{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
يك بار بينم روى تو، دل را چه سان تسكين دهم؟! تسكين نيابد جان من، صدبار اگر بينم تو را از ديدنت بى خود شدم، بنشين به بالينم دمى تا چشم خود بگشايم و، بار دگر بينم تو را اللهم عجل لولیک الفرج
هیچـــــوقت کــــسی که دوســــش دارے رو خــدای خودت نکن.. بعدأ عــذابی نــازل میکنه بــدتر از عـذاب الـہے ..
ما منتظریم از غم دیدار تو ما پیر شدیم / در انتظار و غم تو زمین گیر شدیم ای کاش بیایی قبل از انکه ما بمیریم / تا که با تو انتقام خون مولا را بگیریم الهم عجل ولیک الفرج
امروز روز تولدم بود ولی دلم میخواست اونی که دوسش داشتم پیشم بود ولی رفته دیگه بر نمیگرده تنهایی یعنی این
میگفت نرو..... منم موندم.... اما دیدم اون رفت..... میدونستم از تنها موندن تو خونه میترسه اما نه به شرط از دست دادنه من......
دلی که نشد خانه ی یاس نرگس خراب است ویران صفایی ندارد... قسمت شما هم بشه مثل من جمعه جمکران باشید
پر از تنهاییم ای کاش بودی که داره زندگیم از دست میره یه آهنگی گذاشتم که میدونم اگه گوشش کنی گریت میگیره......
هر جمعه قول میدهم آدم شوم ولی هم عهد خویش، هم دلت را شکسته ام آقای جمعه های غریب،این جمعه هم نیامدی از انتظار که نه، از توبه های خویش خسته ام
خودم قبول دارم کهنه شدم آنقدر کهنه که می شود روی گرد و خاکم یادگاری نوشت ! خیالی نیست ، بنویس و بـــــــــــــرو...
گفتیم چرا نیامدی آقا؟ حق داری تعطیلتر از جمعهها خود ماییم... اللهم صل علی محمدوآل محمدوعجل فرجهم
ساعت هم سر به سرم میگذارد..... سالهاست منتظر آن عصری هستم که با او قرار دارم... نمیرسد آن زمان.............!!!!!
بینوایان با جلد گالینگور زرکوب شیک و پیک چاق و چله به قیمت خرج یک ماه بینوایان به بازار آمد تا دختر عالیجناب X در ویلای اختصاصی شمال فصل فصل بخواند و به گیس کوزت های جهان قاه قاه گریه کند !
برای آمــدنـت کــدام سنــد تــاریــخ را بـایــد واسطــه کــرد ؟! دستهـــای بستـــه حیـــــدر ، یا پهـلــوی شکسـتــه مــــادر ... !
یا مهدی بیا......... بیا ببین از نبودنت چ سواستفاده ای از نبودنت میکنند توکه نیستی خون ما شیعیانت را در شیشه میکنند....... ایا برای یاری عاشقانت نمی ایی
ما زاده عشقيم و فزاينده درديم با مدّعيِ عاکفِ مسجد، به نبرديم با مدّعيان، در طلبش عهد نبستيم با بيخبران، سازش بيهوده نکرديم در آتش عشق تو، خليلانه خزيديم در مسلخ عشّاق تو، فرزانه و فرديم
کس ندانم که در اين شهر گرفتار تو نيست هيچ بازار چنين گرم که بازار، تو نيست سرو زيبا و، به زيبايي بالاي تو نه شهد شيرين و، به شيريني گفتار تو نيست
يك بار بينم روى تو، دل را چه سان تسكين دهم؟! تسكين نيابد جان من، صدبار اگر بينم تو را از ديدنت بى خود شدم، بنشين به بالينم دمى تا چشم خود بگشايم و، بار دگر بينم تو را اللهم عجل لولیک الفرج
هیچـــــوقت کــــسی که دوســــش دارے رو خــدای خودت نکن.. بعدأ عــذابی نــازل میکنه بــدتر از عـذاب الـہے ..
ما منتظریم از غم دیدار تو ما پیر شدیم / در انتظار و غم تو زمین گیر شدیم ای کاش بیایی قبل از انکه ما بمیریم / تا که با تو انتقام خون مولا را بگیریم الهم عجل ولیک الفرج
امروز روز تولدم بود ولی دلم میخواست اونی که دوسش داشتم پیشم بود ولی رفته دیگه بر نمیگرده تنهایی یعنی این
میگفت نرو..... منم موندم.... اما دیدم اون رفت..... میدونستم از تنها موندن تو خونه میترسه اما نه به شرط از دست دادنه من......
دلی که نشد خانه ی یاس نرگس خراب است ویران صفایی ندارد... قسمت شما هم بشه مثل من جمعه جمکران باشید
پر از تنهاییم ای کاش بودی که داره زندگیم از دست میره یه آهنگی گذاشتم که میدونم اگه گوشش کنی گریت میگیره......
هر جمعه قول میدهم آدم شوم ولی هم عهد خویش، هم دلت را شکسته ام آقای جمعه های غریب،این جمعه هم نیامدی از انتظار که نه، از توبه های خویش خسته ام
خودم قبول دارم کهنه شدم آنقدر کهنه که می شود روی گرد و خاکم یادگاری نوشت ! خیالی نیست ، بنویس و بـــــــــــــرو...
گفتیم چرا نیامدی آقا؟ حق داری تعطیلتر از جمعهها خود ماییم... اللهم صل علی محمدوآل محمدوعجل فرجهم
ساعت هم سر به سرم میگذارد..... سالهاست منتظر آن عصری هستم که با او قرار دارم... نمیرسد آن زمان.............!!!!!
بینوایان با جلد گالینگور زرکوب شیک و پیک چاق و چله به قیمت خرج یک ماه بینوایان به بازار آمد تا دختر عالیجناب X در ویلای اختصاصی شمال فصل فصل بخواند و به گیس کوزت های جهان قاه قاه گریه کند !
برای آمــدنـت کــدام سنــد تــاریــخ را بـایــد واسطــه کــرد ؟! دستهـــای بستـــه حیـــــدر ، یا پهـلــوی شکسـتــه مــــادر ... !
یا مهدی بیا......... بیا ببین از نبودنت چ سواستفاده ای از نبودنت میکنند توکه نیستی خون ما شیعیانت را در شیشه میکنند....... ایا برای یاری عاشقانت نمی ایی
ما زاده عشقيم و فزاينده درديم با مدّعيِ عاکفِ مسجد، به نبرديم با مدّعيان، در طلبش عهد نبستيم با بيخبران، سازش بيهوده نکرديم در آتش عشق تو، خليلانه خزيديم در مسلخ عشّاق تو، فرزانه و فرديم
کس ندانم که در اين شهر گرفتار تو نيست هيچ بازار چنين گرم که بازار، تو نيست سرو زيبا و، به زيبايي بالاي تو نه شهد شيرين و، به شيريني گفتار تو نيست
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}