به سلول من می آمد
ما دانشجوهای واقعی وقتی چیزی نمیفهمیم از بغل دستی میپرسیم: تو چیزی میفهمی؟ اونم میگه نه و ما به خود می بالیم و خوشحال از اینکه تنها نیستیم و همگی نمیفهمیم
طرف بعد امتحان همچین میاد بیرون سیگار میکشه انگار شرکتش ورشکست شده
وقتی با نمره ۹/۵ میفتی مثل من نگو چه قدر استاد نامردی بود مثل منی که تو برگه ۲ نمره هم ننوشته بودم ولی استاد بهم ۹/۵ داد تا مشروط نشم به سلامتی همه استادای با معرفت
دلا تا کی در این زندان فریب این و آن بینی یکی زین چاه ظلمانی برون شو تا جهان بینی…
استاد اول ترم اومده سرکلاس میخواست سرفصل مطالب رو بنویسه چند تا رو نوشت ماژیکش تموم شد گفت عیب نداره کلا همین شر و ور ها رو میخوایم درس بدیم دیگه = یعنی کلاس منفجر شد خودشم میدونست درسش شر و وره =
یه قانون نانوشته بین همه ی دانشجوهاهست با این مضمون: در طول هفته هرچی بیشتر تعطیل باشه کمتر درس میخونی
تنها امیدم اینه که برف بیادامتحانای فردا لغو بشه نخندین والا جدی میگم تنها امیدمه خدایا امید هیچ کسی رو نا امید نکن
یکی از معایب دوتا امتحان در روز داشتن اینکه باید کف دست چپتو بینشون تقسیم کنی
تو کتاب ۵ مورد نوشته معلم میگه ۴ تاشو حفظ کنید ما ۳ تاشو حفظ میکنیم تو امتحان میگه ۲ مورد ما ۱ موردشو مینویسیم ااااای خدااااااا ما رونجات بده
90 درصد وقت درس خوندن من هنگام نیگا کردن به این که "چقد مونده جزوه تموم شه" تلف میشه
فکر می کردم در قلب تو محکومم به حبس ابد به یکباره جا خوردم وقتی زندان بان برسرم فریاد زد هی تو!!
اگر راست باشد که تن زندان روح است چشم ها باید پنجرههای کوچک این زندان باشند…
ﺩﻗﺖ ﮐﺮﺩی ﺗﻮ ﺍﻣﺘﺤﺎﻧﺎﯼ ﺗﺴﺘﯽ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﯿﻦ ﺩﻭﺗﺎ ﮔﺰﯾﻨﻪ ﮔﯿﺮ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﺩﻗﯿﻘﺎ ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﻪ ﺭﻭ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻣﯿﮑﻨﯽ؟
اگر ای آسمان خواهم که یک روز از این زندان خاموش پر بگیرم زمن بگذر , که من مرغی اسیر…
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}