{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
اعتراف ميكنم مامانم يه بسته دستمال توالت معطرگرفته ،بوش از عطر 100 تومني من بهتره!اصن ادم ميره دسشويي دلش نميخواد بياد بيرون! تصميم گرفتم بجاي عطر و ادكلن 2تا از اين دستمالا بذارم تو جيبم برم بیرون
فکر کنید که برنده BMW Z4 شما باشید فقط با خرید سیمکارت اعتباری ایرانسل و حداقل 10هزار تومن شارژ پس به دوستان خود بگویید خخخخخه عاغا این دیگه چیه؟؟؟ 0_o
ماه رمضون امسالم تموم شد ولی من هنوز با 22 سال سن نمی دونم کدوم زولبیاست کدوم بامیه!!! به هر دوتاشم میگم زولبیا! خخخخخخخخخخ
دختر عمم اعتراف میکنه وقتی راهنمایی بوده مدرسشون دو خیابون با دانشگاه فاصله داشته اینم وقتی با تاکسی میرفته دم دانشگاه پیاده میشده که همه فک کنن این دانشجوO_0
خدایا! کاش اعتراف کنی... جهنمی درکار نیست... برای ما همین روزهای برزخی زمین کافیست...!
اعتراف میکنم خوندن پستایی که نویسنده رو کلمه هاش اعراب گذاری کرده از خوندن همین ساده اش خیلی سخت تره!! چه کاریه خوب! اَ اِ اُ نذاری هم خودمون حالیمون میشه ها....
عاقا کی میدونه اولین بار کی ای واژه گودزیلارو برای این دهه هشتادیا به کاربرد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟منم درجریان بذاره
وقتی بچه بودم فکر میکردم ادم بزرگا تمام کاراشون از رو حساب کتابه،به راحتی اشتباهات دیگرانو میبخشنو،حالا حالا ها از کسی کینه بدل نمیگیرن اما حالا که بزرگ شدم میبینم بزرگام واسه خودشون یه پا بچه ان
اعتراف میکنم امروز داشتم به مشکلاتم میخندیدم . . . مشکلات اومد زد تو گوشم گفت مگه من باهات شوخی دارم بچه اصلا جنبه نداشت
آقا و خانم من اعتراف میکنم وقتی بچه بودم و مهمون می اومد واسمون چشمامو میبستم که دیده نشم!! ای خدا..همیشه مهمون شاد کن بودم:-)
اعتراف میکنم هر وقت با هدفون آهتگ گوش میکنم اگه صداش بلند باشه هدفونو میزارم تو گوش گودزیلای خونمون بعدش تیز میشم ببینم صداش میاد یا نه
اعتراف میکنم... - - - - - - - - - که بچه بودم فکر میکردم شورت پوشک بزرگتراس! D:
من با تمام شجاعت اعتراف می کنم بچه که بودم فک میکردم تو زمونه ی پدر بزرگمینا و قبل تر از اونا چشمای مردم هم سیاه و سفید بود و کسی نمیتونس رنگی ببینه اگه کسی هم کور می شد برفک میدید!!!!!!!
اعتراف میکنم یه مدت که بدجور معتاد اینترنت بودم ، هروقت گلاب به روتون میرفتم دستشویی ، گوشیمو با خودم میبردم. حالا درسته قشنگ فاز بهم نمیداد ولی از پنج دقیقه خماری بهتر بود.
ذتی که تو دیدن عکس کارت ملی بعضیا هست تو دیدن کارتون شرک نیست:))))))
اعتراف میکنم فقط اون دو سه روز اولی که تازه مسواکمو خریدم با عشق و علاقه مسواک میزنم...^__^ وگرنه دیگه بقیه ی روزا از سر اجباره.....^__^
اعتراف ميكنم مامانم يه بسته دستمال توالت معطرگرفته ،بوش از عطر 100 تومني من بهتره!اصن ادم ميره دسشويي دلش نميخواد بياد بيرون! تصميم گرفتم بجاي عطر و ادكلن 2تا از اين دستمالا بذارم تو جيبم برم بیرون
فکر کنید که برنده BMW Z4 شما باشید فقط با خرید سیمکارت اعتباری ایرانسل و حداقل 10هزار تومن شارژ پس به دوستان خود بگویید خخخخخه عاغا این دیگه چیه؟؟؟ 0_o
ماه رمضون امسالم تموم شد ولی من هنوز با 22 سال سن نمی دونم کدوم زولبیاست کدوم بامیه!!! به هر دوتاشم میگم زولبیا! خخخخخخخخخخ
دختر عمم اعتراف میکنه وقتی راهنمایی بوده مدرسشون دو خیابون با دانشگاه فاصله داشته اینم وقتی با تاکسی میرفته دم دانشگاه پیاده میشده که همه فک کنن این دانشجوO_0
خدایا! کاش اعتراف کنی... جهنمی درکار نیست... برای ما همین روزهای برزخی زمین کافیست...!
اعتراف میکنم خوندن پستایی که نویسنده رو کلمه هاش اعراب گذاری کرده از خوندن همین ساده اش خیلی سخت تره!! چه کاریه خوب! اَ اِ اُ نذاری هم خودمون حالیمون میشه ها....
عاقا کی میدونه اولین بار کی ای واژه گودزیلارو برای این دهه هشتادیا به کاربرد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟منم درجریان بذاره
وقتی بچه بودم فکر میکردم ادم بزرگا تمام کاراشون از رو حساب کتابه،به راحتی اشتباهات دیگرانو میبخشنو،حالا حالا ها از کسی کینه بدل نمیگیرن اما حالا که بزرگ شدم میبینم بزرگام واسه خودشون یه پا بچه ان
اعتراف میکنم امروز داشتم به مشکلاتم میخندیدم . . . مشکلات اومد زد تو گوشم گفت مگه من باهات شوخی دارم بچه اصلا جنبه نداشت
آقا و خانم من اعتراف میکنم وقتی بچه بودم و مهمون می اومد واسمون چشمامو میبستم که دیده نشم!! ای خدا..همیشه مهمون شاد کن بودم:-)
اعتراف میکنم هر وقت با هدفون آهتگ گوش میکنم اگه صداش بلند باشه هدفونو میزارم تو گوش گودزیلای خونمون بعدش تیز میشم ببینم صداش میاد یا نه
اعتراف میکنم... - - - - - - - - - که بچه بودم فکر میکردم شورت پوشک بزرگتراس! D:
من با تمام شجاعت اعتراف می کنم بچه که بودم فک میکردم تو زمونه ی پدر بزرگمینا و قبل تر از اونا چشمای مردم هم سیاه و سفید بود و کسی نمیتونس رنگی ببینه اگه کسی هم کور می شد برفک میدید!!!!!!!
اعتراف میکنم یه مدت که بدجور معتاد اینترنت بودم ، هروقت گلاب به روتون میرفتم دستشویی ، گوشیمو با خودم میبردم. حالا درسته قشنگ فاز بهم نمیداد ولی از پنج دقیقه خماری بهتر بود.
ذتی که تو دیدن عکس کارت ملی بعضیا هست تو دیدن کارتون شرک نیست:))))))
اعتراف میکنم فقط اون دو سه روز اولی که تازه مسواکمو خریدم با عشق و علاقه مسواک میزنم...^__^ وگرنه دیگه بقیه ی روزا از سر اجباره.....^__^
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}