{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
فقط یه ایرانی می تونه بره به یک مسافرت چند روزه برای استراحت ، بعد از بازگشت هم چند روز بخوابه برای اون چند روز استراحت !
دیگه نه بحث میکنم نه توضیح میخوام نه توضیح میدم نه دنبال دلیل میگردم فقط میبینم ، سکوت میکنم و !...فاصله میگیرم
وقتي با مشتهايش قلبم را ميشكست همه فكرم به اين بود كه مبادا دستانش زخمي شود.....
عشق چيست؟3ثانيه نگاه,3ديقه خنده ,3ساعت صفا,3 روزآشنايي,3هفته وفاداري,3ماه بي قراري,3سالانتظار,30سال پشيماني......
دل من دیرزمانی است که می پندارد.........دوستی نیرنگی است......مثل نیلوفر و ناز
هرگاه آماده بودید عاشق شوید نه هرگاه که تنها بودید.....
فکر نمیکردم که دیگه کسی رو دوست داشته باشم من نمیخواستم که دیگه مهره تکراری باشم خدایا ممنونم ازت که عشقمو پس نزدی یه کاری کردی با دلم دوباره عاشقتر بشم
وقتي كه رفت من با دو ديده اي خود ديدام كه جانم مي رود.
یه جایی باید دست آدمها را بکشی نگهشان داری صورتشان را میان دستانت محکم بگیری بگویی ببین من دوستت دارم، نــــــــــرو . . .!
به یک “هستم” به یک “نترس” به یک “نوازش” به یک “آغوش” به یک “دوستت دارم” خلاصه بگویم به “تو” نیازمندم !
مرگ باد بر ان کس که نخواهد شادت...
بــــــرگرد... چون من نگذاشتم روی صندلی تو هیچکس بنشیند.... حتی"غـــــــــبار"
می خواهم تمام بن بست های دلم را به نامت کنم...
حالا که تا همیشه ی روزگارهمنشینی؛ فرض را بر محال همصحبتی نسیم گذاشته ای با برگ من نیز همچون تو تن می دهم به استبداد سکوت بگذار، در این جنگل باران خورده ی خیس حرف ، حرفِ تبر باشد با درخت...!
به سلامتی خودمون که نه مخاطب بودیم و نه خاص ، دیگه چه برسه به مخاطب خاص
وقتی لبــــــــــهایم نتوانست احساسم را با تو بگوید... تــــــــــــــو را بــــــــــــــــوسید...
فقط یه ایرانی می تونه بره به یک مسافرت چند روزه برای استراحت ، بعد از بازگشت هم چند روز بخوابه برای اون چند روز استراحت !
دیگه نه بحث میکنم نه توضیح میخوام نه توضیح میدم نه دنبال دلیل میگردم فقط میبینم ، سکوت میکنم و !...فاصله میگیرم
وقتي با مشتهايش قلبم را ميشكست همه فكرم به اين بود كه مبادا دستانش زخمي شود.....
عشق چيست؟3ثانيه نگاه,3ديقه خنده ,3ساعت صفا,3 روزآشنايي,3هفته وفاداري,3ماه بي قراري,3سالانتظار,30سال پشيماني......
دل من دیرزمانی است که می پندارد.........دوستی نیرنگی است......مثل نیلوفر و ناز
هرگاه آماده بودید عاشق شوید نه هرگاه که تنها بودید.....
فکر نمیکردم که دیگه کسی رو دوست داشته باشم من نمیخواستم که دیگه مهره تکراری باشم خدایا ممنونم ازت که عشقمو پس نزدی یه کاری کردی با دلم دوباره عاشقتر بشم
وقتي كه رفت من با دو ديده اي خود ديدام كه جانم مي رود.
یه جایی باید دست آدمها را بکشی نگهشان داری صورتشان را میان دستانت محکم بگیری بگویی ببین من دوستت دارم، نــــــــــرو . . .!
به یک “هستم” به یک “نترس” به یک “نوازش” به یک “آغوش” به یک “دوستت دارم” خلاصه بگویم به “تو” نیازمندم !
مرگ باد بر ان کس که نخواهد شادت...
بــــــرگرد... چون من نگذاشتم روی صندلی تو هیچکس بنشیند.... حتی"غـــــــــبار"
می خواهم تمام بن بست های دلم را به نامت کنم...
حالا که تا همیشه ی روزگارهمنشینی؛ فرض را بر محال همصحبتی نسیم گذاشته ای با برگ من نیز همچون تو تن می دهم به استبداد سکوت بگذار، در این جنگل باران خورده ی خیس حرف ، حرفِ تبر باشد با درخت...!
به سلامتی خودمون که نه مخاطب بودیم و نه خاص ، دیگه چه برسه به مخاطب خاص
وقتی لبــــــــــهایم نتوانست احساسم را با تو بگوید... تــــــــــــــو را بــــــــــــــــوسید...
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}