{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
من همیشه تو خونه مسئولیت سرخ کردن سیب زمینی هارو بر عهده میگیرم که هر جقدر دلم خواست با خیال راحت ناخنک بزنم :ا اما کافیه یکی دیگه بیاد یه سیب زمینی برداره اینقدر میزنمش که بگه غلط کردم:ا
اعتراف میکنم با این سن و سالم هنوزم عاشقه اینم ک برم روی بخاری روشن بشینم،چهار زانو بزنم تا گرم بشم.....لذتی داره ک نگو... روانی هم خودتونید:)))))))))))))))))))))))))))
اعتراف میکنم وقتی بچه بودم فیلم میدیدم بعد اگه یکی از کاراکترای فیلم یه کم میرفت اونور تر و از کادر خارج میشد منم میرفتم اونور و سرمو کج میکردم تا ببینمش! فکر میکردم معلوم میشه!!!
اعتراف میکنم جای خالیت را حتی دنیای مجازی هم پرنمیکنه دلم عجیب هوای خنده هایت راکرده لعنتی برگرد
من اگه دیرتر از اون ساعتى که میخوام ،بیدار بشم اعصابم خورد میشه دوباره میگیرم میخوابم.خخخخ
اعتراف میکنم متولد سال 69ام..و عملا از خاطرات دهه شصتیا چیز زیادی یادم نیس. اما ازین که دهه شصتیم خعلی ب خودم میبالم.... ب افتخار همه دهه شصتیااااا..جیغ..دست...هورااااااااااا
سر كلاس نشسته بوديم يهو طوفان شد پنجره كلاس باشدت باز شد!!استاد رفت پنجره رو ببنده انقد باد شديد بود موهاش مثل دم طاووس تو هوا پريشون شدن!!يهو كلاس رفت رو ھوا.... استاد :|||| بچه ها :)))
به سلامتی اون معاون هایی که وقتی از کلاس می رفتیم بیرون نمی گفتن به ما چه مشکل خودته میومدن پا در میونی می کردن از ابروشون می گذشتن تا ما بریم تو کلاس......
یه سوالی چند وقتیه ذهنمو مشغول کرده! یعنی سازمان ثبت و احوال میدونست یا پیش بینی کرده بود که این دهه ی هشتادیا گودزیلان که تو شناسنامشون صفحه ازدواج نزاشته؟ قضیه مشکوکه ها!
اعتراف می کنم دوران بچگی شدید تلاش می کردم از پشت تلویزیون به مجری برنامه کودک مورد علاقم دسترسی مستقیم پیدا کنم!
توي تاكسي اگ دقيقا جايي ك ميخواي پياده شي ب راننده بگي،50متر جلوتر واميسته،ولي اگ50متر قبل از مقصد بگي،فورا همونجا ترمز ميزنه :(دي
انقد بدم میادوقتی داری با ذوق شوق واسه مامانو بابات یه داستان خنده دار تعریف میکنی ،بعد کم کم بحث میکشه به درس زندگی و نصیحت... ادم اون لحظه احساس غلط کردن بهش دست میده..
عاغــا بیایــن این امیــــر21رو بکشیم از دسش راحت شیم با این پستــای باخالی که میذاره به جونه بابام از خنده غش میکنم وقتی میخونمش! ضمناً کسی به داداشه من نزدیک نمیشه حالشو بگیرم شوخیدم!
اعتراف می کنم هر وقت تو خیابون دست کسی کتاب می بینم سعی می کنم ببینم که کتاب چیه !تا بفهمم طرف کلاس چندمه فقط من اینجوریم عایا؟؟؟ بگین تنها نیستم
من از دوستام انتظار دارم تو مواردی که حق با من هست ، طرف “حق” باشن تو مواردی هم که حق با من نیست ، طرف “من” باشن !
