{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
اعتراف میکنم هنوزم که هنوزه بهترین و جذابترین تفریح واسه اینه که چسب مایع رازی بریزم کف دستم خشک که شد بکنمش....
ﺍﺻﻼ ﺷﻮﺭ ﻭ ﺷﻌﻒ ﺧﺎﺻﯽ ﺗﻮﯼ ﺟﻤﻠﻪ “ ﺩﯾﺪﯼ ﮔﻔﺘﻢ ” ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﻩ ! ﻻﻣﺼﺐ ﯾﻪ ﺟﻮﺭ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺩﺍﻧﺎﯾﯽ ﺧﻔﻦ ﺑﻪ ﺁﺩﻡ ﺩﺳﺖ ﻣﯿﺪﻩ ﺍﻭﻥ ﻟﺤﻈﻪ:d
دلم راتهدید کرده ام بهانه ات را نگیرد...وگرنه میدهم دوباره بسوزانیش..
آقا کیا مث من وختی یه وسیله میخرند ترجیحا گوشی الکترونیکی همون اول کار دل و رودشو میریزن بیرون که مثلا ببینن چی داره :)) ضررش زیاده ولی حس کنجکاوی آدم برطرف میشه میره یکی دیگشو میخره
گه از عشقت جدا شدي اوني كه كنارت ميمونه دوست واقعيته شك نكن
بـا تـشـکـر از آقـا سـّید مـصـطـفـی.. یکی از دوشواری هایِ زندگیِ من اینه که.. تـو نـمـازخـونـه ایـسـتـگـاه، سـرِ نـمـاز بـاشـم، یـهـو زنـگِ حـریـقِ ایـسـتگـاه رو بـزنـن...
دردهایم در آغوشی مداوا شد که میدانم وقتی ندارمش بزرگترین دردم میشود...
در پی موفقیت چشمگیر گوشی glx شرکتهای خودروسازی ما طی یه حرکت کاملا خودجوش دست به طراحی خودرویی زدن که درش راحت باز و بسته میشه :)) حالا در مورد حرکت کردنش هنوز به طوافق نرسیدن :|
اعتراف می کنم بچه بودم فکر می کردم نوشابه سیاه آب خرمائه! تازه انقدر ب خودم مطمئن بودم ک فکر می کردم کاملا بدیهیه و همه اینو می دونن! خرما و نوشابه سیاه و اعتماد ب نفس و همه ؟_؟ من ^_^
ی توی قلبت جای من اومد اسممو از خاطرتو برد!کی بوده اینقدر ابنقدره راحت باعسش بود که خاطراتمو یرد.
یه روز بابام اومد تـو اتاقـم گفت : پسـرم اوضاع مالـیت چطـوره ؟ پـول مول داری؟! منم گفتم آره فعلاً دارم ، گفت : خوب یه هفـت تومن بده من برم بـنـزین بـزنـم :))))
سالهاست در گلو مانده اند! کم کم دارد به بغض هایم خمس تعلق می گیرد…!
صد بار قسم خوردم نیارم نامت به لب اما باز خوردم قسم به نامت
یه روز اتفاقی رفتم تو یکی از این چت روما(یادش به خیر) دیدم یه دهه شصتی نیست اینقدر دلم گرفت..... فکر کنم همه دهه شصتیا اینجا جمعن به افتخار همه دهه شصتیا به یاد چت رومای اون زمون
اعتراف می کنم واسه مصاحبه ی دانشگاه رفته بودم ، یارو گفت اصول دین رو بگو منم شرو کردم به خوندن : . . . . اصول دین پنج بود دانستنش گنج بود ... یعنی خدایی این شعرو نخونم نمیتونم بگم شون !!!!!!! ^_^
باهمه دنیاقهرم...،اماتوصدایم کن...برمیگرد!
اعتراف میکنم هنوزم که هنوزه بهترین و جذابترین تفریح واسه اینه که چسب مایع رازی بریزم کف دستم خشک که شد بکنمش....
ﺍﺻﻼ ﺷﻮﺭ ﻭ ﺷﻌﻒ ﺧﺎﺻﯽ ﺗﻮﯼ ﺟﻤﻠﻪ “ ﺩﯾﺪﯼ ﮔﻔﺘﻢ ” ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﻩ ! ﻻﻣﺼﺐ ﯾﻪ ﺟﻮﺭ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺩﺍﻧﺎﯾﯽ ﺧﻔﻦ ﺑﻪ ﺁﺩﻡ ﺩﺳﺖ ﻣﯿﺪﻩ ﺍﻭﻥ ﻟﺤﻈﻪ:d
دلم راتهدید کرده ام بهانه ات را نگیرد...وگرنه میدهم دوباره بسوزانیش..
آقا کیا مث من وختی یه وسیله میخرند ترجیحا گوشی الکترونیکی همون اول کار دل و رودشو میریزن بیرون که مثلا ببینن چی داره :)) ضررش زیاده ولی حس کنجکاوی آدم برطرف میشه میره یکی دیگشو میخره
گه از عشقت جدا شدي اوني كه كنارت ميمونه دوست واقعيته شك نكن
بـا تـشـکـر از آقـا سـّید مـصـطـفـی.. یکی از دوشواری هایِ زندگیِ من اینه که.. تـو نـمـازخـونـه ایـسـتـگـاه، سـرِ نـمـاز بـاشـم، یـهـو زنـگِ حـریـقِ ایـسـتگـاه رو بـزنـن...
دردهایم در آغوشی مداوا شد که میدانم وقتی ندارمش بزرگترین دردم میشود...
در پی موفقیت چشمگیر گوشی glx شرکتهای خودروسازی ما طی یه حرکت کاملا خودجوش دست به طراحی خودرویی زدن که درش راحت باز و بسته میشه :)) حالا در مورد حرکت کردنش هنوز به طوافق نرسیدن :|
اعتراف می کنم بچه بودم فکر می کردم نوشابه سیاه آب خرمائه! تازه انقدر ب خودم مطمئن بودم ک فکر می کردم کاملا بدیهیه و همه اینو می دونن! خرما و نوشابه سیاه و اعتماد ب نفس و همه ؟_؟ من ^_^
ی توی قلبت جای من اومد اسممو از خاطرتو برد!کی بوده اینقدر ابنقدره راحت باعسش بود که خاطراتمو یرد.
یه روز بابام اومد تـو اتاقـم گفت : پسـرم اوضاع مالـیت چطـوره ؟ پـول مول داری؟! منم گفتم آره فعلاً دارم ، گفت : خوب یه هفـت تومن بده من برم بـنـزین بـزنـم :))))
سالهاست در گلو مانده اند! کم کم دارد به بغض هایم خمس تعلق می گیرد…!
صد بار قسم خوردم نیارم نامت به لب اما باز خوردم قسم به نامت
یه روز اتفاقی رفتم تو یکی از این چت روما(یادش به خیر) دیدم یه دهه شصتی نیست اینقدر دلم گرفت..... فکر کنم همه دهه شصتیا اینجا جمعن به افتخار همه دهه شصتیا به یاد چت رومای اون زمون
اعتراف می کنم واسه مصاحبه ی دانشگاه رفته بودم ، یارو گفت اصول دین رو بگو منم شرو کردم به خوندن : . . . . اصول دین پنج بود دانستنش گنج بود ... یعنی خدایی این شعرو نخونم نمیتونم بگم شون !!!!!!! ^_^
باهمه دنیاقهرم...،اماتوصدایم کن...برمیگرد!
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}