{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
توی زندگی همه یه نفر یه جوری نیست که هیچ هستی به چشم نمیاد
بدی آدم نمک نشناس اینه که وقتی یاد کارایی که براش کردی میوفتی به خودت بیشتر فحش میدی تا اون
غمگین تر از تنهایی اینه که بفهمی دلیل بودن کسی نیستی
اعتراف میکنم ... بچه که بودم به توپ میگفتم " بیخی " به رب میگفتم " خبیب " دانشمندا هنوز ارتباط شونو کشف نکردن!!!
آدمها چه موجودات دلگیری هستند وقتی سوزنشان را نخ میکنی برایت دروغ می بافند
ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺩﺭ ﺑﻄﻦ ﻣﻦ ﺯﻧﯽ ﺳﮑﺘﻪ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻫﺮ ﻧﻔﺲ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﺍ ﺳﺨﺖ ﺗﭙﯿﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﺗﻤﺎﻡ ﻭﺟﻮﺩﻡ
معتاد کامپیوتر بیمار نیست به خدا اون فقط تنهاست
تو دروغگو نیستی من حواسم پرت است گفته بودی دوستم داری بی اندازه اما خوب که فکر می کنم تازه می فهمم بی اندازه یعنی چه
ما از همه چیزمون گذشتیم تا تو خوشحال باشی اما افسوس که تو با کسی خوشحال بودی که از چیزیش برای تو
مورد داشتیم میخواسته لپ تاپ رو خاموش کنه رفته از پریز کشیده بیرون دیده خاموش نشده رفته فیوزو قطع کرده
حکایت تو با من حکایت باران بی امان است بر تن نحیف برگ
یادش به خیر زمانی که راهنمایی بودیم یه دبیر داشتیم هر موقع از دست ما عصبانی میشد میگفت: گوساله ها خجالت بکشید من جای پدرتون هستم
عاشق روزهایی هستم که؛ بدانم خوشحالی حتی اگر ندانم چرا
دختر داییم دانشگاه رشته من قبول شده ؛ زنگ زده میگه : یه سوال تخصصی دارم گفتم خب بپرس میگه ریاضی ۱ دفتر چن برگ میخواد
اعتراف ميكنم موتور ناظمو من خراب كردم ( لاستيكشو كلن در اوردم ) من زدم زير گوش بچه معلم رياضي سيگارتو من انداختم کف کلاس ک بابت هيچ کدوم کتک نخوردم خدا مارو ببخشه
یارو تو فیس بوک نوشته: بعد از رفتنت مرا به کدامین تن می سپاری؟؟ براش کامنت گذاشتم: به پنج تن بی شعور بلاکم کرد:
توی زندگی همه یه نفر یه جوری نیست که هیچ هستی به چشم نمیاد
بدی آدم نمک نشناس اینه که وقتی یاد کارایی که براش کردی میوفتی به خودت بیشتر فحش میدی تا اون
غمگین تر از تنهایی اینه که بفهمی دلیل بودن کسی نیستی
اعتراف میکنم ... بچه که بودم به توپ میگفتم " بیخی " به رب میگفتم " خبیب " دانشمندا هنوز ارتباط شونو کشف نکردن!!!
آدمها چه موجودات دلگیری هستند وقتی سوزنشان را نخ میکنی برایت دروغ می بافند
ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺩﺭ ﺑﻄﻦ ﻣﻦ ﺯﻧﯽ ﺳﮑﺘﻪ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻫﺮ ﻧﻔﺲ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﺍ ﺳﺨﺖ ﺗﭙﯿﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﺗﻤﺎﻡ ﻭﺟﻮﺩﻡ
معتاد کامپیوتر بیمار نیست به خدا اون فقط تنهاست
تو دروغگو نیستی من حواسم پرت است گفته بودی دوستم داری بی اندازه اما خوب که فکر می کنم تازه می فهمم بی اندازه یعنی چه
ما از همه چیزمون گذشتیم تا تو خوشحال باشی اما افسوس که تو با کسی خوشحال بودی که از چیزیش برای تو
مورد داشتیم میخواسته لپ تاپ رو خاموش کنه رفته از پریز کشیده بیرون دیده خاموش نشده رفته فیوزو قطع کرده
حکایت تو با من حکایت باران بی امان است بر تن نحیف برگ
یادش به خیر زمانی که راهنمایی بودیم یه دبیر داشتیم هر موقع از دست ما عصبانی میشد میگفت: گوساله ها خجالت بکشید من جای پدرتون هستم
عاشق روزهایی هستم که؛ بدانم خوشحالی حتی اگر ندانم چرا
دختر داییم دانشگاه رشته من قبول شده ؛ زنگ زده میگه : یه سوال تخصصی دارم گفتم خب بپرس میگه ریاضی ۱ دفتر چن برگ میخواد
اعتراف ميكنم موتور ناظمو من خراب كردم ( لاستيكشو كلن در اوردم ) من زدم زير گوش بچه معلم رياضي سيگارتو من انداختم کف کلاس ک بابت هيچ کدوم کتک نخوردم خدا مارو ببخشه
یارو تو فیس بوک نوشته: بعد از رفتنت مرا به کدامین تن می سپاری؟؟ براش کامنت گذاشتم: به پنج تن بی شعور بلاکم کرد:
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}