{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
دخیل می بندم نه اینکه گره بگشایی می بندم که رهایم نکنی
تو گر به دفتر من نکته وفا خواندی ٬ من از کتاب غمت مبحث جفا خواندم
اینقدر از تنهایی نترس تو تنهایی وارد این دنیا شدی
نه چتری داشت نه روز نامه ای نه چمدانی عاشقش شدم از کجا میدانستم که مسافر است
گفتم بنویس معاشقه نوشت :ماه گفتم :عین و شین و قافش کو؟ گفت :عشق حرف ندارد
شمع خریدم رو جعبش نوشته بود: (بدون دود بدون بو) فقط شانس بیارم روشن شه نور هم داشته باشه!
پشهه اومده لبمو نیش زده پشها ها هم بیشور شدن!!
امروز نه تنها کسی تولدمو تبریک نگفت بلکه حتی تولدمم نبود!
میگن ماهی قرمز گناه داره تو تنگ نندازین فقط ماهی قرمز آدمه؟ ماهی سفید کنار سبزی پلو سگه؟!
مورد داشتیم طرف خواب دیده داره درس میخونه رفته سر کلاس ۲۰ گرفته رویا های صادقانه قسمت اول!
خر نشو چیست؟ نصیحتی دوستانه جهت امتناع از انجام کاری
برای عاشق شدن باید یک شخصیت عادی را متفاوت دوست داشت
فردا برای دلجویی دیر است امروز “زخم” نزن
زیر سایبون چشمات تو شبستون نگاهت یه جایی گوشه اشکات مچ عشقتو میگیرم بین پاییز و زمستون انتظار و نم بارون
مثل باد سرد پاییز غم لعنتی به من زد ، حتی باغبون نفهمید که چه آفتی به من زد . .
نیمکت چوبی کهنه نم گرفته زیر بارون ، زیر سقف بی قرار شاخه های بید مجنون ابر بی طاقت پاییز مثل من چه بی ستارست ، مثل من شکسته از این نامه های پاره پارست . .
دخیل می بندم نه اینکه گره بگشایی می بندم که رهایم نکنی
تو گر به دفتر من نکته وفا خواندی ٬ من از کتاب غمت مبحث جفا خواندم
اینقدر از تنهایی نترس تو تنهایی وارد این دنیا شدی
نه چتری داشت نه روز نامه ای نه چمدانی عاشقش شدم از کجا میدانستم که مسافر است
گفتم بنویس معاشقه نوشت :ماه گفتم :عین و شین و قافش کو؟ گفت :عشق حرف ندارد
شمع خریدم رو جعبش نوشته بود: (بدون دود بدون بو) فقط شانس بیارم روشن شه نور هم داشته باشه!
پشهه اومده لبمو نیش زده پشها ها هم بیشور شدن!!
امروز نه تنها کسی تولدمو تبریک نگفت بلکه حتی تولدمم نبود!
میگن ماهی قرمز گناه داره تو تنگ نندازین فقط ماهی قرمز آدمه؟ ماهی سفید کنار سبزی پلو سگه؟!
مورد داشتیم طرف خواب دیده داره درس میخونه رفته سر کلاس ۲۰ گرفته رویا های صادقانه قسمت اول!
خر نشو چیست؟ نصیحتی دوستانه جهت امتناع از انجام کاری
برای عاشق شدن باید یک شخصیت عادی را متفاوت دوست داشت
فردا برای دلجویی دیر است امروز “زخم” نزن
زیر سایبون چشمات تو شبستون نگاهت یه جایی گوشه اشکات مچ عشقتو میگیرم بین پاییز و زمستون انتظار و نم بارون
مثل باد سرد پاییز غم لعنتی به من زد ، حتی باغبون نفهمید که چه آفتی به من زد . .
نیمکت چوبی کهنه نم گرفته زیر بارون ، زیر سقف بی قرار شاخه های بید مجنون ابر بی طاقت پاییز مثل من چه بی ستارست ، مثل من شکسته از این نامه های پاره پارست . .
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}