{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
سالهــــــــــا دویده ام با قلبـــــــــی معلق و پایـــی در هــــوا دیگــــر طــاقت رویاهــــایم تمــــــــــام شده است دلــــــــــم رسیدن می خواهــــــد . . .
ديدی غزلی سرود؟ عاشق شده بود. انگار خودش نبود عاشق شده بود. افتاد.شکست . زير باران پوسيد... آدم که نکشته بود . عاشق شده بود
با من آرزو کن : زمستان اگررفت گرمی دستان تو باشداما ، "مای "ما " من" نشود، سایه ات از سر تنهایی من کم نشود...
یاصاحب الزمان! نبودنت را با ساعت شنی اندازه گرفته ام...، یک صحراگذشته است!!!
من به هیچ دردی نمیخورم.... این دردها هستند که چپ وراست به من میخورند!
دستم به دامانت در این آغاز فصل سرد آخر سکوت تو غزل را می کشد برگرد آوار غم بر شانه های شهر را بنگر شعری بخوان آرامشی پیدا کند این درد اللهم عجل لولیک الفرج
یا صاحب الزمان! طفل بی حوصله ام، خسته ز تعطیلی ها. مهر من! زود بیا وقت دبستان من است...!!!
تنهایی بد است، اما بد تر از آن اینست که بخواهی تنهاییت را با آدم های مجازی پر کنی، آدم هایی که بود و نبودشان به روشن یا خاموش بودن یک چراغ بستگی دارد
با تو از عشق میگفتم از پشیمانی و از اینکه فرصتی دوباره هست یا نه ؟!... در جواب صدایی بی وقفه می گفت: "دستگاه مشترک مورد نظر خاموش می باشد!!!"
آقای جمعه های غریبی ظهور کن @ دهلیزهای شبزده را غرق نور کن @ آقا چقدر فاصله، اندوه، انتظار؟ @ یا بازگرد ، یا دل ما را صبور کن
برگرد...یادت را جا گذاشتی نمی خواهم عمری به این امید باشم که برای بردنش برمی گردی
"شایــــد" هـا را دور بـریـزیـم ! "کــــاش" ایـن جمعـــه بیایـــد ؛ کـــــاش . . .
ميپسندم زمستان را... فصلي كه ديگر مجبور نيستم صداي غمگين و پر درد وچشم هاي خيس و قرمزم را از كسي پنهان كنم... ميگويم من سرما خورده ام!!!
از غربتِ خود هميشه ميگويم فاش تنها، غمِ تنهايي ما باشد کاش از هر طرفي طعنه شنيدن سخت است برگرد و هواي شيعه را داشته باش! اللهم عجل لولیک الفرج
قطعه ای از پر پرواز کم است... یازده بار شمردیم یکی باز کم است ... این همه آب که جاریست... نه اقیانوس است ... عرق شرم زمین است که سرباز کم است...
مرا به ذهنت نه ! به دلت بسپار..... من از گم شدن در جاده های شلوغ میترسم...
سالهــــــــــا دویده ام با قلبـــــــــی معلق و پایـــی در هــــوا دیگــــر طــاقت رویاهــــایم تمــــــــــام شده است دلــــــــــم رسیدن می خواهــــــد . . .
ديدی غزلی سرود؟ عاشق شده بود. انگار خودش نبود عاشق شده بود. افتاد.شکست . زير باران پوسيد... آدم که نکشته بود . عاشق شده بود
با من آرزو کن : زمستان اگررفت گرمی دستان تو باشداما ، "مای "ما " من" نشود، سایه ات از سر تنهایی من کم نشود...
یاصاحب الزمان! نبودنت را با ساعت شنی اندازه گرفته ام...، یک صحراگذشته است!!!
من به هیچ دردی نمیخورم.... این دردها هستند که چپ وراست به من میخورند!
دستم به دامانت در این آغاز فصل سرد آخر سکوت تو غزل را می کشد برگرد آوار غم بر شانه های شهر را بنگر شعری بخوان آرامشی پیدا کند این درد اللهم عجل لولیک الفرج
یا صاحب الزمان! طفل بی حوصله ام، خسته ز تعطیلی ها. مهر من! زود بیا وقت دبستان من است...!!!
تنهایی بد است، اما بد تر از آن اینست که بخواهی تنهاییت را با آدم های مجازی پر کنی، آدم هایی که بود و نبودشان به روشن یا خاموش بودن یک چراغ بستگی دارد
با تو از عشق میگفتم از پشیمانی و از اینکه فرصتی دوباره هست یا نه ؟!... در جواب صدایی بی وقفه می گفت: "دستگاه مشترک مورد نظر خاموش می باشد!!!"
آقای جمعه های غریبی ظهور کن @ دهلیزهای شبزده را غرق نور کن @ آقا چقدر فاصله، اندوه، انتظار؟ @ یا بازگرد ، یا دل ما را صبور کن
برگرد...یادت را جا گذاشتی نمی خواهم عمری به این امید باشم که برای بردنش برمی گردی
"شایــــد" هـا را دور بـریـزیـم ! "کــــاش" ایـن جمعـــه بیایـــد ؛ کـــــاش . . .
ميپسندم زمستان را... فصلي كه ديگر مجبور نيستم صداي غمگين و پر درد وچشم هاي خيس و قرمزم را از كسي پنهان كنم... ميگويم من سرما خورده ام!!!
از غربتِ خود هميشه ميگويم فاش تنها، غمِ تنهايي ما باشد کاش از هر طرفي طعنه شنيدن سخت است برگرد و هواي شيعه را داشته باش! اللهم عجل لولیک الفرج
قطعه ای از پر پرواز کم است... یازده بار شمردیم یکی باز کم است ... این همه آب که جاریست... نه اقیانوس است ... عرق شرم زمین است که سرباز کم است...
مرا به ذهنت نه ! به دلت بسپار..... من از گم شدن در جاده های شلوغ میترسم...
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}