{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
گراند کنیون را فراموش کنین بزرگ ترین محل پرورش مار دنیا جفت آستین های بنده هستند
دست اگر دست تو باشد نیست دلچسب تر از چیده شدن رویایی …
رفتم یه لباس مجلسی بلند و تنگ پوشیدم خیلی هم شیک بود اومدم جلو بابام جولون میدم میگم بابایی قشنگه؟؟؟ ^_^؟؟؟ بابام میگه شبیه کرم شدی :|
به داداشم گفتم لپ تاپمو بده . کلا دو متر از هم فاصله داشتیم. دیدیم نه میتونه پرت کنه نه میتونه سر بده . اخرش گذاشتش رو یه پتو گفت بکش از اون ور !!!!/.!
داداشم شب عروسیش اسرار داشت همه مهمونا بمونن دست مادرزنشم گرفته بود با گریه می گفت:حاج خانم دلت میاد ما رو تنها بزاری
داشتم تلویزیون نگامیکردم یهو صدای داد از اشپز خونه بیرون اومد بعد دیدم داداشم این شاهکار خلقت تو مایکروفرداشته جوراباشو خشک میکرده که اتیش گرفته نه جون من جون تو فک وفامیله من یکی دارم
و خدایی که تنهاست ولی هرگز تنهایت نمی گذارد
داداشم بخاطر اینکه به بابام ثابت کنه واسه خودش مردی شده و موقع زن گرفتنشه! . . . . . . . . میره کولرو خاموش میکنه !
دیشب با خدا دعوایم شد و با هم قهر کردیم فکر کردم دیگر مرا دوست ندارد رفتم گوشه ای نشستم و چند قطره اشک ریختم و خوابم برد صبح که بیدار شدم مادرم گفت : نمیدانی از دیشب تا صبح چه بارانی می آمد
ﭘﻨﺎﻩ ﻣﯽ ﺑﺮﻡ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺍﺯ ﻋﯿﺒﯽ ﮐﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺩﺭ ﺧﻮﺩ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﻢ ﻭ ﺩﯾﺮﻭﺯ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﻫﻤﺎﻥ ﻋﯿﺐ ﻣﻼﻣﺖ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻡ
از پنجره روزگار به درخت عمر که می نگرم خوش تر از یاد خداوند ثمری نیست
مامان من نه از امتیاز خواهرشوهر بودن شانس آورده نه از امتیاز عروس بودن و چه بسا از امتیاز مادرزن بودن خدا شانس بده!!!
زندگی زیباست دقت کن آرام رد شو ، حس کن ، نفس بکش همه چیز نعمت است
از چشمام داشت آب میومد دختر خالم با اعتماد به نفس برگشته میگه:وای چشمات آبریزش بینی داره :|
گاهی خدا می خواهد با دست تو دست دیگر بندگانش را بگیرد وقتی دستی را به یاری می گیری بدان که دست دیگرت در دست خداست
دوسال پیش مراسم عقد دختر داییم بود شوهرش قبل از عقد گلاب ب روتون دستش تا بازو تو دماغش بود بعد از عقد هم انگشت کرد تو عســـــــــــــل و....... نـــــوش جان عشقش!!!!
گراند کنیون را فراموش کنین بزرگ ترین محل پرورش مار دنیا جفت آستین های بنده هستند
دست اگر دست تو باشد نیست دلچسب تر از چیده شدن رویایی …
رفتم یه لباس مجلسی بلند و تنگ پوشیدم خیلی هم شیک بود اومدم جلو بابام جولون میدم میگم بابایی قشنگه؟؟؟ ^_^؟؟؟ بابام میگه شبیه کرم شدی :|
به داداشم گفتم لپ تاپمو بده . کلا دو متر از هم فاصله داشتیم. دیدیم نه میتونه پرت کنه نه میتونه سر بده . اخرش گذاشتش رو یه پتو گفت بکش از اون ور !!!!/.!
داداشم شب عروسیش اسرار داشت همه مهمونا بمونن دست مادرزنشم گرفته بود با گریه می گفت:حاج خانم دلت میاد ما رو تنها بزاری
داشتم تلویزیون نگامیکردم یهو صدای داد از اشپز خونه بیرون اومد بعد دیدم داداشم این شاهکار خلقت تو مایکروفرداشته جوراباشو خشک میکرده که اتیش گرفته نه جون من جون تو فک وفامیله من یکی دارم
و خدایی که تنهاست ولی هرگز تنهایت نمی گذارد
داداشم بخاطر اینکه به بابام ثابت کنه واسه خودش مردی شده و موقع زن گرفتنشه! . . . . . . . . میره کولرو خاموش میکنه !
دیشب با خدا دعوایم شد و با هم قهر کردیم فکر کردم دیگر مرا دوست ندارد رفتم گوشه ای نشستم و چند قطره اشک ریختم و خوابم برد صبح که بیدار شدم مادرم گفت : نمیدانی از دیشب تا صبح چه بارانی می آمد
ﭘﻨﺎﻩ ﻣﯽ ﺑﺮﻡ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺍﺯ ﻋﯿﺒﯽ ﮐﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺩﺭ ﺧﻮﺩ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﻢ ﻭ ﺩﯾﺮﻭﺯ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﻫﻤﺎﻥ ﻋﯿﺐ ﻣﻼﻣﺖ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻡ
از پنجره روزگار به درخت عمر که می نگرم خوش تر از یاد خداوند ثمری نیست
مامان من نه از امتیاز خواهرشوهر بودن شانس آورده نه از امتیاز عروس بودن و چه بسا از امتیاز مادرزن بودن خدا شانس بده!!!
زندگی زیباست دقت کن آرام رد شو ، حس کن ، نفس بکش همه چیز نعمت است
از چشمام داشت آب میومد دختر خالم با اعتماد به نفس برگشته میگه:وای چشمات آبریزش بینی داره :|
گاهی خدا می خواهد با دست تو دست دیگر بندگانش را بگیرد وقتی دستی را به یاری می گیری بدان که دست دیگرت در دست خداست
دوسال پیش مراسم عقد دختر داییم بود شوهرش قبل از عقد گلاب ب روتون دستش تا بازو تو دماغش بود بعد از عقد هم انگشت کرد تو عســـــــــــــل و....... نـــــوش جان عشقش!!!!
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}