{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
من گم شده ام.... از يابنده تقاضا ميشود مرا به حال خود رها كنند.....!
“زنها”تنهاییشان راگریه میکنندو”مردها”گریه هایشان راتنهایی…
حسادت نکند یه وقت..انکه بعد از او بغل گرفته ام زانوی غم است.... باورکن
جشماتو ببند...بستي؟حالا باز كن...بازكردي؟جقدر طول كشيد؟همين قدر هم نميتونم دوريتو تحمل كنم!
اين كوزه چو من عاشق زاري بوده است در بند سر زلف نگاري بوده است اين دستي كه بر گردن او مي بيني دستي است كه بر گردن ياري بوده است...
گوشه نــدارد که یـکـــ گوشه اش بنشینمـــ و نفسی تــازه کنمـــ ... گــرد گــرد استـــ این زمین.. ایــنــ روزگــــار
خدایا من دلمو صابون زدم به عشق اون..... پس چرا چشام میسوزه؟؟؟؟
شبهاخوابم نميبرد از درد ضربات شلاق خاطراتت روي قلبم . بي انصاف محكم زدي جايش هنوز مانده است.
و تو هیچگاه نخواهی فهمید که من با یاد همان دقایقی که کنار هم بودیم ، سال هایی را که بی تو گذشت زنده مانده ام !
احساس است... مزرعه که نیست هی شخمش میزنی لعنتی.
آخرین شبی که عشقمو دیدم... یه قرآن بهم هدیه داد... دلم براش تنگ شده... خدایا عشقم الان کجاست...؟؟؟ مواظبش باش...
تا میام بگم همه چیز آرومه من چقدر خوشبختم یه حسی بهم میگه حرف زیادی نزن...
خدایا دستم به آسمانت نمی رسد اما توکه دستت به زمین می رسد بلندم کن....
رفت بی آنکه مرا به خدا بسپارد نمیدانم خدا را فراموش کرد یا مرا؟؟؟
نه امشب،ک هرشب،ک حالم خرابه ی جزیرم ک دورم ی دریا سرابه من عادت نکردم ب شبهای سردم ب این ک نباشی، نه عادت نکردم
وقتی نیستی جوهر این قلم خسته میمیره.....تقاص نبودنت رو اشکم از نامه میگیره....وقتی نیستی سیم گیتار واسه من طناب داره حتی بارون بهارم جلو اشکام کم میاره.
من گم شده ام.... از يابنده تقاضا ميشود مرا به حال خود رها كنند.....!
“زنها”تنهاییشان راگریه میکنندو”مردها”گریه هایشان راتنهایی…
حسادت نکند یه وقت..انکه بعد از او بغل گرفته ام زانوی غم است.... باورکن
جشماتو ببند...بستي؟حالا باز كن...بازكردي؟جقدر طول كشيد؟همين قدر هم نميتونم دوريتو تحمل كنم!
اين كوزه چو من عاشق زاري بوده است در بند سر زلف نگاري بوده است اين دستي كه بر گردن او مي بيني دستي است كه بر گردن ياري بوده است...
گوشه نــدارد که یـکـــ گوشه اش بنشینمـــ و نفسی تــازه کنمـــ ... گــرد گــرد استـــ این زمین.. ایــنــ روزگــــار
خدایا من دلمو صابون زدم به عشق اون..... پس چرا چشام میسوزه؟؟؟؟
شبهاخوابم نميبرد از درد ضربات شلاق خاطراتت روي قلبم . بي انصاف محكم زدي جايش هنوز مانده است.
و تو هیچگاه نخواهی فهمید که من با یاد همان دقایقی که کنار هم بودیم ، سال هایی را که بی تو گذشت زنده مانده ام !
احساس است... مزرعه که نیست هی شخمش میزنی لعنتی.
آخرین شبی که عشقمو دیدم... یه قرآن بهم هدیه داد... دلم براش تنگ شده... خدایا عشقم الان کجاست...؟؟؟ مواظبش باش...
تا میام بگم همه چیز آرومه من چقدر خوشبختم یه حسی بهم میگه حرف زیادی نزن...
خدایا دستم به آسمانت نمی رسد اما توکه دستت به زمین می رسد بلندم کن....
رفت بی آنکه مرا به خدا بسپارد نمیدانم خدا را فراموش کرد یا مرا؟؟؟
نه امشب،ک هرشب،ک حالم خرابه ی جزیرم ک دورم ی دریا سرابه من عادت نکردم ب شبهای سردم ب این ک نباشی، نه عادت نکردم
وقتی نیستی جوهر این قلم خسته میمیره.....تقاص نبودنت رو اشکم از نامه میگیره....وقتی نیستی سیم گیتار واسه من طناب داره حتی بارون بهارم جلو اشکام کم میاره.
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}