{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
بـیـا بـازی کـنـیـم … خـودم را بـه خـواب زمـسـتـانـی مـی زنـم, تـو بـیـا ، بـا بـوسـه ای بـیـدارم کـن !!!
" گـنـجـشـک هـا از مـــن آشـیـانـه مـی ســازنـد کــلاغ هـا بـه مـــن مـی خـنـدنـد ایـــن روزهـــا مــتـرسـکـی شــده ام کــه تــرسـانـدن نــمـی دانــد ... ! "
ی چیزی بگم عشقم؟ راستش... حتی خـــیــــال تــو می ارزد به داشتنِ همه !
خودت هر چی دوست داری بنویس.اما من........همیشه خالی
زبان دل مرا هیچکس جز دل تو نمیفهمد، بیا .... بیا که بی وجود تو، من لال شده ام!!!!!!!!!!!!!!!!!!
لبخند بزن؛ برآمدگي گونه هايت توان آن را دارد كه اميد رفته را بازگرداند، تجربه ثابت كرده است كه گاه قوسي كوچك ، ميتواند معماري بنايي را نجات دهد ...
وقتی که رفته ای خاطراتت را میفرستی میان تنهایی و دلتنگی رویاهایم سرک بکشد که چه ...........؟!!!!
بیهوده فیلممان رانشان میدهی.. جدایی من ازتوهیچ اسکاری ندارد..
بعضی وقتاخداهم احس تنهایی میکند.ودوست داردکه دادبزندکه تنهایم.... مثل..قول هولاهواحد...
شبها که کوهی از غم و اندوه می فشارد سینه ام را ورق میزنم کهنه دفتر عشقمان را ورنگ تازه ای می بخشم به جلد خاطراتش...
زَخـمْ هـايـْم را بـِه خـُودتـــْ نــگـيـر . . . انــْـدازهے ايـטּ حـَرفــْـ هـا نيستـﮯْ . .
من دووم نمیارم انقدر کشیدم که اگه به خوشبختی برسم بگم دیگه دیره .نمیخواااااااااااااااااام.....
خوبه که حداقل خودت میدونی از اول چی بودی که وقتی ازت میپرسم تو اینجوری بودی؟؟؟ جوابت میشه آره از اول همین گوهی بودم که میبینی..........
بمان با من که من صدای خسته در بادم/در این اندوه بی پایان بمان تنها تو در یادم/نمیدانم چرا غمها نمیدانند که من سلطان غمهایم/بیا با من باش که من بی تو تنهای تنهایم.
دلم واسه خوابی که تو توش نباشی تنگ شده
خلأ در هوا نیست… در آغوش من است که خالى شده از تو…
بـیـا بـازی کـنـیـم … خـودم را بـه خـواب زمـسـتـانـی مـی زنـم, تـو بـیـا ، بـا بـوسـه ای بـیـدارم کـن !!!
" گـنـجـشـک هـا از مـــن آشـیـانـه مـی ســازنـد کــلاغ هـا بـه مـــن مـی خـنـدنـد ایـــن روزهـــا مــتـرسـکـی شــده ام کــه تــرسـانـدن نــمـی دانــد ... ! "
ی چیزی بگم عشقم؟ راستش... حتی خـــیــــال تــو می ارزد به داشتنِ همه !
خودت هر چی دوست داری بنویس.اما من........همیشه خالی
زبان دل مرا هیچکس جز دل تو نمیفهمد، بیا .... بیا که بی وجود تو، من لال شده ام!!!!!!!!!!!!!!!!!!
لبخند بزن؛ برآمدگي گونه هايت توان آن را دارد كه اميد رفته را بازگرداند، تجربه ثابت كرده است كه گاه قوسي كوچك ، ميتواند معماري بنايي را نجات دهد ...
وقتی که رفته ای خاطراتت را میفرستی میان تنهایی و دلتنگی رویاهایم سرک بکشد که چه ...........؟!!!!
بیهوده فیلممان رانشان میدهی.. جدایی من ازتوهیچ اسکاری ندارد..
بعضی وقتاخداهم احس تنهایی میکند.ودوست داردکه دادبزندکه تنهایم.... مثل..قول هولاهواحد...
شبها که کوهی از غم و اندوه می فشارد سینه ام را ورق میزنم کهنه دفتر عشقمان را ورنگ تازه ای می بخشم به جلد خاطراتش...
زَخـمْ هـايـْم را بـِه خـُودتـــْ نــگـيـر . . . انــْـدازهے ايـטּ حـَرفــْـ هـا نيستـﮯْ . .
من دووم نمیارم انقدر کشیدم که اگه به خوشبختی برسم بگم دیگه دیره .نمیخواااااااااااااااااام.....
خوبه که حداقل خودت میدونی از اول چی بودی که وقتی ازت میپرسم تو اینجوری بودی؟؟؟ جوابت میشه آره از اول همین گوهی بودم که میبینی..........
بمان با من که من صدای خسته در بادم/در این اندوه بی پایان بمان تنها تو در یادم/نمیدانم چرا غمها نمیدانند که من سلطان غمهایم/بیا با من باش که من بی تو تنهای تنهایم.
دلم واسه خوابی که تو توش نباشی تنگ شده
خلأ در هوا نیست… در آغوش من است که خالى شده از تو…
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}