{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
درسته درسم تموم شده و بوی مهر و حس نمیکنم ولی بوی گند بی مهری خوب به مشامم میرسه
هیچکس، بر نیمکت پارک به تنهایی نمینشیند، یا یار در بر اوست،یا یاد یار در سر او
دیگر آرزویـــی ندارم! اگر خودم نـــه ، حداقـــل موهایــم سپیــد بختــــ شدند عاقبتـــ !
کاش من هـــــم دکمــــه alt+shift داشتــــم تا وقتی حرفهـــــایم را نمی فهمیــــدی زبان گفتـــه هــایم را عوض مـــی کردم .
مرا با حقیقت بیازار اما هرگز با دروغ آرامم نکن
دیگر از تنهــــــایی خستـــــه شده ام … به کلاغــــها زیر میـــــزی میــــدهم ، تا قصـــه ام را تمــام کنند . . .
عشق یک دروغ برای معنا پیدا کردن زندگی
سمت من نیا اعصاب من زیر درخت آلبالو گم شده
درد یعنی سرت به همون سنگی بخوره که به سینه میزدی …
دلم اصرار دارد فریاد بزند؛ اما . . . من جلوی دهانش را می گیرم، وقتی می دانم کسی تمایلی به شنیدن صدایش ندارد . . .
به بعضیام باس گفت خواهش میکنم برگرد یه هری مونده ته دلم که باس بت بگم
نزدیکم به تو مثل شهریور تا مهر دوری از من مثل مهر تا شهریور
گرگ شده اند اینروزها… کافی است سر به زیر باشی با بره اشتباهت میگیرند خیز برمیدارند برای دریدنت…
تورادرقلب شعرم میگذارم به نام عشق آن را مینگارم تمام حرف من در شعر این بود تورا تا بی نهایت دوست دارم
دخـــــــــــــــــــــــتری که تمام دغدغه اش ست کردن رنــگ لـباس و رژ لبش می باشد چه می داند از درد های یک مرد…
رویاهایم را به سمسار دادم پشت شیشه ی مغازه اش نوشت : کابوس های عاشقانه به قیمت جوانی
درسته درسم تموم شده و بوی مهر و حس نمیکنم ولی بوی گند بی مهری خوب به مشامم میرسه
هیچکس، بر نیمکت پارک به تنهایی نمینشیند، یا یار در بر اوست،یا یاد یار در سر او
دیگر آرزویـــی ندارم! اگر خودم نـــه ، حداقـــل موهایــم سپیــد بختــــ شدند عاقبتـــ !
کاش من هـــــم دکمــــه alt+shift داشتــــم تا وقتی حرفهـــــایم را نمی فهمیــــدی زبان گفتـــه هــایم را عوض مـــی کردم .
مرا با حقیقت بیازار اما هرگز با دروغ آرامم نکن
دیگر از تنهــــــایی خستـــــه شده ام … به کلاغــــها زیر میـــــزی میــــدهم ، تا قصـــه ام را تمــام کنند . . .
عشق یک دروغ برای معنا پیدا کردن زندگی
سمت من نیا اعصاب من زیر درخت آلبالو گم شده
درد یعنی سرت به همون سنگی بخوره که به سینه میزدی …
دلم اصرار دارد فریاد بزند؛ اما . . . من جلوی دهانش را می گیرم، وقتی می دانم کسی تمایلی به شنیدن صدایش ندارد . . .
به بعضیام باس گفت خواهش میکنم برگرد یه هری مونده ته دلم که باس بت بگم
نزدیکم به تو مثل شهریور تا مهر دوری از من مثل مهر تا شهریور
گرگ شده اند اینروزها… کافی است سر به زیر باشی با بره اشتباهت میگیرند خیز برمیدارند برای دریدنت…
تورادرقلب شعرم میگذارم به نام عشق آن را مینگارم تمام حرف من در شعر این بود تورا تا بی نهایت دوست دارم
دخـــــــــــــــــــــــتری که تمام دغدغه اش ست کردن رنــگ لـباس و رژ لبش می باشد چه می داند از درد های یک مرد…
رویاهایم را به سمسار دادم پشت شیشه ی مغازه اش نوشت : کابوس های عاشقانه به قیمت جوانی
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}