{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
خودم قبول دارم کهنه شدم آنقدر کهنه که می شود روی گرد و خاکم یادگاری نوشت ! خیالی نیست ، بنویس و بـــــــــــــرو..
اعتراف میکنم تا سال آخر دانشگاه فکر میکردم اگه در فلش گم بشه ویروس میگیره!!!! . . . . . تازه یه بارم فلشم در نداشت گذاشتمش تو کیسه فریزر.... منگلم خودتونین
اعتراف میکنم که صبحها به این امید از خواب بیدار میشم که بعد ناهار خوابم ببره
من میخوام که باشی همین الان...
اعتراف میکنم که کوچیک بودم خونمونو عوض کردیم... شبا میرفتم دستشویی یه بار رفتم اشپز خونه تو کابینت ظرفا شاشیدم. هر چی بگی خودتی.
آدما بازی کردنو خیلی دوست دارند، اما مهم اینجاست که بفهمی هم بازیشون میشی یا اسباب بازیشون!
منو بچه های کلاسمون اعتراف میکنیم که روز زن رو به همه معلمامون که مرد بودن تبریک گفتیم ولی روز مرد رو به هیچکدوم از معلمامون تبریک نگفتیم ما اینیم دیگه چی کار کنیم
حیف نون ادعاي پيامبري ميکنه . بهش ميگن خوب معجزه اي ، چيزي بيار تا باور کنيم .. ميگه خدا وکيلي همين که يه لر پيامبر شده خودش معجزه نيست؟
توی خواب و خیالم هنوز دستاتو میگیرم میدونم ک نمیای ولی من برات میمیرم... (عاشقه اهنگای جهانبخشه...من هم...)
اعتراف میکنم در دوران طفولیت، تو مدرسه میز و صندلی رو لیس میزدم تا مریض شم دو سه روز نرم مدرسه خخخخخخخخخخخخخخخخخ.
یعنـــے میشود روزی برسد که بیایــے ... مرا در آغوش بگیری ... بخواهم گله کنم ... بگویے هیس ... همه کابوس ها تمام شد
یه روز غضنفر رو به جرم دزدي مي برن دادگاه قاضي ميگه خجالت بکش اين دفعه چهارمته که مياي دادگاه. غضنفر به قاضي ميگه تو خجالت بکش که هر روز اينجايي
بیـــا برای یکــبار هــم که شـــده... دست به خلاف بزنیـم...! من اندوه تـــو را مـــی دزدم...! تو تنهـایـی مـرا...!!
ایـن جـا هـاے خـالـے کـه نـبـودنـت را به رُخـم مـے کـشـنـد چـه مـے دانـنـد . . ... فـرهـادتـــ شـده اَم ، بـا تـمـام زنـانـگـے اَم و چـه شـب هـا کـه خـواب ِ شـیـریـنـَت را نـمـے بـیـنـَم .
عربه رفت مسجد وقتی برگشت دید دنپایش نیست . گفت یعنی من رفتم !
خدایا تمام خنده های تلخ امروزم را میدهم یکی از ان گریه های شیرین کودکیم را پس بده..
خودم قبول دارم کهنه شدم آنقدر کهنه که می شود روی گرد و خاکم یادگاری نوشت ! خیالی نیست ، بنویس و بـــــــــــــرو..
اعتراف میکنم تا سال آخر دانشگاه فکر میکردم اگه در فلش گم بشه ویروس میگیره!!!! . . . . . تازه یه بارم فلشم در نداشت گذاشتمش تو کیسه فریزر.... منگلم خودتونین
اعتراف میکنم که صبحها به این امید از خواب بیدار میشم که بعد ناهار خوابم ببره
من میخوام که باشی همین الان...
اعتراف میکنم که کوچیک بودم خونمونو عوض کردیم... شبا میرفتم دستشویی یه بار رفتم اشپز خونه تو کابینت ظرفا شاشیدم. هر چی بگی خودتی.
آدما بازی کردنو خیلی دوست دارند، اما مهم اینجاست که بفهمی هم بازیشون میشی یا اسباب بازیشون!
منو بچه های کلاسمون اعتراف میکنیم که روز زن رو به همه معلمامون که مرد بودن تبریک گفتیم ولی روز مرد رو به هیچکدوم از معلمامون تبریک نگفتیم ما اینیم دیگه چی کار کنیم
حیف نون ادعاي پيامبري ميکنه . بهش ميگن خوب معجزه اي ، چيزي بيار تا باور کنيم .. ميگه خدا وکيلي همين که يه لر پيامبر شده خودش معجزه نيست؟
توی خواب و خیالم هنوز دستاتو میگیرم میدونم ک نمیای ولی من برات میمیرم... (عاشقه اهنگای جهانبخشه...من هم...)
اعتراف میکنم در دوران طفولیت، تو مدرسه میز و صندلی رو لیس میزدم تا مریض شم دو سه روز نرم مدرسه خخخخخخخخخخخخخخخخخ.
یعنـــے میشود روزی برسد که بیایــے ... مرا در آغوش بگیری ... بخواهم گله کنم ... بگویے هیس ... همه کابوس ها تمام شد
یه روز غضنفر رو به جرم دزدي مي برن دادگاه قاضي ميگه خجالت بکش اين دفعه چهارمته که مياي دادگاه. غضنفر به قاضي ميگه تو خجالت بکش که هر روز اينجايي
بیـــا برای یکــبار هــم که شـــده... دست به خلاف بزنیـم...! من اندوه تـــو را مـــی دزدم...! تو تنهـایـی مـرا...!!
ایـن جـا هـاے خـالـے کـه نـبـودنـت را به رُخـم مـے کـشـنـد چـه مـے دانـنـد . . ... فـرهـادتـــ شـده اَم ، بـا تـمـام زنـانـگـے اَم و چـه شـب هـا کـه خـواب ِ شـیـریـنـَت را نـمـے بـیـنـَم .
عربه رفت مسجد وقتی برگشت دید دنپایش نیست . گفت یعنی من رفتم !
خدایا تمام خنده های تلخ امروزم را میدهم یکی از ان گریه های شیرین کودکیم را پس بده..
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}