{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
ز درد و دلت فقط درد سهم من شد و دلت سهم دیگری .
میدونی فرق سرباز با هندونه چیه ؟سربازو سرشو می تراشن ، هندونه رو تهشو .
قشنگي فاصلهادراين است که گاهي به يادمان مياندازد کسى هست تادلتنگش شويم
دلم درد می کند . انگار خام بودند خیال هایی که به خوردم داده بودی
نمیدانم گنجشک ها که شبیه هم هستند ، چه طور همدیگر و میشناسن. و نمیدانم چند نفر شبیه من هستند که تو دیگر مرا نمیشناسی
يارو لب دريا همش داد ميزد آفرين، ما شالا ،ازش ميپرسن چه کار ميکني؟ ميگه :پسرم 1 ساعته رفته زير آب هنوز بر نگشته عجب نفسي داره ها ..؟!
فرق پیر دختر با پیر پسر: اولی موفق نشده ازدواج کنه، دومی موفق شده ازدواج نکنه.
ساعت ها را بگو بخوابند ؛ بیهوده زیستن را نیازی به شمارش نیست !
ز یارو می پرسن از چه رنگی خوشت میاد؟!! میگه : کمرنگ!!
جلوتر نيا! خاكستر ميشوى اينجا دلى را سوزانده اند...
ازدواج مثل توالت عمومی میمونه!! بیرون هر دو تا باشی دوست داری واردش بشی!!! واردشون که شدی دوست داری هر چه سریعتر از اون خارج بشی!!!!
دو باجناق به نام های کافی ونعمت سوار یک خر بودند. نعمت گفت اگر یک خر دیگر بود، کافی بود. کافی گفت همین هم که هست نعمت است!
من رو از خونه قلبت بيرون انداختي، بي انصاف درو باز كن دستم لاي در گير كرده!
دانش آموزی داشت سر کلاس چیزی می خورد، معلم پرسید چی می خوری؟ گفت: نمی خورم! آلو خشک رو گذاشم توی دهانم تا خیس شه زنگ تفریح بخورم!
معلم: فعل کشیدن را صرف کن. شاگرد: کشیدم کشیدی پاره شد!
جان رفته ولي زخم جفايت نرود / تاثيردو چشم بي وفايت نرود / فرشي زدل شكسته انداخته ام / آهسته بيا شيشه به پايت نرود
ز درد و دلت فقط درد سهم من شد و دلت سهم دیگری .
میدونی فرق سرباز با هندونه چیه ؟سربازو سرشو می تراشن ، هندونه رو تهشو .
قشنگي فاصلهادراين است که گاهي به يادمان مياندازد کسى هست تادلتنگش شويم
دلم درد می کند . انگار خام بودند خیال هایی که به خوردم داده بودی
نمیدانم گنجشک ها که شبیه هم هستند ، چه طور همدیگر و میشناسن. و نمیدانم چند نفر شبیه من هستند که تو دیگر مرا نمیشناسی
يارو لب دريا همش داد ميزد آفرين، ما شالا ،ازش ميپرسن چه کار ميکني؟ ميگه :پسرم 1 ساعته رفته زير آب هنوز بر نگشته عجب نفسي داره ها ..؟!
فرق پیر دختر با پیر پسر: اولی موفق نشده ازدواج کنه، دومی موفق شده ازدواج نکنه.
ساعت ها را بگو بخوابند ؛ بیهوده زیستن را نیازی به شمارش نیست !
ز یارو می پرسن از چه رنگی خوشت میاد؟!! میگه : کمرنگ!!
جلوتر نيا! خاكستر ميشوى اينجا دلى را سوزانده اند...
ازدواج مثل توالت عمومی میمونه!! بیرون هر دو تا باشی دوست داری واردش بشی!!! واردشون که شدی دوست داری هر چه سریعتر از اون خارج بشی!!!!
دو باجناق به نام های کافی ونعمت سوار یک خر بودند. نعمت گفت اگر یک خر دیگر بود، کافی بود. کافی گفت همین هم که هست نعمت است!
من رو از خونه قلبت بيرون انداختي، بي انصاف درو باز كن دستم لاي در گير كرده!
دانش آموزی داشت سر کلاس چیزی می خورد، معلم پرسید چی می خوری؟ گفت: نمی خورم! آلو خشک رو گذاشم توی دهانم تا خیس شه زنگ تفریح بخورم!
معلم: فعل کشیدن را صرف کن. شاگرد: کشیدم کشیدی پاره شد!
جان رفته ولي زخم جفايت نرود / تاثيردو چشم بي وفايت نرود / فرشي زدل شكسته انداخته ام / آهسته بيا شيشه به پايت نرود
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}