{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
غضنفر چند روز پشت سر هم می رفت گچ سوسک کش می خرید. مغازه دار ازش می پرسه چرا اینقدر گچ سوسک کش می خری؟ غضنفر می گه: آخه هرچی اینا رو پرت می کنم به سوسکها نمی خوره
اعتراف می کنم وقتی دبیرستانی بودم اگه خاطره ای تعریف می کردم که کسی نمی خندید جهت نجات از خیط شدن می گفتم کلی خندیدیم
برای دلم پاهی پدر میشوم... خشمگین میگویم:بس کن تو دیگر بزرگ شده ای !
به غضنفر میگن یه جمله ی فلسفی بگو میگه: احمق ترین افراد كسانی هستند كه به همه چیز اطمینان كامل داشته باشند. میگن: مطمئنی؟ میگه: صد در صد
خیلی دیره، وقتی که تازه می فهمی اونی که از همه ساکت تر بوده بیشتر از همه دوستت داشته.
حیف نون میره استخدام رادیولوژی میشه ، مریض میاد جواب عکسشو بگیره ، حیف نون بهش میگه : قفسه سینت اشکسته بی ولی خوم با فتوشاپ سیت درستش کردم !
به حیف نون میگن : کدوم حیونه که موقع نماز صبح آدمو بیدار میکنه ؟ میگه : بابام
زن غضنفر: بازم جلو جمع به من گفتی احمق؟ غضنفر : ببخشید عزیزم! نمی دونستم این راز باید فقط بین من و تو باقی بمونه!!
اعتراف میکنم: بچه که بودم فکر میکردم این مورچه طلایی کوچولو ها خارجــــیَن...!!! :))
همیشه به یادت هستم، اما شاهدی ندارم جز کلاغ بام خانمان که او هم ،حقیقت را به تکه پنیری می فروشد....
درونم غوغاست..... ساده ميشكنم...... بايك تلنگر كوچك...... اينگونه نبودم....... شدم!!!!
فکر میکردم همه چی قراره درست شه ولی انگار بدتر شده روز سومه که توی بی خبریم خیلی سخته
راستشو بخواین من کتابو میخونم که وجدانم راحت شه! وگرنه یاد گرفتن که کلا کار بچه سوسولاست ^_^ ^_^
دل تنگم ..... دلتنگ ..... دلتنگ جرعه ای بوی آدمیزاد ..... دیگر در این شهر نیز، بوی آدمیزاد همی یافت می نشود
غضنفر لب دریا راه میرفته و فکر میکرده ، بهش میگن به چی فکر میکنی ؟ میگه : داشتم فکر میکردم اگه دریا آبگوشت بود چند تا نون بربری میخواست !
اعتراف میکنم من تا چند وقت پیش به ماشینای دو در ( ازین با کلاس گرونا)میگفتم: . . . . . . تک سر نشین!!! خو عاخه از کجا میدونستم؟؟؟؟ بابام ازین ماشینا داره یا نه نه م؟!
غضنفر چند روز پشت سر هم می رفت گچ سوسک کش می خرید. مغازه دار ازش می پرسه چرا اینقدر گچ سوسک کش می خری؟ غضنفر می گه: آخه هرچی اینا رو پرت می کنم به سوسکها نمی خوره
اعتراف می کنم وقتی دبیرستانی بودم اگه خاطره ای تعریف می کردم که کسی نمی خندید جهت نجات از خیط شدن می گفتم کلی خندیدیم
برای دلم پاهی پدر میشوم... خشمگین میگویم:بس کن تو دیگر بزرگ شده ای !
به غضنفر میگن یه جمله ی فلسفی بگو میگه: احمق ترین افراد كسانی هستند كه به همه چیز اطمینان كامل داشته باشند. میگن: مطمئنی؟ میگه: صد در صد
خیلی دیره، وقتی که تازه می فهمی اونی که از همه ساکت تر بوده بیشتر از همه دوستت داشته.
حیف نون میره استخدام رادیولوژی میشه ، مریض میاد جواب عکسشو بگیره ، حیف نون بهش میگه : قفسه سینت اشکسته بی ولی خوم با فتوشاپ سیت درستش کردم !
به حیف نون میگن : کدوم حیونه که موقع نماز صبح آدمو بیدار میکنه ؟ میگه : بابام
زن غضنفر: بازم جلو جمع به من گفتی احمق؟ غضنفر : ببخشید عزیزم! نمی دونستم این راز باید فقط بین من و تو باقی بمونه!!
اعتراف میکنم: بچه که بودم فکر میکردم این مورچه طلایی کوچولو ها خارجــــیَن...!!! :))
همیشه به یادت هستم، اما شاهدی ندارم جز کلاغ بام خانمان که او هم ،حقیقت را به تکه پنیری می فروشد....
درونم غوغاست..... ساده ميشكنم...... بايك تلنگر كوچك...... اينگونه نبودم....... شدم!!!!
فکر میکردم همه چی قراره درست شه ولی انگار بدتر شده روز سومه که توی بی خبریم خیلی سخته
راستشو بخواین من کتابو میخونم که وجدانم راحت شه! وگرنه یاد گرفتن که کلا کار بچه سوسولاست ^_^ ^_^
دل تنگم ..... دلتنگ ..... دلتنگ جرعه ای بوی آدمیزاد ..... دیگر در این شهر نیز، بوی آدمیزاد همی یافت می نشود
غضنفر لب دریا راه میرفته و فکر میکرده ، بهش میگن به چی فکر میکنی ؟ میگه : داشتم فکر میکردم اگه دریا آبگوشت بود چند تا نون بربری میخواست !
اعتراف میکنم من تا چند وقت پیش به ماشینای دو در ( ازین با کلاس گرونا)میگفتم: . . . . . . تک سر نشین!!! خو عاخه از کجا میدونستم؟؟؟؟ بابام ازین ماشینا داره یا نه نه م؟!
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}