{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
اعتراف میکنمممممممم شباهت زندگی من وانیشتن در اینه که هردو بچیگیامون خنگ بودیم ولی خوب از وسطای بیوگرافیمون به بعد یه کم متفاوت میشه.............
اعتراف میکنم هر وقت از زنگ تفریح میام کلاس روی میز معلم حرکات پارکور انجام میدم
اعتراف می کنم الآن چهار ماهه هر روز میلمو چک می کنم می بینم همه ایمیلام ازین تبلیغاتیاس. امروز دیگه گریم گرفت!:( ینی یه آدم انقد بد بخت.
ﯾﻨﯽ ﺍﮔﻪ ﺁﮊﺍﻧﺲ ﺑﯿﻦ ﺍﻟﻤﻠﻠﯽ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﻫﺴﺘﻪ ﺍﯼ ﻧﺤﻮﻩ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺻﻠﺢ ﺁﻣﯿﺰ ﻣﻠﺖ ﺍﺯ ﺗﺮﻗﻪ ﻫﺎﯼ ﭼﻬﺎﺭﺷﻨﺒﻪ ﺳﻮﺭﯼ ﺭﻭ ﺍﺯ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺑﺒﯿﻨﻦ، ﺩﯾﮕﻪ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﻏﻨﯽ ﺳﺎﺯﯼ ﮔﻮﮔﺮﺩ ﻧﻮﮎ ﮐﺒﺮﯾﺖ ﻫﻢ بهمون ﻧﻤﯿﺪﻥ!!!
به خدا قسم تا دنيا دنياست هيچ ويندوزي ويندوز xp و هيچ آفيسي آفيس 2009 نميشه... اگه موافقي خودت بلدي چيكا كني دمت گرم....
با این سرعتی که مامانم داره واسم جهاز میخره،فک میکنم بعد ماه صفر عروسیمه!!!!!هههههه
بیرون غذا خوردن ما به این صورته که : همیشه میریم رستوران قیمت ها رو نگا میکنیم ، بعد میریم فلافلی !
میخواستم ازمخاطب خاااصم جدا بشم... یه دفعه عطسم گرفت . . . صبر اومد . . . هیچی دیگه گذاشتم واسه یه روز دیگه :))))
اعتراف میکنم ماهی یه بار میام یه جوک میفرستم اونم تایید نمیشه خخخخ من موندم اون کارت شارژی که بردم مال من بوده واقعا؟ من به این خنگی آخه چجوری؟ راستی نشونه کارت شارژ رو صاحبش بده تا پسش بدم خخخخ
اعتراف میکنم کلاس اول که بودم بلد نبودم دکمه شلوارمو باز کنم خودمو خیس کردم همونجوری هم پیاده اومدم خونه همچین آدم خنگیم من
اعتراف میکنم اولین بار که با نامزدم رفتیم قلیونسرا, نامزدم سفارش دوسیب داد. منم برگشتم به یارو گفتم نه آقا منکه نمی کشم, یه سیب بزنین...... نامزدم@_@ صاحب قلیونسرا =-O دوسیب :-!
اعتراف ميكنم من با اين سنم و با اين مدرك تحصيليم هر روز ساعت 9صبح بيدار ميشم فقط بخاطر ديدن برنامه كودك زير3سال شبكه 2. يعنى فقط انگيزم از بيدار شدن اينه :|
من تا همين ىه ماه قبل فكر مى كردم شاسكول ىه ماشىن مدل بالاست! زهر مار،نخندىن!!!
اعتراف میکنم نصف “آره یادم میاد”هایی که گفتم چاخان بوده … حوصله نداشتم طرف تعریف کنه !
اغا اعتراف میکنم بچه که بودم فکر میکردم ماکارونی مثل خیار و گو جه و ... بوته داره. خب چیه مگه؟ بچه بودم دیگه... اما الان که بزرگ شدم فهمیدم که ماکارونی درخت داره . .. !!!!!!!!!!
اعتراف میکنم تا زمان طوفولیتم وقتی داشتم فیلم عروسی مامان و بابامو میدیدم از مامانم میپرسیدم پس من کجا بودم بهم میگفت با داداشت رفته بودی پارک منم که ..... باور میکردم همچین ادم ساده لویی بودم من
اعتراف میکنمممممممم شباهت زندگی من وانیشتن در اینه که هردو بچیگیامون خنگ بودیم ولی خوب از وسطای بیوگرافیمون به بعد یه کم متفاوت میشه.............
