{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
همیشه پایان خوشی برای قصه ها نیست !نه بره ها گرگ میشوند ونه گرگها سیر.......... خسته ام ازجنس قلابی آدم ها !صداقت من حریف هرزگی این زمانه نشد,سوت پایان رابزنید.....قبول میکنم باخت را .......
خاطرمان باشد شاید سالها بعد درگذر جاده ها بی تفاوت از کنار هم بگذریم و بگوییم: آن غریبه چه قدر شبیه خاطراتم بود......
يه روز وقتي همه سختي هاي زندگيم تموم شد ميزنم رو شونه ي خدا و ميگم: حال کردي جنبه رو؟
کنج گلويم قبرستانيست پر از احساس هايي که زنده به گور شده اند به نام بغض !
براي مُردن لازم نيست عزرائيل بيايد هميــــن که تو نيايي کافـــيست . . .
گفـــــته بودم بي تـــو سخــــت ميگــــــذرد بـي انـصـاف ! حـــــرفم را پس ميگــيرم بــي تــــــو انگـــــــار اصـلا نمـيگــــــذرد
انقدر نفس میکشم تا تمام شود همه ی نفس هایی که داىٔم سراغ تو را میگیرند
خطاب به مخاطب خاصم: باغبانه خوبي برايت نبودم.!! زود هرز رفتی...
رفتم که نبینی پریشان شدنم را غمناک ترین لحظه ویران شدنم را درخویش فرو رفتم ودرخویش شکستم تا دوست نبیند غم تنها شدنم را........
کاش! کمی از دیوانگی من سهم تو بود لعنتــــــــــــــی!!!! تا این قد منطقت را به رخم نمی کشیدی...
من چه کنم خیال تو منو رها نمی کنه.. .
سیاهی چشمای تو /طعنه به رنگ شب زده اما همین چشم سیات/شکستنو خوب بلده شدی تموم زندگیم / همه وجود من شدی تو رفتیو با رفتنت / به ریشه هام تیشه زدی
شکستی تو دل منو / به هستیم آتیش کشیدی رفتیو بعد رفتنت /چیا کشیدم ندیدی عیب نداره شکسته دل / این روزا اسم من شده کار منم این روزا / وصله زدن به دل شده
چرا نگاه می کنی؟تنهــا ندیده ای؟به من نخنـــد…من هم روزگاری عزیــــز دل کسی بودم …
چیزی نیست که مرا سر شوق بیاورد جز تو.... تو هم که نیستی...!
واي كه چقـــ ـدر تنـــ ـم ميلـــ ـرزه وقتيـــ كــ ـه ميبينـــ ـم نوشتـــ ـه هـــ ـاي كسيُـــ كــ ـه دوستـــ ـش دارم به دستـــ غريبـــ ـه هـــ ـا پــــ ـر از لايكـــ ميشـــ ـه ...
همیشه پایان خوشی برای قصه ها نیست !نه بره ها گرگ میشوند ونه گرگها سیر.......... خسته ام ازجنس قلابی آدم ها !صداقت من حریف هرزگی این زمانه نشد,سوت پایان رابزنید.....قبول میکنم باخت را .......
خاطرمان باشد شاید سالها بعد درگذر جاده ها بی تفاوت از کنار هم بگذریم و بگوییم: آن غریبه چه قدر شبیه خاطراتم بود......
يه روز وقتي همه سختي هاي زندگيم تموم شد ميزنم رو شونه ي خدا و ميگم: حال کردي جنبه رو؟
کنج گلويم قبرستانيست پر از احساس هايي که زنده به گور شده اند به نام بغض !
براي مُردن لازم نيست عزرائيل بيايد هميــــن که تو نيايي کافـــيست . . .
گفـــــته بودم بي تـــو سخــــت ميگــــــذرد بـي انـصـاف ! حـــــرفم را پس ميگــيرم بــي تــــــو انگـــــــار اصـلا نمـيگــــــذرد
انقدر نفس میکشم تا تمام شود همه ی نفس هایی که داىٔم سراغ تو را میگیرند
خطاب به مخاطب خاصم: باغبانه خوبي برايت نبودم.!! زود هرز رفتی...
رفتم که نبینی پریشان شدنم را غمناک ترین لحظه ویران شدنم را درخویش فرو رفتم ودرخویش شکستم تا دوست نبیند غم تنها شدنم را........
کاش! کمی از دیوانگی من سهم تو بود لعنتــــــــــــــی!!!! تا این قد منطقت را به رخم نمی کشیدی...
من چه کنم خیال تو منو رها نمی کنه.. .
سیاهی چشمای تو /طعنه به رنگ شب زده اما همین چشم سیات/شکستنو خوب بلده شدی تموم زندگیم / همه وجود من شدی تو رفتیو با رفتنت / به ریشه هام تیشه زدی
شکستی تو دل منو / به هستیم آتیش کشیدی رفتیو بعد رفتنت /چیا کشیدم ندیدی عیب نداره شکسته دل / این روزا اسم من شده کار منم این روزا / وصله زدن به دل شده
چرا نگاه می کنی؟تنهــا ندیده ای؟به من نخنـــد…من هم روزگاری عزیــــز دل کسی بودم …
چیزی نیست که مرا سر شوق بیاورد جز تو.... تو هم که نیستی...!
واي كه چقـــ ـدر تنـــ ـم ميلـــ ـرزه وقتيـــ كــ ـه ميبينـــ ـم نوشتـــ ـه هـــ ـاي كسيُـــ كــ ـه دوستـــ ـش دارم به دستـــ غريبـــ ـه هـــ ـا پــــ ـر از لايكـــ ميشـــ ـه ...
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}