{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
مؤمن را از سيمايش مى شناسيم و منافق را از نشانه هايش.
در زندگی زخم هایی هست كه مثل خوره روح را آهسته در انزوا می خورد و می تراشد .
مؤمن خوبى مى كند و مى گريد، ولى منافق بدى مى كند و مى خندد.
خداوند اجابت دعاى مؤمن را به شوق (شنيدن) دعايش به تأخير مى اندازد و مى گويد: «صدايى است كه دوست دارم آن را بشنوم» و در اجابت دعاى منافق عجله مى كند و مى گويد: صدايى است كه از شنيدنش بدم مى آيد.
مؤمن كم حرف و پر كار است و منافق پر حرف و كم كار.
تنهایی مرگبار همان عرصه ای است كه در آن بازی بر سر آزادی ، بر سر خصومت آدمی است .
مؤمن نه بدى مى كند و نه معذرت مى خواهد و منافق هر روز بدى مى كند و معذرت مى خواهد.
مؤمن از اندك خدا خشنود مى شود و بسيارش او را ناراحت نمى كند و منافق از اندك خدا ناخشنود مى شود و بسيارش هم او را خشنود نمى سازد.
مؤمن زود خشنود و دير ناراحت مى شود و منافق زود ناراحت و دير خشنود مى گردد.
وقتی انسان شهری را وداع می كند مقداری از یادگار ، احساسات و كمی از هستی خودش را در آنجا می گذارد .
اگر با اين شمشيرم بر بينى مؤمن بزنم كه مرا دشمن بدارد با من دشمنى نمى كند و اگر همه دنيا را به منافق بدهم تا مرا دوست بدارد هيچگاه دوستم نخواهد داشت.
انسانها زندگانی را پیوسته دشوار نموده ، گمان می كنند به خوشبختی خواهند رسید .
مؤمن در گرفتارى صبور است، و منافق در گرفتارى بى تاب.
سكوت مؤمن تفكر و سكوت منافق غفلت است.
انسان به نحوی با حیوانات رفتار می كند كه زندگی بر آنها دشوار تر از مرگ است.
قصه فقط یك راه فرار برای آرزوهای ناكام است
مؤمن را از سيمايش مى شناسيم و منافق را از نشانه هايش.
در زندگی زخم هایی هست كه مثل خوره روح را آهسته در انزوا می خورد و می تراشد .
مؤمن خوبى مى كند و مى گريد، ولى منافق بدى مى كند و مى خندد.
خداوند اجابت دعاى مؤمن را به شوق (شنيدن) دعايش به تأخير مى اندازد و مى گويد: «صدايى است كه دوست دارم آن را بشنوم» و در اجابت دعاى منافق عجله مى كند و مى گويد: صدايى است كه از شنيدنش بدم مى آيد.
مؤمن كم حرف و پر كار است و منافق پر حرف و كم كار.
تنهایی مرگبار همان عرصه ای است كه در آن بازی بر سر آزادی ، بر سر خصومت آدمی است .
مؤمن نه بدى مى كند و نه معذرت مى خواهد و منافق هر روز بدى مى كند و معذرت مى خواهد.
مؤمن از اندك خدا خشنود مى شود و بسيارش او را ناراحت نمى كند و منافق از اندك خدا ناخشنود مى شود و بسيارش هم او را خشنود نمى سازد.
مؤمن زود خشنود و دير ناراحت مى شود و منافق زود ناراحت و دير خشنود مى گردد.
وقتی انسان شهری را وداع می كند مقداری از یادگار ، احساسات و كمی از هستی خودش را در آنجا می گذارد .
اگر با اين شمشيرم بر بينى مؤمن بزنم كه مرا دشمن بدارد با من دشمنى نمى كند و اگر همه دنيا را به منافق بدهم تا مرا دوست بدارد هيچگاه دوستم نخواهد داشت.
انسانها زندگانی را پیوسته دشوار نموده ، گمان می كنند به خوشبختی خواهند رسید .
مؤمن در گرفتارى صبور است، و منافق در گرفتارى بى تاب.
سكوت مؤمن تفكر و سكوت منافق غفلت است.
انسان به نحوی با حیوانات رفتار می كند كه زندگی بر آنها دشوار تر از مرگ است.
قصه فقط یك راه فرار برای آرزوهای ناكام است
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}