شكست عشقي خوردم، افسردگي گرفتم، شب و روزم گريه شد، از غذا خوردن هم افتادم ولي نميدونم چرا لاغر نشدم!! مسئولين كجان الان؟ اين چه وعضشه؟
من همیشه تو خونه مسئولیت سرخ کردن سیب زمینی هارو بر عهده میگیرم که هر جقدر دلم خواست با خیال راحت ناخنک بزنم :ا اما کافیه یکی دیگه بیاد یه سیب زمینی برداره اینقدر میزنمش که بگه غلط کردم:ا
اعتراف میکنم با این سن و سالم هنوزم عاشقه اینم ک برم روی بخاری روشن بشینم،چهار زانو بزنم تا گرم بشم.....لذتی داره ک نگو... روانی هم خودتونید:)))))))))))))))))))))))))))
اعتراف میکنم وقتی بچه بودم فیلم میدیدم بعد اگه یکی از کاراکترای فیلم یه کم میرفت اونور تر و از کادر خارج میشد منم میرفتم اونور و سرمو کج میکردم تا ببینمش! فکر میکردم معلوم میشه!!!
اعتراف میکنم جای خالیت را حتی دنیای مجازی هم پرنمیکنه دلم عجیب هوای خنده هایت راکرده لعنتی برگرد
من اگه دیرتر از اون ساعتى که میخوام ،بیدار بشم اعصابم خورد میشه دوباره میگیرم میخوابم.خخخخ
اعتراف میکنم متولد سال 69ام..و عملا از خاطرات دهه شصتیا چیز زیادی یادم نیس. اما ازین که دهه شصتیم خعلی ب خودم میبالم.... ب افتخار همه دهه شصتیااااا..جیغ..دست...هورااااااااااا
سر كلاس نشسته بوديم يهو طوفان شد پنجره كلاس باشدت باز شد!!استاد رفت پنجره رو ببنده انقد باد شديد بود موهاش مثل دم طاووس تو هوا پريشون شدن!!يهو كلاس رفت رو ھوا.... استاد :|||| بچه ها :)))
به سلامتی اون معاون هایی که وقتی از کلاس می رفتیم بیرون نمی گفتن به ما چه مشکل خودته میومدن پا در میونی می کردن از ابروشون می گذشتن تا ما بریم تو کلاس......
یه سوالی چند وقتیه ذهنمو مشغول کرده! یعنی سازمان ثبت و احوال میدونست یا پیش بینی کرده بود که این دهه ی هشتادیا گودزیلان که تو شناسنامشون صفحه ازدواج نزاشته؟ قضیه مشکوکه ها!
اعتراف می کنم دوران بچگی شدید تلاش می کردم از پشت تلویزیون به مجری برنامه کودک مورد علاقم دسترسی مستقیم پیدا کنم!
توي تاكسي اگ دقيقا جايي ك ميخواي پياده شي ب راننده بگي،50متر جلوتر واميسته،ولي اگ50متر قبل از مقصد بگي،فورا همونجا ترمز ميزنه :(دي
انقد بدم میادوقتی داری با ذوق شوق واسه مامانو بابات یه داستان خنده دار تعریف میکنی ،بعد کم کم بحث میکشه به درس زندگی و نصیحت... ادم اون لحظه احساس غلط کردن بهش دست میده..
عاغــا بیایــن این امیــــر21رو بکشیم از دسش راحت شیم با این پستــای باخالی که میذاره به جونه بابام از خنده غش میکنم وقتی میخونمش! ضمناً کسی به داداشه من نزدیک نمیشه حالشو بگیرم شوخیدم!
اعتراف می کنم هر وقت تو خیابون دست کسی کتاب می بینم سعی می کنم ببینم که کتاب چیه !تا بفهمم طرف کلاس چندمه فقط من اینجوریم عایا؟؟؟ بگین تنها نیستم
من از دوستام انتظار دارم تو مواردی که حق با من هست ، طرف “حق” باشن تو مواردی هم که حق با من نیست ، طرف “من” باشن !
شكست عشقي خوردم، افسردگي گرفتم، شب و روزم گريه شد، از غذا خوردن هم افتادم ولي نميدونم چرا لاغر نشدم!! مسئولين كجان الان؟ اين چه وعضشه؟
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}