{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
چقدر وقت دارم برای تو و چقدر وقت نداری برای من .... و چقدر دلم می گیرد از این تنگی وقت که حتی وقت نمیکنی دلتنگ شوی برای من .....
برف هم با من سر لج دارد! چه زود پوشاند، رد پایت را. . .
به امید آنکه جایی قدمی نہاده باشی/ همه خاک های شیراز به دیدگان برفتم "سعدی"
خیلی سخته که دلت بودنشو بخواد...اما مجبور باشی به نبودنش عادت کنی....!!!!
هی روزگار!!! من به درک.خودت خسته نشدی از دیدن تصویر تکراری درد کشیدن من؟؟؟؟
چقدر به تو وابسته ام، در اولین شب زمستان، دلم برای تو تنگ میشه و گونه هایم، خیابان نمناک یک شب پائیزیست ..
عاقبت بند سفر پایم بست می روم، خنده به لب، خونین دل می روم از دل من دست بدار ای امید عبث بی حاصل
پرنده ها یارِ هم می شوند با هم می پرند آدم ها بار هم می شوند از هم می بُرند !
خدایا فقط یه سوال دارم...! چرا وقتی دل رو ساختی مثل فلش و رم واسش ظرفیت نذاشتی!؟
به كجا می نگری ؟ بودنت تنها نيست، تو خدار را داری و من آرامش چشمان تو را . . .
چقدر بده همیشه یه بغض تو گلوت باشه... وقتی رفتم سر سفره شام اولین لقمه رو که خوردم بغضم ترکید اشک از چشمام اومد همه نگام کردند . . . گفتم : چقدر داغ بود !
هیچ وقت درعشق لجبازی نکنید مطمئن باشید فقط از لجبازی شما دیگران سود می برند..
بهانه هم اگر میگیری بهانه مرا بگیر ..... من تمام خواستن را وجب کرده ام! هیچکس اندازه من عاشق تو و بهانه هایت نیست......!!
این روزها زیادی ساکت شده ام ، حرفهایم نمیدانم چرا به جای گلو ، از چشمهایم بیرون می آیند . . .
اِنـــقدر دوست دارَم کــــه بعـــضی موقـــع یادم میــره دوســم نداری .
چه خوش خیال است..فاصله را میگویم..به خیالش تورا از من دور کرده..نمیداند جای تو امن است اینجا در میان قلب من !!!!!!!!!!!!!!
چقدر وقت دارم برای تو و چقدر وقت نداری برای من .... و چقدر دلم می گیرد از این تنگی وقت که حتی وقت نمیکنی دلتنگ شوی برای من .....
برف هم با من سر لج دارد! چه زود پوشاند، رد پایت را. . .
به امید آنکه جایی قدمی نہاده باشی/ همه خاک های شیراز به دیدگان برفتم "سعدی"
خیلی سخته که دلت بودنشو بخواد...اما مجبور باشی به نبودنش عادت کنی....!!!!
هی روزگار!!! من به درک.خودت خسته نشدی از دیدن تصویر تکراری درد کشیدن من؟؟؟؟
چقدر به تو وابسته ام، در اولین شب زمستان، دلم برای تو تنگ میشه و گونه هایم، خیابان نمناک یک شب پائیزیست ..
عاقبت بند سفر پایم بست می روم، خنده به لب، خونین دل می روم از دل من دست بدار ای امید عبث بی حاصل
پرنده ها یارِ هم می شوند با هم می پرند آدم ها بار هم می شوند از هم می بُرند !
خدایا فقط یه سوال دارم...! چرا وقتی دل رو ساختی مثل فلش و رم واسش ظرفیت نذاشتی!؟
به كجا می نگری ؟ بودنت تنها نيست، تو خدار را داری و من آرامش چشمان تو را . . .
چقدر بده همیشه یه بغض تو گلوت باشه... وقتی رفتم سر سفره شام اولین لقمه رو که خوردم بغضم ترکید اشک از چشمام اومد همه نگام کردند . . . گفتم : چقدر داغ بود !
هیچ وقت درعشق لجبازی نکنید مطمئن باشید فقط از لجبازی شما دیگران سود می برند..
بهانه هم اگر میگیری بهانه مرا بگیر ..... من تمام خواستن را وجب کرده ام! هیچکس اندازه من عاشق تو و بهانه هایت نیست......!!
این روزها زیادی ساکت شده ام ، حرفهایم نمیدانم چرا به جای گلو ، از چشمهایم بیرون می آیند . . .
اِنـــقدر دوست دارَم کــــه بعـــضی موقـــع یادم میــره دوســم نداری .
چه خوش خیال است..فاصله را میگویم..به خیالش تورا از من دور کرده..نمیداند جای تو امن است اینجا در میان قلب من !!!!!!!!!!!!!!
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}