{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
مهـــــ ـــــ ــــم نـیـســــــــ ـتــ ایــن در بــﮧ کــدامـ پاشنــــــ ــــﮧـ مــےچرخـــــــــ ـد . . ، مهم تویــــــــ ــــے . . کــﮧ نــﮧ مــ ے آیـــــ ــے، نــﮧ مــــــ ــــــ ــے روـے...
چرخ فلک، قایقهایی را به حرکت در میآورد که پارو آنها را به حرکت درنیاورده است.ویلیام شکسپیر
خــــدایا همه از تو می خواهند ، بدهی من از تو می خواهم ، بگیری خـــــدایا این همه حس دلتنگی را از من بگیر . .
موطن آدمی را در هیچ نقشه جغرافیای نشانی نمی توان یافت، موطن آدمی در قلب همه کسانی است که دوستش دارند! ویلیام شکسپیر
باز هم صبح شد و من تا سحر بیدارم با خیالت بودم اما من تو را کم دارم ..... تقدیم ب بی وفای دوست داشتنی خودم
خدایا میتوانم اندکی باتو خلوت کنم، قول میدهم بیشتر از چند لحظه وقتت را نگیرم گوشت را جلو بیاور .... بیا......بیا نزدیکتر من خسته ام !! میشنوی !!
عجیب است که گوش بشر در مقابل نصیحت کر شود ولی نسبت به چاپلوسی شنوا .
یادمان نرود بعضی از ما فرصت گفتن کلماتی را داریم که عده ای در حسرتش اشک میریزند... مثل صدا کردن پدر و مادرمان. (بیاین قدرشونو بدونیم ،هواشونو داشته باشیم)
ترسو قبل از مرگش بارها میمیرد؛ دلیر فقط یک بار طعم آن را میچشد.ویلیام شکسپیر
چقدر بدبختند آنان که صبر و شکیبایی ندارند؛ مگر نه آن است که زخم ذره ذره التیام مییابد. ویلیام شکسپیر
با خنده و شادی، بگذار چین و چروکهای پیری از راه برسند. ویلیام شکسپیر
اگر کلمات نایاب شوند، بهندرت بیهوده مصرف میشوند. ویلیام شکسپیر
روزانه هزاران انسان به دنیا میان.... اما انسانیت در حال انقراض است
به عمقت برو، در بزن و بپرس قلبت چه میداند. ویلیام شکسپیر
شب را تو سیاه گفتی و همچنین روز را سفید شاید سفید ترین لحظات را در شب سیاه داشته باشی . . .
صورت شما كتابیست كه مردم می توانند از آن چیز های عجیب بخوانند.
مهـــــ ـــــ ــــم نـیـســــــــ ـتــ ایــن در بــﮧ کــدامـ پاشنــــــ ــــﮧـ مــےچرخـــــــــ ـد . . ، مهم تویــــــــ ــــے . . کــﮧ نــﮧ مــ ے آیـــــ ــے، نــﮧ مــــــ ــــــ ــے روـے...
چرخ فلک، قایقهایی را به حرکت در میآورد که پارو آنها را به حرکت درنیاورده است.ویلیام شکسپیر
خــــدایا همه از تو می خواهند ، بدهی من از تو می خواهم ، بگیری خـــــدایا این همه حس دلتنگی را از من بگیر . .
موطن آدمی را در هیچ نقشه جغرافیای نشانی نمی توان یافت، موطن آدمی در قلب همه کسانی است که دوستش دارند! ویلیام شکسپیر
باز هم صبح شد و من تا سحر بیدارم با خیالت بودم اما من تو را کم دارم ..... تقدیم ب بی وفای دوست داشتنی خودم
خدایا میتوانم اندکی باتو خلوت کنم، قول میدهم بیشتر از چند لحظه وقتت را نگیرم گوشت را جلو بیاور .... بیا......بیا نزدیکتر من خسته ام !! میشنوی !!
عجیب است که گوش بشر در مقابل نصیحت کر شود ولی نسبت به چاپلوسی شنوا .
یادمان نرود بعضی از ما فرصت گفتن کلماتی را داریم که عده ای در حسرتش اشک میریزند... مثل صدا کردن پدر و مادرمان. (بیاین قدرشونو بدونیم ،هواشونو داشته باشیم)
ترسو قبل از مرگش بارها میمیرد؛ دلیر فقط یک بار طعم آن را میچشد.ویلیام شکسپیر
چقدر بدبختند آنان که صبر و شکیبایی ندارند؛ مگر نه آن است که زخم ذره ذره التیام مییابد. ویلیام شکسپیر
با خنده و شادی، بگذار چین و چروکهای پیری از راه برسند. ویلیام شکسپیر
اگر کلمات نایاب شوند، بهندرت بیهوده مصرف میشوند. ویلیام شکسپیر
روزانه هزاران انسان به دنیا میان.... اما انسانیت در حال انقراض است
به عمقت برو، در بزن و بپرس قلبت چه میداند. ویلیام شکسپیر
شب را تو سیاه گفتی و همچنین روز را سفید شاید سفید ترین لحظات را در شب سیاه داشته باشی . . .
صورت شما كتابیست كه مردم می توانند از آن چیز های عجیب بخوانند.
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}