{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
خدایا به فرشتگانت بسپار که لحظه لحظه نیایش خویش ، دوستان مرا از یاد نبرند.
زندگی کن! حتی اگر بهترینهایت را از دست دادی چون این زندگی کردن است که بهترین های دیگر برایت می سازد
تو که آهسته میخوانی قنوت گریه هایت را میان ربنای سبز دستانت دعایم کن ...
من آن شمعم که شبها در شبستان تو می سوزم به ظاهر شاد و در باطن ز هجران تو می سوزم
شب است و آسمان را غم گرفته سکوتم با نگاهش دم گرفته شب است و کهکشانی در کنارم ولی از دوریت من بیقرارم
ارزش بودنت را همیشه از اندیشه یک لحظه نبودنت می توان فهمید
خوشبخت اگر خار بکارد از بخت خوشش لاله درایدبدبخت اگر مسجدی از اینه بسازد یا سقف فرو ریزدیا قبله کج اید
امروز را برای بیان احساس به عزیزت غنیمت شمار شاید فردا احساسی باشد اما عزیزی نباشد
چه سمفونی گوش خراشی خواهد شد زمانی که هر کس ساز خودش را بنوازد
کاش آن شب را نمی آمد سحر کاش گم در راه پیک بد خبر ای عجب کان شب سحر اما به ما تیره روزی آمد و شام دگر
گاه گاهي دل من مي گيرد، بيشتر وقت غروب، آن زماني كه خدا نيز بر از تنهايي است و اذان در بيش است، من وضو خواهم ساخت، از خدا خواهم خواست كه تو تنها نشوي و دلت بر ز خوشي هاي دمادم باشد
یه لحظه دلم خواست صدایت بکنم گردش به حریم با صفایت بکنم آشوب دلم به من چنین فرمان داد در سجده بیفتم و دعایت بکنم
وقتی کسی رو ناراحت میکنی, فقط خودت میتونی آرومش کنی؛ مثل مار که وقتی نیش میزنه, پادزهرشُ از سمِ خودش میگیرن...
مرگ انسان زمانی ست که نه شب بهانه ای برای خوابیدن دارد و نه صبح دلیلی برای بیدار شدن
شبی از سوز دل گفتم قلم را بیا بنویس غم های دلم را گفتا برو بیمار عاشق ندارم طاقت این همه غم را
بعضــی دردها مثــل "چایــی میــمونن با گــذشت "زمان "سـرد" میشن ، ولی "تلخیـش" از بین نمیره ...!
خدایا به فرشتگانت بسپار که لحظه لحظه نیایش خویش ، دوستان مرا از یاد نبرند.
زندگی کن! حتی اگر بهترینهایت را از دست دادی چون این زندگی کردن است که بهترین های دیگر برایت می سازد
تو که آهسته میخوانی قنوت گریه هایت را میان ربنای سبز دستانت دعایم کن ...
من آن شمعم که شبها در شبستان تو می سوزم به ظاهر شاد و در باطن ز هجران تو می سوزم
شب است و آسمان را غم گرفته سکوتم با نگاهش دم گرفته شب است و کهکشانی در کنارم ولی از دوریت من بیقرارم
ارزش بودنت را همیشه از اندیشه یک لحظه نبودنت می توان فهمید
خوشبخت اگر خار بکارد از بخت خوشش لاله درایدبدبخت اگر مسجدی از اینه بسازد یا سقف فرو ریزدیا قبله کج اید
امروز را برای بیان احساس به عزیزت غنیمت شمار شاید فردا احساسی باشد اما عزیزی نباشد
چه سمفونی گوش خراشی خواهد شد زمانی که هر کس ساز خودش را بنوازد
کاش آن شب را نمی آمد سحر کاش گم در راه پیک بد خبر ای عجب کان شب سحر اما به ما تیره روزی آمد و شام دگر
گاه گاهي دل من مي گيرد، بيشتر وقت غروب، آن زماني كه خدا نيز بر از تنهايي است و اذان در بيش است، من وضو خواهم ساخت، از خدا خواهم خواست كه تو تنها نشوي و دلت بر ز خوشي هاي دمادم باشد
یه لحظه دلم خواست صدایت بکنم گردش به حریم با صفایت بکنم آشوب دلم به من چنین فرمان داد در سجده بیفتم و دعایت بکنم
وقتی کسی رو ناراحت میکنی, فقط خودت میتونی آرومش کنی؛ مثل مار که وقتی نیش میزنه, پادزهرشُ از سمِ خودش میگیرن...
مرگ انسان زمانی ست که نه شب بهانه ای برای خوابیدن دارد و نه صبح دلیلی برای بیدار شدن
شبی از سوز دل گفتم قلم را بیا بنویس غم های دلم را گفتا برو بیمار عاشق ندارم طاقت این همه غم را
بعضــی دردها مثــل "چایــی میــمونن با گــذشت "زمان "سـرد" میشن ، ولی "تلخیـش" از بین نمیره ...!
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}