{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
نعمت آسمان فقط باران نيست;گاهی خدا دوستی رانازل میکند "به زلالی باران"
بی تفاوت نـــــــیستم فـــقط دیگر کســــــــــی برایم متفاوت نیست !
افسانه ی حیات چیزی جز این نبود.. یا آرزوی مرگ یا مرگ آرزو....
یـه جـایی هـم هسـت تـو زنـدگی بعـد از کلــی دویــدن یهـو مـی ایستــی !! سـرتـو مینــدازی پـائیـن و آروم میگـی : خدایــا … دیگــه زورم نمیــرسـه!
گذشته ات را ببخش زيرا آنها مانند كفش هاي كودكي ات نه تنها برايت كوچكند بلكه تو را از برداشتن گام هاي بزرگ باز مي دارند..
حواسم به نبودن هايت هست!دلتنگي براي تو،حكم نفس كشيدنم را دارد، آن را هم بگيري، "ميميرم"...
به بابام میگم پدر موجودی است که جونشو واسه بچه ش میده ولی ماشینشو نه؛منتظر بودم که تحت تاثیر قرار بگیره که گفت:آخه ماشینش جون بچه شو میگیره . . .
تو صبح باش من تمام شب های تاریخ را تاب می آورم...
اعتراف میکنم بچه که بودم وقتی میگفتن خونه رو دزد برده فکرمیکردم کلا دزدا از جاش کندن بردن... الانو نگاه نکن مخم،بچگیه دیگه ادم کلا تو آمپاسه !
اعتراف میکنم بچه که بودم تو خونه فوتبال بازی می کردم احساس می کردم تماشاچیا دارن منو صدا میزنند ، جو منو می گرفت رو فرش تف مینداختم !
یکی از دوستام اعتراف می کنه که روز اول مدرسه (کلاس اول) فک کرده مشق شبو حتما باید شب بنویسه و با این حال که دل تو دلش نبوده که اولین مشق زندگیشو بنویسه تا شب صبر کرده!!!!!!!!!!!!!!!
شعر استاد سپهری ادم اینجا تنهاست و در این تنهایی سایه ی نارونی تا ابدیت جاریست به سراغ من اگر میایید نرم و اهسته بیایید مبادا ترک بردارد چینی نازک تنهایی من
ایــن چـشــم هـای بـی تـو را بــه کـجـای ایـن شــهـر بـدوزم کـه هــنـوز نـرفــتـه بــاشـی؟! "
" کـُجــای آسـمــان بـبـیـنـمــت؟! مـــن از جـسـتـجـوی زمــیـن خـســــتـه ام ... "
.. دیگــــــر از سکـــوت گــذشتــه ... ............ کــاش یکــــی می آمــــد و طنـــابــی می انـــداخــتـــ و .. خــلاص.............................!!!
اعتراف میکنم چند وقت پیش به گودزیلای همسایه گفتم هرکی بتونه یه مداد رو قورت بده وقتی بزرگ شد مهندس میشه اونم قورت داد رفت توی گلوش خفه شد الانم تحت تعقیب هستم من برم که پلیسا امدن......
نعمت آسمان فقط باران نيست;گاهی خدا دوستی رانازل میکند "به زلالی باران"
بی تفاوت نـــــــیستم فـــقط دیگر کســــــــــی برایم متفاوت نیست !
افسانه ی حیات چیزی جز این نبود.. یا آرزوی مرگ یا مرگ آرزو....
یـه جـایی هـم هسـت تـو زنـدگی بعـد از کلــی دویــدن یهـو مـی ایستــی !! سـرتـو مینــدازی پـائیـن و آروم میگـی : خدایــا … دیگــه زورم نمیــرسـه!
گذشته ات را ببخش زيرا آنها مانند كفش هاي كودكي ات نه تنها برايت كوچكند بلكه تو را از برداشتن گام هاي بزرگ باز مي دارند..
حواسم به نبودن هايت هست!دلتنگي براي تو،حكم نفس كشيدنم را دارد، آن را هم بگيري، "ميميرم"...
به بابام میگم پدر موجودی است که جونشو واسه بچه ش میده ولی ماشینشو نه؛منتظر بودم که تحت تاثیر قرار بگیره که گفت:آخه ماشینش جون بچه شو میگیره . . .
تو صبح باش من تمام شب های تاریخ را تاب می آورم...
اعتراف میکنم بچه که بودم وقتی میگفتن خونه رو دزد برده فکرمیکردم کلا دزدا از جاش کندن بردن... الانو نگاه نکن مخم،بچگیه دیگه ادم کلا تو آمپاسه !
اعتراف میکنم بچه که بودم تو خونه فوتبال بازی می کردم احساس می کردم تماشاچیا دارن منو صدا میزنند ، جو منو می گرفت رو فرش تف مینداختم !
یکی از دوستام اعتراف می کنه که روز اول مدرسه (کلاس اول) فک کرده مشق شبو حتما باید شب بنویسه و با این حال که دل تو دلش نبوده که اولین مشق زندگیشو بنویسه تا شب صبر کرده!!!!!!!!!!!!!!!
شعر استاد سپهری ادم اینجا تنهاست و در این تنهایی سایه ی نارونی تا ابدیت جاریست به سراغ من اگر میایید نرم و اهسته بیایید مبادا ترک بردارد چینی نازک تنهایی من
ایــن چـشــم هـای بـی تـو را بــه کـجـای ایـن شــهـر بـدوزم کـه هــنـوز نـرفــتـه بــاشـی؟! "
" کـُجــای آسـمــان بـبـیـنـمــت؟! مـــن از جـسـتـجـوی زمــیـن خـســــتـه ام ... "
.. دیگــــــر از سکـــوت گــذشتــه ... ............ کــاش یکــــی می آمــــد و طنـــابــی می انـــداخــتـــ و .. خــلاص.............................!!!
اعتراف میکنم چند وقت پیش به گودزیلای همسایه گفتم هرکی بتونه یه مداد رو قورت بده وقتی بزرگ شد مهندس میشه اونم قورت داد رفت توی گلوش خفه شد الانم تحت تعقیب هستم من برم که پلیسا امدن......
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}