{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
میانِ دست هام به خوابِ بوییدن رفته است نارنج . کِی بیدار می شوی دوباره بیاویزی از شاخه هام ؟!
ﻣﻮهاﯾﺶ ﺳﭙﯿﺪ ﮔﺸﺖ ﮐﻮﺩﮐﯽ ﮐﻪ ﺩﻓﺘﺮ ﺧﺎﻃﺮﺍﺗﻢ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻧﺪ ﭼﻮﻥ ﺑﺎ ﺳﺮ ﮐﺮﺩﻣﺶ ﺗﻮ ﮔﻮﻧﯽ ﺁﺭﺩ ﮐﻪ بفهمه ﺩﻓﺘﺮ ﺧﺎﻃﺮﺍﺕ ﺷﺨﺼﯿﻪ ﮐﺎﻣﻼ ﺷﺨﺼﯽ
مزیت شبکه های اجتماعی تو کشورمون اینه که هر کی یه دست لباس نو میخره مدل میشه
به سویم اگر دست دراز کنی شاخه هام سَر خَم می کنند برایت ، اَنارهام می شکفند لب خند می شوند. اما دست هات کوچک اَند عروسکِ پارچه ای !
اعتراف میکنم بچه که بودم فکر میکردم این مورچه طلایی کوچیکا خارجین اوا ! جدی جدی خارجین ؟
اسم تنهایی لیلا رو باید میزاشتن . . . از ستایش بدبخت تر
ملت از بیرون زنگ میزنن واسشون غذا بیارن اونوقت من باید از بیرون زنگ بزنم که غذامو نخورین توروخدا الان میرسم
عشق ، پروانه ای بود که پشتِ دریچه ی چشم هات ، می پرید. تقصیر تو نیست اگر ندیدی اَش !
باید بروم. بروم برای ماه بخوانم بیدار شود از شب روز کند ؛ شاید بخواهی بار دیگر از پشت ابرها پنجره ام را طلوع کنی ، خورشیدکم !
ابرها را پنجره سیاه کرده است ماه را ابرها آسمان خانه را ماه
ماه مهر از آنچه در تقویم می بینید به شما نزدیک تر است ! چقدر زود دیر میشود …
اولی ها شلخته دومی ها پاتخته سومی ها پلیسن چهارمی ها رئیسن پنجمی ها رفوزه یه وری میرن تو کوزه کوزه که در نداره ، باباش خبر نداره یاد دوران مدرسه بخیر…
هنوز بوی عاشقی می دهم اما، دیگر هیچ کجا کسی منتظرم نیست!
یادش بخیر ؛ در به در دنبال یکی میگشتیم دفترامونو جلد کنه !!!
اگه گفتی شباهت معلم با دماسنج چیه؟ هر دوشون وقتی صفر رو نشون میدن ، آدم می لرزه! به اول مهـــر خوش اومدی
یکی از ترسناک ترین جملات دوران مدرسه : یه برگه از کیفتون بیارید بیرون !
میانِ دست هام به خوابِ بوییدن رفته است نارنج . کِی بیدار می شوی دوباره بیاویزی از شاخه هام ؟!
ﻣﻮهاﯾﺶ ﺳﭙﯿﺪ ﮔﺸﺖ ﮐﻮﺩﮐﯽ ﮐﻪ ﺩﻓﺘﺮ ﺧﺎﻃﺮﺍﺗﻢ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻧﺪ ﭼﻮﻥ ﺑﺎ ﺳﺮ ﮐﺮﺩﻣﺶ ﺗﻮ ﮔﻮﻧﯽ ﺁﺭﺩ ﮐﻪ بفهمه ﺩﻓﺘﺮ ﺧﺎﻃﺮﺍﺕ ﺷﺨﺼﯿﻪ ﮐﺎﻣﻼ ﺷﺨﺼﯽ
مزیت شبکه های اجتماعی تو کشورمون اینه که هر کی یه دست لباس نو میخره مدل میشه
به سویم اگر دست دراز کنی شاخه هام سَر خَم می کنند برایت ، اَنارهام می شکفند لب خند می شوند. اما دست هات کوچک اَند عروسکِ پارچه ای !
اعتراف میکنم بچه که بودم فکر میکردم این مورچه طلایی کوچیکا خارجین اوا ! جدی جدی خارجین ؟
اسم تنهایی لیلا رو باید میزاشتن . . . از ستایش بدبخت تر
ملت از بیرون زنگ میزنن واسشون غذا بیارن اونوقت من باید از بیرون زنگ بزنم که غذامو نخورین توروخدا الان میرسم
عشق ، پروانه ای بود که پشتِ دریچه ی چشم هات ، می پرید. تقصیر تو نیست اگر ندیدی اَش !
باید بروم. بروم برای ماه بخوانم بیدار شود از شب روز کند ؛ شاید بخواهی بار دیگر از پشت ابرها پنجره ام را طلوع کنی ، خورشیدکم !
ابرها را پنجره سیاه کرده است ماه را ابرها آسمان خانه را ماه
ماه مهر از آنچه در تقویم می بینید به شما نزدیک تر است ! چقدر زود دیر میشود …
اولی ها شلخته دومی ها پاتخته سومی ها پلیسن چهارمی ها رئیسن پنجمی ها رفوزه یه وری میرن تو کوزه کوزه که در نداره ، باباش خبر نداره یاد دوران مدرسه بخیر…
هنوز بوی عاشقی می دهم اما، دیگر هیچ کجا کسی منتظرم نیست!
یادش بخیر ؛ در به در دنبال یکی میگشتیم دفترامونو جلد کنه !!!
اگه گفتی شباهت معلم با دماسنج چیه؟ هر دوشون وقتی صفر رو نشون میدن ، آدم می لرزه! به اول مهـــر خوش اومدی
یکی از ترسناک ترین جملات دوران مدرسه : یه برگه از کیفتون بیارید بیرون !
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}