{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
سه شاخه کل برات میفرستم اول ازطرف خداوند که نگهدارد باشد دوم ازدلم که دوستت داره سوم ازطرف چشمانم که دیدارت را طلب میکنه
رفت... وسيع باش و تنها ،وسربه زير وسخت ... نصيحت مسافر سهراب است!!!
خیلـــی سختـــه تـــو ایـــن دنیایـــی کـــه هیـــچ کـــس ، هیـــچ کـــس رو نمی خـــواد ... تـــــــــو بـــخـــوای , اونـــــم بــــخــــواد , امـــــــا ... روزگـــــار نـــــــــخــــــواد ...
کاش هرگز نگاهمان را برای آنانکه تفسیر گریه هامان را نمی دانند گریان نکنیم...
ﮔﻔﺖ : ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﻫﺮ ﭼﻪ ﮔﺸﺘﻢ ﻣﺜﻞ ﺗﻮ ﭘﯿﺪﺍ ﻧﺸﺪ ﮔﻔﺘﻢ : ﺧﻮﺏ ﮔﺸﺘﯽ ؟ ﮔﻔﺖ : ﺁﺭﻩ ﮔﻔﺘﻢ : ﺍﮔﻪ ﺩﻭﺳﺘﻢ ﺩﺍﺷﺘﯽ ﻧﻤﯽ ﮔﺸﺘﯽ . . .
زيباترين لحظاتم رابه پاي ساده ترين دقايق زندگيت ميدهم تا بداني که بيادتم
نه صدايش را نازك ميكرد!نه دستانش را اردي..از كجا بايد به گرگ بودنش شك ميكردم؟!
دل من . . . . . پیش تو عشق من . . . . خنده تو فکرمن . . . . چهره تو امیدمن . . . . . . نگاه تو جون من . . . . فدای تو
صدا کن مرا صدای تـــو خوبــــ است صدای تـــو سبزینه آن گیاه عجیبی استـــ که در انتهای صمیمیت حزن میروید ...
ماجرای من و معشوق مرا پایان نیست / هر چه آغاز ندارد نپذیرد انجام
همیشه میترسیدم بری و هی میگفتم نریا تنهام نذاریا میگفتی آخه من کجا رو دارم برم دورت بگردم اما رفتی ..... منم فهمیدم از چیزی که بترسم سرم میاد
بايد از عشق بسازم غزلى قابل تو / غزلى ناب و صميمانه به وزن دل تو دلى از جنس بهار که تقديم تو باد / سبز باشى و دلت خانه پاييز مباد
میشه؟ نمیشه؟ میخوای؟ نمیخوای بشه نشه بخوای نخوای دوستت دارم و به يادتم
تو آشیانه چشمام جای تو مونده خالی! من اینجا به یادتم تو اونجا در چه حالی؟
سایه معشوق اگر افتاد بر عاشق چه شد / ما به او محتاج بودیم، او به ما مشتاق بود
خوش تر از قالی کرمان غزلی ساخته ام / نخ به نخ زیر قدمهای تو انداخته ام من همان قالی پاخورده ی خاک آلودم / که رخم زیر قدمهای تو انداخته ام
سه شاخه کل برات میفرستم اول ازطرف خداوند که نگهدارد باشد دوم ازدلم که دوستت داره سوم ازطرف چشمانم که دیدارت را طلب میکنه
رفت... وسيع باش و تنها ،وسربه زير وسخت ... نصيحت مسافر سهراب است!!!
خیلـــی سختـــه تـــو ایـــن دنیایـــی کـــه هیـــچ کـــس ، هیـــچ کـــس رو نمی خـــواد ... تـــــــــو بـــخـــوای , اونـــــم بــــخــــواد , امـــــــا ... روزگـــــار نـــــــــخــــــواد ...
کاش هرگز نگاهمان را برای آنانکه تفسیر گریه هامان را نمی دانند گریان نکنیم...
ﮔﻔﺖ : ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﻫﺮ ﭼﻪ ﮔﺸﺘﻢ ﻣﺜﻞ ﺗﻮ ﭘﯿﺪﺍ ﻧﺸﺪ ﮔﻔﺘﻢ : ﺧﻮﺏ ﮔﺸﺘﯽ ؟ ﮔﻔﺖ : ﺁﺭﻩ ﮔﻔﺘﻢ : ﺍﮔﻪ ﺩﻭﺳﺘﻢ ﺩﺍﺷﺘﯽ ﻧﻤﯽ ﮔﺸﺘﯽ . . .
زيباترين لحظاتم رابه پاي ساده ترين دقايق زندگيت ميدهم تا بداني که بيادتم
نه صدايش را نازك ميكرد!نه دستانش را اردي..از كجا بايد به گرگ بودنش شك ميكردم؟!
دل من . . . . . پیش تو عشق من . . . . خنده تو فکرمن . . . . چهره تو امیدمن . . . . . . نگاه تو جون من . . . . فدای تو
صدا کن مرا صدای تـــو خوبــــ است صدای تـــو سبزینه آن گیاه عجیبی استـــ که در انتهای صمیمیت حزن میروید ...
ماجرای من و معشوق مرا پایان نیست / هر چه آغاز ندارد نپذیرد انجام
همیشه میترسیدم بری و هی میگفتم نریا تنهام نذاریا میگفتی آخه من کجا رو دارم برم دورت بگردم اما رفتی ..... منم فهمیدم از چیزی که بترسم سرم میاد
بايد از عشق بسازم غزلى قابل تو / غزلى ناب و صميمانه به وزن دل تو دلى از جنس بهار که تقديم تو باد / سبز باشى و دلت خانه پاييز مباد
میشه؟ نمیشه؟ میخوای؟ نمیخوای بشه نشه بخوای نخوای دوستت دارم و به يادتم
تو آشیانه چشمام جای تو مونده خالی! من اینجا به یادتم تو اونجا در چه حالی؟
سایه معشوق اگر افتاد بر عاشق چه شد / ما به او محتاج بودیم، او به ما مشتاق بود
خوش تر از قالی کرمان غزلی ساخته ام / نخ به نخ زیر قدمهای تو انداخته ام من همان قالی پاخورده ی خاک آلودم / که رخم زیر قدمهای تو انداخته ام
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}