{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
ایـــن روزهــــا خــوابــــم نمـی آیــد … فـقــط مـــی خـــوابـــــم کــــه بیـــــدار نبــــاشــــم!
نگران نباش حال من خوب است فقط کمی بزرگتر شده ام عقلم قد کشیده شعورم متبلور شده دلتنگی هایم کوچک شده اند و در فاصله کوتاه لبخندها و اشکهایم آموخته ام زندگی کنم…
آغوشت را تنگ تر کن حسادت میکنم به هوایی که میان من و توست آغوشت را تنگ تر کن بی مرز میخواهمت
آمریکا دائش رو ساخت و نمیتونه کنترلش کنه و ولاسکو هم والیبال ایران رو ساخت و عمرا دیگه بتونه کنترلش کنه
از اسب که بیفتی اسیر سرزنش خاک می شوی در این سرزمین ، سقوط آزاد هم ممکن نیست
آنروز چقدر به دستانم فشار می آمد تا نام تو را روی صندلی کلاس هک کنم. و امروز چقدر به قلبم فشار می آید تا یاد تو را فراموش کنم
خــِـــــــرَد ، تا به زنـــــان میرسد… نامش میشود مـــَــــــکـــر … و مــَــکر ، تا به مـــــــردان میرسد… نامش میشود… عـــَـقــــــــل…
غفلت کردی مادر پشت این قلب عاشق فرزندت ارام ارام جان میسپارد و تو فراموش کردن را به او نیاموختی
از همان کودکی به ما هشدار دادند و جدی نگرفتیم یادت هست؟ در دفتر مشقهایمان خطوط فاصله همیشه قرمز بود
دیگر بوی آدمیزاد نمی دهیم ! گرگ ها هم برای خوردنمان ناز میکنند …
زمانی که خاطره هایتان از امیدهایتان قویتر شدند روزگارافولتان در راه است
حوا بودن تاوان سنگینی دارد … وقتی آدمـ ها برای هر دمـ و بازدمـ هوا نیاز دارند …
مهم نیست اگر انسان برای کسی که دوستش دارد غرورش را از دست بدهد؛ اما فاجعه است اگر به خاطر حفظ غرور، کسی را که دوست دارد از دست بدهد
بـه بودن ها ، دیـر عـادت کن و بــــه نبــودن هــا ، زود …! آدم ها ، نبودن را بهتر بلدند
و مرگ مردن نیست و مرگ تنها نفس نکشیدن نیست من مردگان بیشماری را دیده ام که راه میرفتند حرف میزدند ، سیگار میکشیدند
بلند بخوان؛ درشت بنویس؛ آویزه ی گوشت کن که : «تقوا» آن نیست؛ که با یک «تق»، وا برود …
ایـــن روزهــــا خــوابــــم نمـی آیــد … فـقــط مـــی خـــوابـــــم کــــه بیـــــدار نبــــاشــــم!
نگران نباش حال من خوب است فقط کمی بزرگتر شده ام عقلم قد کشیده شعورم متبلور شده دلتنگی هایم کوچک شده اند و در فاصله کوتاه لبخندها و اشکهایم آموخته ام زندگی کنم…
آغوشت را تنگ تر کن حسادت میکنم به هوایی که میان من و توست آغوشت را تنگ تر کن بی مرز میخواهمت
آمریکا دائش رو ساخت و نمیتونه کنترلش کنه و ولاسکو هم والیبال ایران رو ساخت و عمرا دیگه بتونه کنترلش کنه
از اسب که بیفتی اسیر سرزنش خاک می شوی در این سرزمین ، سقوط آزاد هم ممکن نیست
آنروز چقدر به دستانم فشار می آمد تا نام تو را روی صندلی کلاس هک کنم. و امروز چقدر به قلبم فشار می آید تا یاد تو را فراموش کنم
خــِـــــــرَد ، تا به زنـــــان میرسد… نامش میشود مـــَــــــکـــر … و مــَــکر ، تا به مـــــــردان میرسد… نامش میشود… عـــَـقــــــــل…
غفلت کردی مادر پشت این قلب عاشق فرزندت ارام ارام جان میسپارد و تو فراموش کردن را به او نیاموختی
از همان کودکی به ما هشدار دادند و جدی نگرفتیم یادت هست؟ در دفتر مشقهایمان خطوط فاصله همیشه قرمز بود
دیگر بوی آدمیزاد نمی دهیم ! گرگ ها هم برای خوردنمان ناز میکنند …
زمانی که خاطره هایتان از امیدهایتان قویتر شدند روزگارافولتان در راه است
حوا بودن تاوان سنگینی دارد … وقتی آدمـ ها برای هر دمـ و بازدمـ هوا نیاز دارند …
مهم نیست اگر انسان برای کسی که دوستش دارد غرورش را از دست بدهد؛ اما فاجعه است اگر به خاطر حفظ غرور، کسی را که دوست دارد از دست بدهد
بـه بودن ها ، دیـر عـادت کن و بــــه نبــودن هــا ، زود …! آدم ها ، نبودن را بهتر بلدند
و مرگ مردن نیست و مرگ تنها نفس نکشیدن نیست من مردگان بیشماری را دیده ام که راه میرفتند حرف میزدند ، سیگار میکشیدند
بلند بخوان؛ درشت بنویس؛ آویزه ی گوشت کن که : «تقوا» آن نیست؛ که با یک «تق»، وا برود …
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}