{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
بی تو ------ حالم از این شهر به هم می خورد کـار دل این است که غم می خورد بـــاورِ مــن نیسـت کــه ایـن روزهــا زنـدگـی ام بـی تــو رقـم مـی خورد
با مداد کودکیم مى نویسم دوستت دارم چون کودکى هیچوقت دروغ نمى گوید !!!
وقتى حالت خوب نیست و دارى قدم میزنى ، رسیدن انصاف نیست
به باران میمانی ... گاه و بی گاه و بی اجازه ، خیالت بر من میبارد و من خیس خیس از تو ... دنبال هیچ سرپناهی نمیگردم ... دوست داشتنت در من بی انتهاست .
من دفتری پر از غزلم . . . . . از ترانه ام . . . . . . . لبهایت عاشقانه هجایم نمی کند
این پیام فقط یک یاد آوری است !!! ...... خیلی دوستت دارم ......
چشمهایت که عامل ویرانی من ند حتی برایم یک قطره گریه نمی کنند . . . . . . ان چشم های ابی دریاییت هنوز یک قطره گریه نیز برایم نمی کنند
عشق ابدیست و هیچ وقت نابود نمی شود اگر روزی نابود شد بدان که عشق نبود بلکه یک هوس بوده است...پس عاشق باشید نه هوس باز
چشمانت... مهر باطلی بود بر تمامی آیاتی که رخ تو را از من منع می کرد نازنینم.
چقدر کم توقع شده ام ، نه آغوشت را می خواهم نه یک بوسه نه دیگر بودنت را ؛ همین که بیایی و از کنارم رد شوی کافیست ، مرا به آرامش می رساند حتی اصطحکاک سایه هایمان کافیست !
همه گویند که من فتنه (شیفته)بر اویم... گرچه دانم همه کس (فتنه )براویند! لیک میترسم یارب! نکند راست بگویند؟؟؟
دستمال خیس ارزوهایم راچکیدم.همین 4قطره چکید: زنده .... باد... رفیق.... بامعرفت....
" تــــو مــی روی و مــــن رســـوب مــی شـــوم تـه مـانـده ای کـه دور بـایـد ریـخـت ... ! "
چنین که بی همگان با تو روبرو شده ام مرا ببخش اگر انتقام جو شده ام اگر چه لذت بخشش هزار چندین است برای بوسه فقط انتقام شیرین است
ببآر بارون یکی عشقشو گم کرده ببار باررون قرار گریه بر گرده. نمیدونم چرا بد شد چرا از خوبیام رد شد.....
وقتی سایه تو بالای سر من است دیگر هیچ آفتابی نمیتواند مرا بسوزاند تو را دوست دارم و بس.
بی تو ------ حالم از این شهر به هم می خورد کـار دل این است که غم می خورد بـــاورِ مــن نیسـت کــه ایـن روزهــا زنـدگـی ام بـی تــو رقـم مـی خورد
با مداد کودکیم مى نویسم دوستت دارم چون کودکى هیچوقت دروغ نمى گوید !!!
وقتى حالت خوب نیست و دارى قدم میزنى ، رسیدن انصاف نیست
به باران میمانی ... گاه و بی گاه و بی اجازه ، خیالت بر من میبارد و من خیس خیس از تو ... دنبال هیچ سرپناهی نمیگردم ... دوست داشتنت در من بی انتهاست .
من دفتری پر از غزلم . . . . . از ترانه ام . . . . . . . لبهایت عاشقانه هجایم نمی کند
این پیام فقط یک یاد آوری است !!! ...... خیلی دوستت دارم ......
چشمهایت که عامل ویرانی من ند حتی برایم یک قطره گریه نمی کنند . . . . . . ان چشم های ابی دریاییت هنوز یک قطره گریه نیز برایم نمی کنند
عشق ابدیست و هیچ وقت نابود نمی شود اگر روزی نابود شد بدان که عشق نبود بلکه یک هوس بوده است...پس عاشق باشید نه هوس باز
چشمانت... مهر باطلی بود بر تمامی آیاتی که رخ تو را از من منع می کرد نازنینم.
چقدر کم توقع شده ام ، نه آغوشت را می خواهم نه یک بوسه نه دیگر بودنت را ؛ همین که بیایی و از کنارم رد شوی کافیست ، مرا به آرامش می رساند حتی اصطحکاک سایه هایمان کافیست !
همه گویند که من فتنه (شیفته)بر اویم... گرچه دانم همه کس (فتنه )براویند! لیک میترسم یارب! نکند راست بگویند؟؟؟
دستمال خیس ارزوهایم راچکیدم.همین 4قطره چکید: زنده .... باد... رفیق.... بامعرفت....
" تــــو مــی روی و مــــن رســـوب مــی شـــوم تـه مـانـده ای کـه دور بـایـد ریـخـت ... ! "
چنین که بی همگان با تو روبرو شده ام مرا ببخش اگر انتقام جو شده ام اگر چه لذت بخشش هزار چندین است برای بوسه فقط انتقام شیرین است
ببآر بارون یکی عشقشو گم کرده ببار باررون قرار گریه بر گرده. نمیدونم چرا بد شد چرا از خوبیام رد شد.....
وقتی سایه تو بالای سر من است دیگر هیچ آفتابی نمیتواند مرا بسوزاند تو را دوست دارم و بس.
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}