{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
هیچوقت رفیقی نداشتم که بگه تا ته خط باهاتم رفیق همه تا وقتی همه چی خوبه کنارتن
روزی می رسد که دوباره از کنار هم عبور می کنیم و آن روز تو فقط یک غریبه آشنائی…
باز بازم امشب لبه مرگ پایه خود را پس کشیدم مردم از بس نه شنیدم
اخرش روزی دست خودم را میگیرم و میروم از این تن از این بدن
چه شب ساکتی انگارهیچ کس دردنیانیست یاشاید من دردنیای کسی نیستم
انسان ممکن است با یک نفر بیست سال زندگی کند و آن شخص برایش یک غریبه باشد و می تواند با یک نفر بیست دقیقه وقت بگذراند و تا آخر عمر فراموشش نکند…
روزی با خود فکر میکردم که اگر اورا با غریبه ای ببینم شهر را به آتش میکشم اما الان حتی حاضر نیستم کبریتی روشن کنم تا ببینم کجاست!!
پیر می شود آدم وقتی عزیزش را صدا می کند و عزیزم نمی شنود
با آدمهایی سر کردم که نتوانستند خاطره ای برایم بسازند اما تا بخواهی کوله بار تجربه ام را برایم پر کردند
این روزها هر کسی مرا میبیند از حال و روز من میپرسد شک نکن که اگر هم از حالم بگویم هیچ کس نمیفهمد همین قدر بدان که به طرز خیلی خیلی تلخی آرامم
این روزها دلم همچون دایره ای میماند؛ که هیچ گوشه ای برایش دنج نیست
بازنده تر از خودم فقط من بودم
بزرگترین عیب برای دنیا همین بس که بی وفاست
سکوت بدترین درده هم برای پسر هم برای دختر سکوت حرفای ناگفته ای هست که به طور اشک از چشمانمان سرازیر میشوند
خدایا دستهای خالی ام رو بگیر می دونم که بنده ی خوبی نبودم اما شک ندارم که خدای خوبی هستی
خدایا دلم را کسانى میشکنند که هرگز راضى به شکستن دلشان نبودم از ادمهایت نمیگذرم از دل سنگشان از جنبه نداشتنشان از همه خوبى هایى که دلشان را زد
هیچوقت رفیقی نداشتم که بگه تا ته خط باهاتم رفیق همه تا وقتی همه چی خوبه کنارتن
روزی می رسد که دوباره از کنار هم عبور می کنیم و آن روز تو فقط یک غریبه آشنائی…
باز بازم امشب لبه مرگ پایه خود را پس کشیدم مردم از بس نه شنیدم
اخرش روزی دست خودم را میگیرم و میروم از این تن از این بدن
چه شب ساکتی انگارهیچ کس دردنیانیست یاشاید من دردنیای کسی نیستم
انسان ممکن است با یک نفر بیست سال زندگی کند و آن شخص برایش یک غریبه باشد و می تواند با یک نفر بیست دقیقه وقت بگذراند و تا آخر عمر فراموشش نکند…
روزی با خود فکر میکردم که اگر اورا با غریبه ای ببینم شهر را به آتش میکشم اما الان حتی حاضر نیستم کبریتی روشن کنم تا ببینم کجاست!!
پیر می شود آدم وقتی عزیزش را صدا می کند و عزیزم نمی شنود
با آدمهایی سر کردم که نتوانستند خاطره ای برایم بسازند اما تا بخواهی کوله بار تجربه ام را برایم پر کردند
این روزها هر کسی مرا میبیند از حال و روز من میپرسد شک نکن که اگر هم از حالم بگویم هیچ کس نمیفهمد همین قدر بدان که به طرز خیلی خیلی تلخی آرامم
این روزها دلم همچون دایره ای میماند؛ که هیچ گوشه ای برایش دنج نیست
بازنده تر از خودم فقط من بودم
بزرگترین عیب برای دنیا همین بس که بی وفاست
سکوت بدترین درده هم برای پسر هم برای دختر سکوت حرفای ناگفته ای هست که به طور اشک از چشمانمان سرازیر میشوند
خدایا دستهای خالی ام رو بگیر می دونم که بنده ی خوبی نبودم اما شک ندارم که خدای خوبی هستی
خدایا دلم را کسانى میشکنند که هرگز راضى به شکستن دلشان نبودم از ادمهایت نمیگذرم از دل سنگشان از جنبه نداشتنشان از همه خوبى هایى که دلشان را زد
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}