{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
من اعتراف میکنم تو این 23 سالی که از خدا عمر گرفتم به اندازه ای که از مسئول بروز رسانی و تایید پست های 4 جوک نه شنیدم از هیچ بنی و بشری نشنیدم لایک = ما هم همینطور
اعتراف می کنم وقتی 3سالم بود یک طوطی داشتم شستمش بعد فکر می کردم چه طوری خشکش کنم انداختمش روبن 2تانه 3تاهم نه 6 گیرلباس بهش زدم مرد!
اعتراف میکنم که وقتی مامانم نیست تو خونه خودمونم غریبی میکنم به افتخار همه مامانا :X :))))))))
من تا قبل این تبلیغ تبرک فکر میکردم لورل و هاردی با هم داداشن!!!!!!! اصن خل وضعی بودمااااااا :)
اعتراف میکنم هنوز که هنوزه فرق جزر و مد رو نمیدونم لایک: ما هم نمیدونیم لایک: خوب میشی !!!
بنده اعتراف میکنم که هر چند روز یه بار با یه خط های گوناگون به مخاطب خاصم مزاحم میشم. اخه نمیدونید چه حالی میده.اونم هی میگه مزاحم نشید من نامزده دارم. بلههههههههههههه ی همچین ادمی هستم من.
من اعتراف میکنم... وقتی اول دبستان بودم از بس بهمون گفته بودن دوربین مخفی تو خونتون داریم به کانال کولر خیلی مشکوک بودم خیلی مودبانه از کنارش رد میشدم! بچه بودم خوب!
اعتراف ميكنم تا دو سال بعد اينكه فهميدم انريكه كيه بهش مى گفتم هنريكه.توجه داشته باشيد: هنريكه. اميدي به خوب شدنم هست؟
نزديک مدرسه ما يه پل عابر پياده زدن که پله برقى داشت،اعتراف ميکنم از فرداش شوق ما براي رفتن به مدرسه 2برابرشد...
علامت اختصاصی آمپاس : ◕ ‿ ◕ اعتراف میکنم کوچیک که بودم فکر میکردم هر دختری شوهرشی که دلش خواست رو از فروشگاه میخره ... این طوری نگاه نکنید بچه بودم :(
اعتراف میکنم چند سال پیش با خانواده داشطیم اظ شهر میرفتیم بیرون من جلو نشسته بودم مامانم گفت کمربندتو بستی یه نگاهی به شلوارم کردم گفتم آره یه دل سیر بهم خندید گفت منزورم کمربند ایمنی.
میخوام اعتراف کنم بچه بودم فکر میکردم اونایی که خیلی سفیدن زیاد شیر میخورن اونایی هم که خیلی سبزه ان زیاد نوشابه سیاه میخورن. چیه خب ؟؟؟خودت خنگی.
مورد طرف رفته بقالی میخواسته بگه ماست موسیر میخوام گفته سیر موس میخوام حالا خودتون قیافه بقاله رو تصور کنید.
اعتراف میکنم با اینکه به گفته اطرافیان نه کم شنوام و نه ناشنوا ولی همه ی قسمت های ویلای منو با زیر نویس(اونم فارسی)نگاه میکنم شمام مث منین آیاااااااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
مورد داشتیم . . . . دختره شب داشته با گوشیش کار میکرده چشمش درد میگیره عینک آفتابی میزنه خخخخ
اعتراف می کنم این یک سالی که کنکور داشتم هر شب 4jokمی رفتم رتبم خیلی خوب نشد:( مهم نی با همین رتبه ام یه جای ایران دکتر میشم
من اعتراف میکنم تو این 23 سالی که از خدا عمر گرفتم به اندازه ای که از مسئول بروز رسانی و تایید پست های 4 جوک نه شنیدم از هیچ بنی و بشری نشنیدم لایک = ما هم همینطور
اعتراف می کنم وقتی 3سالم بود یک طوطی داشتم شستمش بعد فکر می کردم چه طوری خشکش کنم انداختمش روبن 2تانه 3تاهم نه 6 گیرلباس بهش زدم مرد!
اعتراف میکنم که وقتی مامانم نیست تو خونه خودمونم غریبی میکنم به افتخار همه مامانا :X :))))))))
من تا قبل این تبلیغ تبرک فکر میکردم لورل و هاردی با هم داداشن!!!!!!! اصن خل وضعی بودمااااااا :)
اعتراف میکنم هنوز که هنوزه فرق جزر و مد رو نمیدونم لایک: ما هم نمیدونیم لایک: خوب میشی !!!
بنده اعتراف میکنم که هر چند روز یه بار با یه خط های گوناگون به مخاطب خاصم مزاحم میشم. اخه نمیدونید چه حالی میده.اونم هی میگه مزاحم نشید من نامزده دارم. بلههههههههههههه ی همچین ادمی هستم من.
من اعتراف میکنم... وقتی اول دبستان بودم از بس بهمون گفته بودن دوربین مخفی تو خونتون داریم به کانال کولر خیلی مشکوک بودم خیلی مودبانه از کنارش رد میشدم! بچه بودم خوب!
اعتراف ميكنم تا دو سال بعد اينكه فهميدم انريكه كيه بهش مى گفتم هنريكه.توجه داشته باشيد: هنريكه. اميدي به خوب شدنم هست؟
نزديک مدرسه ما يه پل عابر پياده زدن که پله برقى داشت،اعتراف ميکنم از فرداش شوق ما براي رفتن به مدرسه 2برابرشد...
علامت اختصاصی آمپاس : ◕ ‿ ◕ اعتراف میکنم کوچیک که بودم فکر میکردم هر دختری شوهرشی که دلش خواست رو از فروشگاه میخره ... این طوری نگاه نکنید بچه بودم :(
اعتراف میکنم چند سال پیش با خانواده داشطیم اظ شهر میرفتیم بیرون من جلو نشسته بودم مامانم گفت کمربندتو بستی یه نگاهی به شلوارم کردم گفتم آره یه دل سیر بهم خندید گفت منزورم کمربند ایمنی.
میخوام اعتراف کنم بچه بودم فکر میکردم اونایی که خیلی سفیدن زیاد شیر میخورن اونایی هم که خیلی سبزه ان زیاد نوشابه سیاه میخورن. چیه خب ؟؟؟خودت خنگی.
مورد طرف رفته بقالی میخواسته بگه ماست موسیر میخوام گفته سیر موس میخوام حالا خودتون قیافه بقاله رو تصور کنید.
اعتراف میکنم با اینکه به گفته اطرافیان نه کم شنوام و نه ناشنوا ولی همه ی قسمت های ویلای منو با زیر نویس(اونم فارسی)نگاه میکنم شمام مث منین آیاااااااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
مورد داشتیم . . . . دختره شب داشته با گوشیش کار میکرده چشمش درد میگیره عینک آفتابی میزنه خخخخ
اعتراف می کنم این یک سالی که کنکور داشتم هر شب 4jokمی رفتم رتبم خیلی خوب نشد:( مهم نی با همین رتبه ام یه جای ایران دکتر میشم
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}