{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
گفت با زنجیر در زندان شبی دیوانه ای /عاقلان پیداست کز دیوانگان ترسیده اند من بدین زنجیر ارزیدم که بستندم به پای/کاش میپرسید کس کایشان به چند ارزیده اند؟!!
دانشجویی که شورای انضباطی واسش تشکیل نشه دانشجو نیس به سلامتی دانشجوهااا
ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺘﺎﺩﺍ جورى دارن ۷ ﻭ ۸ ﻣﯿﺪﻥ به من ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺑﻔﺮﻣﺎﯾﯿﺪﺷﺎﻡ ﺷﺮﮐﺖ ﮐﺮﺩﻥ کصافطا التماس دعاداغونم الان
دقت کردید وقتی استاد میگه این نکته اخره یا میگه اسلاید اخره انگار تازه هوشیار شدیم وروحیه میگیریم و اخری رو خیلی با دقت گوش میدیم
مرا برای دزدیدن تکه نانی به زندان بردند و پانزده سال در آنجا هر روز یک قرص نان کامل مجانی خوردم بینوایان ویکتور هوگو
بیمارم دیدار تو درمان من است بی رنگ رخت زمانه زندان من است بر هیچ دلی مباد و بر هیچ تنی آن چه از غم هجران تو در جان من است…
شدم در گریه، زندان با دلی خیس چنان چشم انتظاران، با دلی خیس دو بیتی چتر خود را وا کند کاش که ماندم زیر باران با دلی خیس!!
آزاد نخواهی شد تقلا نکن ماهی درون تنگ دریا فقط زندان بزرگتری است
با تو بر مرغان دریایی امیرم بی تو در زندان تنهایی اسیرم با تو در کاخ وفا ارباب عشقم بی تو در کوه جفا سنگی حقیرم…
در این سلول انفرادی را بشکن میخواهم که از خودم فرار کنم! تو زندانبان خوبی نبودی برای اسیری که! تمام نقشههای فرارش به آغوش تو ختم میشد…
سلول انفرادی می خواهم از جنس اغوشت دیواره هایش چنان نزدیک که انفرادی بودنش حس شود, زندان بان خوبی باش قفل کردی کلیدت را قورت بده!! ترسی از تشنگی و گرسنگی نیست چشم ها ولب هایت را دارم…
مرا صدبار از خود برانی دوستت دارم به زندان خیانت هم گشانی دوستت دارم چه سود از مهر ورزیدن چه حاصل از وفا کردن*مرا لایق بدانی یاندانی دوستت دارم
هر ان کس عاشق است ، از جان نترسد یقین از بند و از زندان نترسد دل عاشق بود گرگ گرسنه که گرگ از هی هی چوپان نترسد
خسته ام از این زندان که نامش زندگیست پس قشنگی های دنیا مال کیست؟ باختیم در عشق,اما باختن تقدیرنیست ساختیم بادرد تنهایی,مگرتقدیرچیست؟…
جان میدهم به گوشه ی زندان سرنوشت!
بیگناهی کم گناهی نیست در دیوان عشق یوسف از دامان پاک خود به زندان میرود!!
گفت با زنجیر در زندان شبی دیوانه ای /عاقلان پیداست کز دیوانگان ترسیده اند من بدین زنجیر ارزیدم که بستندم به پای/کاش میپرسید کس کایشان به چند ارزیده اند؟!!
دانشجویی که شورای انضباطی واسش تشکیل نشه دانشجو نیس به سلامتی دانشجوهااا
ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺘﺎﺩﺍ جورى دارن ۷ ﻭ ۸ ﻣﯿﺪﻥ به من ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺑﻔﺮﻣﺎﯾﯿﺪﺷﺎﻡ ﺷﺮﮐﺖ ﮐﺮﺩﻥ کصافطا التماس دعاداغونم الان
دقت کردید وقتی استاد میگه این نکته اخره یا میگه اسلاید اخره انگار تازه هوشیار شدیم وروحیه میگیریم و اخری رو خیلی با دقت گوش میدیم
مرا برای دزدیدن تکه نانی به زندان بردند و پانزده سال در آنجا هر روز یک قرص نان کامل مجانی خوردم بینوایان ویکتور هوگو
بیمارم دیدار تو درمان من است بی رنگ رخت زمانه زندان من است بر هیچ دلی مباد و بر هیچ تنی آن چه از غم هجران تو در جان من است…
شدم در گریه، زندان با دلی خیس چنان چشم انتظاران، با دلی خیس دو بیتی چتر خود را وا کند کاش که ماندم زیر باران با دلی خیس!!
آزاد نخواهی شد تقلا نکن ماهی درون تنگ دریا فقط زندان بزرگتری است
با تو بر مرغان دریایی امیرم بی تو در زندان تنهایی اسیرم با تو در کاخ وفا ارباب عشقم بی تو در کوه جفا سنگی حقیرم…
در این سلول انفرادی را بشکن میخواهم که از خودم فرار کنم! تو زندانبان خوبی نبودی برای اسیری که! تمام نقشههای فرارش به آغوش تو ختم میشد…
سلول انفرادی می خواهم از جنس اغوشت دیواره هایش چنان نزدیک که انفرادی بودنش حس شود, زندان بان خوبی باش قفل کردی کلیدت را قورت بده!! ترسی از تشنگی و گرسنگی نیست چشم ها ولب هایت را دارم…
مرا صدبار از خود برانی دوستت دارم به زندان خیانت هم گشانی دوستت دارم چه سود از مهر ورزیدن چه حاصل از وفا کردن*مرا لایق بدانی یاندانی دوستت دارم
هر ان کس عاشق است ، از جان نترسد یقین از بند و از زندان نترسد دل عاشق بود گرگ گرسنه که گرگ از هی هی چوپان نترسد
خسته ام از این زندان که نامش زندگیست پس قشنگی های دنیا مال کیست؟ باختیم در عشق,اما باختن تقدیرنیست ساختیم بادرد تنهایی,مگرتقدیرچیست؟…
جان میدهم به گوشه ی زندان سرنوشت!
بیگناهی کم گناهی نیست در دیوان عشق یوسف از دامان پاک خود به زندان میرود!!
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}