{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
اخذت الکاس ابی اشرب و کنت من العطش میت و ساعتها تذکرتک و بانت صورتک بالکاس نسیت اشرب ونسیت انی من العطش میت مسکت الکاس بیدینی اناطر صورتک وابکی ولو تدری بکاسی کان فاضی ومن دمعی تعبا الکاس
بادرالفرصه واحذرفوتهافبلوغ العزفی نیل الفرص دربهره مندی ازفرصت شتاب کن وازازدست رفتن آن بترسچون رسیدن به عزت دردستیابی به فرصت هاست
قلت اکتب لک رساله کلها لوم وعتب ولما انهیت الرساله غیر احبک ما انکتب
القلب لک ینادی والروح بعدک سراب کل الوجوه اتغیب عادی وانت اغیابک عذاب ترجمه: دل تو رو صدا میزنه و روح بعد از تو تبدیل به سراب شده اگه همه نباشن عادیه ولی نبود تو عذابه
لو دریت اشگد احبک چان دمعاتک تسیل چان گلبک حن علیه وداس فوق المستحیل ترجمه: اگر میدونستی چقدر دوست دارم اشک از چشات جاری می شد و دلت واسم با اشتیاق می زد و ناممکنها را رد می کرد
بحثت فی کتاب الاوفیا من الاف الی الیا عن صدیق من الاصدقا یستحق المحبه والوفا فوجدته یبدا وینتهی بک یا اعزاالاصدقا
یل فارگتنی اسنین کل یوم اسبک عفوا مزاح اویاک یعنی آنه احبک ای که مرا سالها تنها گذاشته ای هر روز به تو دشنام میدهمببخشید شوخی بود قصدم دوست دارم بود
احبک انت و انت بل حب تکفینی احبک انت و انت بالدمع تروینی احبک انت و انت بالقلب تحمینی احبک انت و انت بالدم تفدبنی احبک انت و انت بالعین تسحرنی احبک انت و انت فی الحلم تلاقینی
کل یوم احبه تانی ویزید هوا فقلبی اه من لی هیجرالی لما یعیش جنبی
لک قلبی لک عمری ولک باقی سنینی انت هوی نفسی و شوقی و حنینی ولو حکیت ما حکیت ما راح اوفی حقی کلمه احبک ما تکفی و بالنهایه ایه احبک
ینشدنی البطران تاکل عدس لیش گتله انشد الگصاب کیلو اللحم بیش ترجمه : آدم سرخوش ازم میپرسه که چرا عدس میخوری منم بهش گفتم که برو از غصاب بپرس گوشت کیلو چنده
اموت برقه احساسک وهمس احساسک و همس الحب بانفاسک ولو تطلب منی قلبی انا کلی فدا راسک
دمعه تسیل وشمعه تنطفی والعمر بدونک یختفی ومن دونک قلبی ینتهی
عاشق باشید و عشق بورزید و بدانید که هر چیزی رفتنی و گذشتنی است . . . پیوندتان مبارک
توبه توبه توبه ان کنت احبک تانب توبه بس قابلنی مره وتبقی دی آخر نوبه وبعدها توبه توبه ترجمه: از عشق تو توبه میکنم و برای آخرین بار خواهان دیدنت هستم
علیک الله الوکت نساک لو انتم نسیتونه و عله افر اگک تمر ایام ولامره ذکرتونه ترجمه: خدایش زمونه گذاشت منو فراموش کنی یا عمدا فراموشم کردی وازدوری تو خیلی وقت می گذرد وحتی یادی از ما نمی کنی
اخذت الکاس ابی اشرب و کنت من العطش میت و ساعتها تذکرتک و بانت صورتک بالکاس نسیت اشرب ونسیت انی من العطش میت مسکت الکاس بیدینی اناطر صورتک وابکی ولو تدری بکاسی کان فاضی ومن دمعی تعبا الکاس
بادرالفرصه واحذرفوتهافبلوغ العزفی نیل الفرص دربهره مندی ازفرصت شتاب کن وازازدست رفتن آن بترسچون رسیدن به عزت دردستیابی به فرصت هاست
قلت اکتب لک رساله کلها لوم وعتب ولما انهیت الرساله غیر احبک ما انکتب
القلب لک ینادی والروح بعدک سراب کل الوجوه اتغیب عادی وانت اغیابک عذاب ترجمه: دل تو رو صدا میزنه و روح بعد از تو تبدیل به سراب شده اگه همه نباشن عادیه ولی نبود تو عذابه
لو دریت اشگد احبک چان دمعاتک تسیل چان گلبک حن علیه وداس فوق المستحیل ترجمه: اگر میدونستی چقدر دوست دارم اشک از چشات جاری می شد و دلت واسم با اشتیاق می زد و ناممکنها را رد می کرد
بحثت فی کتاب الاوفیا من الاف الی الیا عن صدیق من الاصدقا یستحق المحبه والوفا فوجدته یبدا وینتهی بک یا اعزاالاصدقا
یل فارگتنی اسنین کل یوم اسبک عفوا مزاح اویاک یعنی آنه احبک ای که مرا سالها تنها گذاشته ای هر روز به تو دشنام میدهمببخشید شوخی بود قصدم دوست دارم بود
احبک انت و انت بل حب تکفینی احبک انت و انت بالدمع تروینی احبک انت و انت بالقلب تحمینی احبک انت و انت بالدم تفدبنی احبک انت و انت بالعین تسحرنی احبک انت و انت فی الحلم تلاقینی
کل یوم احبه تانی ویزید هوا فقلبی اه من لی هیجرالی لما یعیش جنبی
لک قلبی لک عمری ولک باقی سنینی انت هوی نفسی و شوقی و حنینی ولو حکیت ما حکیت ما راح اوفی حقی کلمه احبک ما تکفی و بالنهایه ایه احبک
ینشدنی البطران تاکل عدس لیش گتله انشد الگصاب کیلو اللحم بیش ترجمه : آدم سرخوش ازم میپرسه که چرا عدس میخوری منم بهش گفتم که برو از غصاب بپرس گوشت کیلو چنده
اموت برقه احساسک وهمس احساسک و همس الحب بانفاسک ولو تطلب منی قلبی انا کلی فدا راسک
دمعه تسیل وشمعه تنطفی والعمر بدونک یختفی ومن دونک قلبی ینتهی
عاشق باشید و عشق بورزید و بدانید که هر چیزی رفتنی و گذشتنی است . . . پیوندتان مبارک
توبه توبه توبه ان کنت احبک تانب توبه بس قابلنی مره وتبقی دی آخر نوبه وبعدها توبه توبه ترجمه: از عشق تو توبه میکنم و برای آخرین بار خواهان دیدنت هستم
علیک الله الوکت نساک لو انتم نسیتونه و عله افر اگک تمر ایام ولامره ذکرتونه ترجمه: خدایش زمونه گذاشت منو فراموش کنی یا عمدا فراموشم کردی وازدوری تو خیلی وقت می گذرد وحتی یادی از ما نمی کنی
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}