{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
خورشید و ماه و آسمان،آیینه گردانی کنند چون در زمین خورشید و ماهی نورافشانی کنند.
در مقطعی دیگر جلوه مقدماتی عشق را می بینی و به سرسبزی ها آراسته می شوی
خیل مَلک از عرش ، سوی فرش فرش آورده اند بهر جلوس انبیا پَرهای خود گسترده اند.
حکایت دیگری از تو ورق خورده است که پله پله غرق گل شوی
آرزوهای دور و دراز توست که به تکه تکه این دنیای بزرگ امید و جنبش می بخشد پس تنفس کن هوای زندگی و شور و سازندگی را
قدر لحظه های تو را چه کسی می داند جز تو که در جست وجوی نردبانی محکم گستره زمین را کوچک می بینی و پروازی بلند حتی بی بال و پر را در سر داری؟
چه دلهره های دلکش و اضطراب های غریبی است این ترانه رویش و این عطش بی امان دانستن قدر سرگیجه هایت را قدر پرسش هایت را خوب بدان بگذار آسان و بی کاستی شعله های کوچک اندیشه و احساس در تو شکوفا شود
مهم نیست که مرگ چه هنگام و در کجا به سراغ من مى آید مهم این است که هنگامی که مى آید من آن جا نباشم. وودی آلن
شادمانی قشر نازکیست که بر روی غم کشیده اند
موسیقی بیان میکند آن چه را که نمی توان گفت و روشن میسازد آن چه را که ناممکن است مسکوت بماند.
ارزش و بزرگی هر آدمی به غم هاییه که تو دلش داره
بزرگ ترین درد اینه که نتونی دردتو با واژه ها بیان کنی.
از بچه ها دیگه بدم میاد! اشتباه نکن… اتفاقا همین معصومیت شونه که آزارم میده؛ وختی می دونم همینا ده بیست سال دیگه گرگ هایی درنده میشن مانند بقیه
انقدر سخت درد می کشید که درد دیگران را باور نداشت و به شمار نمی آورد.
زندگی سیاه سفید من هیچ وقت رنگی نمیشه
زندگی بیشتر از یک خواب نیست باور کن! یک خواب طولانی… زجرش هم به همین طولانی بودنشه
خورشید و ماه و آسمان،آیینه گردانی کنند چون در زمین خورشید و ماهی نورافشانی کنند.
در مقطعی دیگر جلوه مقدماتی عشق را می بینی و به سرسبزی ها آراسته می شوی
خیل مَلک از عرش ، سوی فرش فرش آورده اند بهر جلوس انبیا پَرهای خود گسترده اند.
حکایت دیگری از تو ورق خورده است که پله پله غرق گل شوی
آرزوهای دور و دراز توست که به تکه تکه این دنیای بزرگ امید و جنبش می بخشد پس تنفس کن هوای زندگی و شور و سازندگی را
قدر لحظه های تو را چه کسی می داند جز تو که در جست وجوی نردبانی محکم گستره زمین را کوچک می بینی و پروازی بلند حتی بی بال و پر را در سر داری؟
چه دلهره های دلکش و اضطراب های غریبی است این ترانه رویش و این عطش بی امان دانستن قدر سرگیجه هایت را قدر پرسش هایت را خوب بدان بگذار آسان و بی کاستی شعله های کوچک اندیشه و احساس در تو شکوفا شود
مهم نیست که مرگ چه هنگام و در کجا به سراغ من مى آید مهم این است که هنگامی که مى آید من آن جا نباشم. وودی آلن
شادمانی قشر نازکیست که بر روی غم کشیده اند
موسیقی بیان میکند آن چه را که نمی توان گفت و روشن میسازد آن چه را که ناممکن است مسکوت بماند.
ارزش و بزرگی هر آدمی به غم هاییه که تو دلش داره
بزرگ ترین درد اینه که نتونی دردتو با واژه ها بیان کنی.
از بچه ها دیگه بدم میاد! اشتباه نکن… اتفاقا همین معصومیت شونه که آزارم میده؛ وختی می دونم همینا ده بیست سال دیگه گرگ هایی درنده میشن مانند بقیه
انقدر سخت درد می کشید که درد دیگران را باور نداشت و به شمار نمی آورد.
زندگی سیاه سفید من هیچ وقت رنگی نمیشه
زندگی بیشتر از یک خواب نیست باور کن! یک خواب طولانی… زجرش هم به همین طولانی بودنشه
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}