اعتراف میکنم هر وقت از زنگ تفریح میام کلاس روی میز معلم حرکات پارکور انجام میدم
اعتراف می کنم الآن چهار ماهه هر روز میلمو چک می کنم می بینم همه ایمیلام ازین تبلیغاتیاس. امروز دیگه گریم گرفت!:( ینی یه آدم انقد بد بخت.
ﯾﻨﯽ ﺍﮔﻪ ﺁﮊﺍﻧﺲ ﺑﯿﻦ ﺍﻟﻤﻠﻠﯽ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﻫﺴﺘﻪ ﺍﯼ ﻧﺤﻮﻩ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺻﻠﺢ ﺁﻣﯿﺰ ﻣﻠﺖ ﺍﺯ ﺗﺮﻗﻪ ﻫﺎﯼ ﭼﻬﺎﺭﺷﻨﺒﻪ ﺳﻮﺭﯼ ﺭﻭ ﺍﺯ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺑﺒﯿﻨﻦ، ﺩﯾﮕﻪ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﻏﻨﯽ ﺳﺎﺯﯼ ﮔﻮﮔﺮﺩ ﻧﻮﮎ ﮐﺒﺮﯾﺖ ﻫﻢ بهمون ﻧﻤﯿﺪﻥ!!!
به خدا قسم تا دنيا دنياست هيچ ويندوزي ويندوز xp و هيچ آفيسي آفيس 2009 نميشه... اگه موافقي خودت بلدي چيكا كني دمت گرم....
با این سرعتی که مامانم داره واسم جهاز میخره،فک میکنم بعد ماه صفر عروسیمه!!!!!هههههه
بیرون غذا خوردن ما به این صورته که : همیشه میریم رستوران قیمت ها رو نگا میکنیم ، بعد میریم فلافلی !
میخواستم ازمخاطب خاااصم جدا بشم... یه دفعه عطسم گرفت . . . صبر اومد . . . هیچی دیگه گذاشتم واسه یه روز دیگه :))))
اعتراف میکنم ماهی یه بار میام یه جوک میفرستم اونم تایید نمیشه خخخخ من موندم اون کارت شارژی که بردم مال من بوده واقعا؟ من به این خنگی آخه چجوری؟ راستی نشونه کارت شارژ رو صاحبش بده تا پسش بدم خخخخ
اعتراف میکنم کلاس اول که بودم بلد نبودم دکمه شلوارمو باز کنم خودمو خیس کردم همونجوری هم پیاده اومدم خونه همچین آدم خنگیم من
اعتراف میکنم اولین بار که با نامزدم رفتیم قلیونسرا, نامزدم سفارش دوسیب داد. منم برگشتم به یارو گفتم نه آقا منکه نمی کشم, یه سیب بزنین...... نامزدم@_@ صاحب قلیونسرا =-O دوسیب :-!
اعتراف ميكنم من با اين سنم و با اين مدرك تحصيليم هر روز ساعت 9صبح بيدار ميشم فقط بخاطر ديدن برنامه كودك زير3سال شبكه 2. يعنى فقط انگيزم از بيدار شدن اينه :|
من تا همين ىه ماه قبل فكر مى كردم شاسكول ىه ماشىن مدل بالاست! زهر مار،نخندىن!!!
اعتراف میکنم نصف “آره یادم میاد”هایی که گفتم چاخان بوده … حوصله نداشتم طرف تعریف کنه !
اغا اعتراف میکنم بچه که بودم فکر میکردم ماکارونی مثل خیار و گو جه و ... بوته داره. خب چیه مگه؟ بچه بودم دیگه... اما الان که بزرگ شدم فهمیدم که ماکارونی درخت داره . .. !!!!!!!!!!
اعتراف میکنم تا زمان طوفولیتم وقتی داشتم فیلم عروسی مامان و بابامو میدیدم از مامانم میپرسیدم پس من کجا بودم بهم میگفت با داداشت رفته بودی پارک منم که ..... باور میکردم همچین ادم ساده لویی بودم من
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}