{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
هر قطره اشك نشان دل شكستگي است، هر سكوت نشان تنهايي است، هر لبخند نشان مهرباني است، هر پيام نشاني از دلتنگي من براي توست
اگر در معرفت يكتا نبودي اگرغارتگر دلها نبودي، دلم بيهوده دلتنگت نمي شد.
دلم درد ميكند انگار خام بودند خيالهايى كه به خوردم داده بودى .
قد تو به عشق نميرسيد، غرورم را زير پايت گذاشتم كه برسد؛ اما باز هم نرسيد!
خط زدن بر من پايان من نيست آغاز بي لياقتي توست
از اشعارم هم تو را كنار گذاشته ام، ببين فراموشي انسان هاي بي لياقت كار چندان مشكلي نيست
دیوانه اولی: من وقتی رو کله ام وامیستم خون توی سرم جمع میشه، ولی وقتی روی پاهام وامیستم، خون تو پاهم جمع نمی شه، می دونی چرا اینجوریه؟ دیوانه دومی: خوب معلومه، چون پاهات مثل کله ات تو خالی نیستند!!!
امروز عکست رو توی روزنامه دیدم فکر کردم خیلی معروف شدی و همه میشناسنت خوب که نگاه کردم بالاش نوشته بود گمشده !!!
به يكي دل سپردم بي وفا شد چو پابندش شدم از من جدا شد نمي دانم از اول بي وفا بود يا من نازش كشيدم بي وفاشد
اولی: آقای دکتر، من فکر می کنم عینک لازم دارم. دومی: بله حتما! چون این جا مغازه ساندویچ فروشی است!
من می بافم و تو می بافی.... من برای تو کلاه تا سرت را گرم کنم... تو برای من دروغ تا دلم را گرم کنی....
گدا: آقا، بي زحمت دو هزار تومان بده به من ناهار بخورم. عابر: برو بابا! من خودم هنوز ناهار نخورده ام. گدا: عيب ندارد، پس چهار هزار تومان بده، ناهار مهمان من باش
همزادکویرم تب باران دارم…! درسینه دلی شکسته پنهان دارم. در دفترخاطرات من بنویسید…! من هرچه که دارم از رفیقان دارم
کمی زود بود ولی دعایت گرفت مادربزرگ ...! دلم زود پیر شد
روزی معلمی به شاگرد خود گفت: از روی درس ۱۰ بار بنویس! روز بعد شاگرد از روی درس شش بار نوشت. معلم به او گفت چرا از روی درس شش بار نوشتی؟! شاگرد گفت: بدبختی اینجاست که ریاضی مان هم ضعیف است!!!
معلم: چرا انشایی که درباره ی گربه نوشتی مثل انشای برادرته؟! رضا: آقا اجازه چون ما یک گربه بیشتر توی خونمون نداریم!
هر قطره اشك نشان دل شكستگي است، هر سكوت نشان تنهايي است، هر لبخند نشان مهرباني است، هر پيام نشاني از دلتنگي من براي توست
اگر در معرفت يكتا نبودي اگرغارتگر دلها نبودي، دلم بيهوده دلتنگت نمي شد.
دلم درد ميكند انگار خام بودند خيالهايى كه به خوردم داده بودى .
قد تو به عشق نميرسيد، غرورم را زير پايت گذاشتم كه برسد؛ اما باز هم نرسيد!
خط زدن بر من پايان من نيست آغاز بي لياقتي توست
از اشعارم هم تو را كنار گذاشته ام، ببين فراموشي انسان هاي بي لياقت كار چندان مشكلي نيست
دیوانه اولی: من وقتی رو کله ام وامیستم خون توی سرم جمع میشه، ولی وقتی روی پاهام وامیستم، خون تو پاهم جمع نمی شه، می دونی چرا اینجوریه؟ دیوانه دومی: خوب معلومه، چون پاهات مثل کله ات تو خالی نیستند!!!
امروز عکست رو توی روزنامه دیدم فکر کردم خیلی معروف شدی و همه میشناسنت خوب که نگاه کردم بالاش نوشته بود گمشده !!!
به يكي دل سپردم بي وفا شد چو پابندش شدم از من جدا شد نمي دانم از اول بي وفا بود يا من نازش كشيدم بي وفاشد
اولی: آقای دکتر، من فکر می کنم عینک لازم دارم. دومی: بله حتما! چون این جا مغازه ساندویچ فروشی است!
من می بافم و تو می بافی.... من برای تو کلاه تا سرت را گرم کنم... تو برای من دروغ تا دلم را گرم کنی....
گدا: آقا، بي زحمت دو هزار تومان بده به من ناهار بخورم. عابر: برو بابا! من خودم هنوز ناهار نخورده ام. گدا: عيب ندارد، پس چهار هزار تومان بده، ناهار مهمان من باش
همزادکویرم تب باران دارم…! درسینه دلی شکسته پنهان دارم. در دفترخاطرات من بنویسید…! من هرچه که دارم از رفیقان دارم
کمی زود بود ولی دعایت گرفت مادربزرگ ...! دلم زود پیر شد
روزی معلمی به شاگرد خود گفت: از روی درس ۱۰ بار بنویس! روز بعد شاگرد از روی درس شش بار نوشت. معلم به او گفت چرا از روی درس شش بار نوشتی؟! شاگرد گفت: بدبختی اینجاست که ریاضی مان هم ضعیف است!!!
معلم: چرا انشایی که درباره ی گربه نوشتی مثل انشای برادرته؟! رضا: آقا اجازه چون ما یک گربه بیشتر توی خونمون نداریم!
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}