{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
هميشه يادت باشه كه توي وجود من يه جاي كوچيك ولي هميشگي داري يه جاي كوچيك به وسعت يه قلب!
اگر رفتم ، مگو او بى وفا بود ، مگو با عشق من نا آشنا بود ، تو با عشقت مرا ديوانه كردى ، مگو راهش ز راه من جدا بود ...
بى تو آتشكده ى شيشه و سنگ است دلم نفسى با دل من باش كه تنگ است دلم
نفس را با تو ميخواهم تو كه از نسل گلهايى سياهى را مكن باور تو خورشيد فردايى
در میان دستهایت عشق پیدا میشود زیر باران نگاهت نسترن وا میشود با عبور واژه ها از گوشه لبهای تو مهربانی خوب معنا میشود
خوب رویان همه گر با دل من خوب شوند، خوب من ، باهمه خوبان حساب تو جداست.
تا غروب اين سرزمين تا طلوع واپسين دركتاب خاطراتم ماندگاری نازنين.
مهربانیت آنقدر زیباست که هرسنجاقکی بدون ترس درکف دستانت ، آب خواهد خورد!
دركلبه كوچكي كه شعله ي وجود تو فانوس آن باشد سردي زمستان معنايي ندارد.
قد گل ، قد خدا ،قد تموم عاشقا ، قد شب ،قد دعا ،قد دلای باصفا برام عزیزی بخدا
دلهره هايت رابه باد بده اينجا دلي هست كه برای آرامشت دستي به آسمان دارد
بي تابم و دل براي ديدار تو تنگ است، تقصير دلم چيست مرام تو قشنگ است
من و تو مثل دوتا خط میمونیم که توی دفتر مشق اسیر شدیم نرسیدیم به هم آخرشم تو همون دفتر کهنه پیر شدیم ما نمیرسیم به هم آخر بازی همینه اخر عشق دو تا خط موازی همینه.
تسبيح نيستم اما نفسم را به شماره انداخته است شوق دستان تو...
دلم را كه مرور ميكنم تمام آن از آن توست ، فقط نقطه ای از آن خودم… روی آن نقطه هم ميخ ميكوبم… و قاب عكس تو را مي آويزم
بر همان عهد كه با ياد و خيالت بستم ياد من هم نكنى باز به يادت هستم ...
هميشه يادت باشه كه توي وجود من يه جاي كوچيك ولي هميشگي داري يه جاي كوچيك به وسعت يه قلب!
اگر رفتم ، مگو او بى وفا بود ، مگو با عشق من نا آشنا بود ، تو با عشقت مرا ديوانه كردى ، مگو راهش ز راه من جدا بود ...
بى تو آتشكده ى شيشه و سنگ است دلم نفسى با دل من باش كه تنگ است دلم
نفس را با تو ميخواهم تو كه از نسل گلهايى سياهى را مكن باور تو خورشيد فردايى
در میان دستهایت عشق پیدا میشود زیر باران نگاهت نسترن وا میشود با عبور واژه ها از گوشه لبهای تو مهربانی خوب معنا میشود
خوب رویان همه گر با دل من خوب شوند، خوب من ، باهمه خوبان حساب تو جداست.
تا غروب اين سرزمين تا طلوع واپسين دركتاب خاطراتم ماندگاری نازنين.
مهربانیت آنقدر زیباست که هرسنجاقکی بدون ترس درکف دستانت ، آب خواهد خورد!
دركلبه كوچكي كه شعله ي وجود تو فانوس آن باشد سردي زمستان معنايي ندارد.
قد گل ، قد خدا ،قد تموم عاشقا ، قد شب ،قد دعا ،قد دلای باصفا برام عزیزی بخدا
دلهره هايت رابه باد بده اينجا دلي هست كه برای آرامشت دستي به آسمان دارد
بي تابم و دل براي ديدار تو تنگ است، تقصير دلم چيست مرام تو قشنگ است
من و تو مثل دوتا خط میمونیم که توی دفتر مشق اسیر شدیم نرسیدیم به هم آخرشم تو همون دفتر کهنه پیر شدیم ما نمیرسیم به هم آخر بازی همینه اخر عشق دو تا خط موازی همینه.
تسبيح نيستم اما نفسم را به شماره انداخته است شوق دستان تو...
دلم را كه مرور ميكنم تمام آن از آن توست ، فقط نقطه ای از آن خودم… روی آن نقطه هم ميخ ميكوبم… و قاب عكس تو را مي آويزم
بر همان عهد كه با ياد و خيالت بستم ياد من هم نكنى باز به يادت هستم ...
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}