{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
در مقابل تقدیر خداوند مثل کودکی یک ساله باش وقتی او را به هوا می اندازی، می خندد چون ایمان دارد که تو او را خواهی گرفت . . .
خداوندا، مگذار آنچه را که حق می دانم به خاطر آنچه که بد می دانند، کتمان کنم . . .
نا کرده گناه در جهان کیست ؟ بگو آن کَس که گنه نکرده چون زیست؟بگو من بد کنم وتو بد مکافات دهی پس فرق میان من و تو چیست؟ بگو . . .
خدا یا گر نبخشی آنچه خواهم/گر ببخشی درد وبلا تو با هم به نام حکمت آنرا می پذیرم/که عشق غیر تو باشد گناهم . . .
خدایا راهی نمیبینم ، آینده پنهان است اما مهم نیست همین کافیست که تو راه را میبینی و من تو را . . .
خدایا من حواسم به همه هست به جز تو پس تو هم حق داری، حواست به همه باشه به جز من . . .
خدا در دستی است که به یاری میگیری درقلبی که شاد میکنی درلبخندی که به لب می نشانی خدا با من است. خدا با توست…خدایمان را آشکار کنیم
انیس قلب خود تنها خدا کن / خدا را در دل شبها صدا کن ز خوف حق چو اشکی را چکاندی / به حال ما زمینی ها دعا کن
خداوندا دستانم خالی ودلم غرق در آرزوهاست. یا با قدرت بیکرانت دستانم را توانا گردان یا دلم را از ارزوهای دست نیافتنی خالی کن . . .
در فصل زمستان و خزان می گردیم / با نیت خوشحالی شان می گردیم افکار شهید جنگ را ول کردیم / دنبال پلاک و استخوان می گردیم . . .
خدایا اگر بناست بسوزیم طاقتمان ده و اگر بناست بسازیم قدرتمان ده
خدایا شکرت میکنم بخاطر نداشته هام ، که اگه داشتم ارزششون رو نمیدونستم شکرت میکنم بخاطر هیچ چیز و همه چیز . . .
خدایا همه دنیا بخواد و تو بگی نه / نخواد و تو بگی آره ، تمومه همین که اول و آخر تو هستی / به محتاج تو محتاجی حرومه . . .
ای بنده تو سخت بی وفایی ، از لطف به سوی ما نیایی هر دم که ترا دهم دردی ، نالان شوی و به سویم ایی هر دم که ترا دهم شفایی ، یاغی شوی و دگر نیابی. . .
با هر چه عشق نام تو را می توان نوشت با هر چه رود نام تو را می توان سرود بیم از حصار نیست که هر قفل کهنه را با دستهای روشن تو می توان گشود
خدایا ! من چیزی نمیبینم . آینده پنهان است. ولی آسوده ام ، چون تو را می بینم و تو همه چیز را . . .
در مقابل تقدیر خداوند مثل کودکی یک ساله باش وقتی او را به هوا می اندازی، می خندد چون ایمان دارد که تو او را خواهی گرفت . . .
خداوندا، مگذار آنچه را که حق می دانم به خاطر آنچه که بد می دانند، کتمان کنم . . .
نا کرده گناه در جهان کیست ؟ بگو آن کَس که گنه نکرده چون زیست؟بگو من بد کنم وتو بد مکافات دهی پس فرق میان من و تو چیست؟ بگو . . .
خدا یا گر نبخشی آنچه خواهم/گر ببخشی درد وبلا تو با هم به نام حکمت آنرا می پذیرم/که عشق غیر تو باشد گناهم . . .
خدایا راهی نمیبینم ، آینده پنهان است اما مهم نیست همین کافیست که تو راه را میبینی و من تو را . . .
خدایا من حواسم به همه هست به جز تو پس تو هم حق داری، حواست به همه باشه به جز من . . .
خدا در دستی است که به یاری میگیری درقلبی که شاد میکنی درلبخندی که به لب می نشانی خدا با من است. خدا با توست…خدایمان را آشکار کنیم
انیس قلب خود تنها خدا کن / خدا را در دل شبها صدا کن ز خوف حق چو اشکی را چکاندی / به حال ما زمینی ها دعا کن
خداوندا دستانم خالی ودلم غرق در آرزوهاست. یا با قدرت بیکرانت دستانم را توانا گردان یا دلم را از ارزوهای دست نیافتنی خالی کن . . .
در فصل زمستان و خزان می گردیم / با نیت خوشحالی شان می گردیم افکار شهید جنگ را ول کردیم / دنبال پلاک و استخوان می گردیم . . .
خدایا اگر بناست بسوزیم طاقتمان ده و اگر بناست بسازیم قدرتمان ده
خدایا شکرت میکنم بخاطر نداشته هام ، که اگه داشتم ارزششون رو نمیدونستم شکرت میکنم بخاطر هیچ چیز و همه چیز . . .
خدایا همه دنیا بخواد و تو بگی نه / نخواد و تو بگی آره ، تمومه همین که اول و آخر تو هستی / به محتاج تو محتاجی حرومه . . .
ای بنده تو سخت بی وفایی ، از لطف به سوی ما نیایی هر دم که ترا دهم دردی ، نالان شوی و به سویم ایی هر دم که ترا دهم شفایی ، یاغی شوی و دگر نیابی. . .
با هر چه عشق نام تو را می توان نوشت با هر چه رود نام تو را می توان سرود بیم از حصار نیست که هر قفل کهنه را با دستهای روشن تو می توان گشود
خدایا ! من چیزی نمیبینم . آینده پنهان است. ولی آسوده ام ، چون تو را می بینم و تو همه چیز را . . .
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}