{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
تو چیزها را می بینی و می پرسی: چرا؟ من خواب چیزهایی را که وجود ندارند می بینم و می گویم: چرا که نه؟ جرج برنارد شاو
تا چیزی از دست ندهی چیز دیگری بدست نخواهی آورد این یک هنجارهمیشگی است..
معنای دنیا را درکسی ببین که دنیا برایش بدون تو معنایی ندارد…!
مردم اشتباهات زندگی خود را روی هم می ریزند و از آنها غولی به وجود می آورند که نامش تقدیر است – جان اولیورهاینر
جای خالی نبودنت می کوبد بر دلم ، اگر نیایی همین روزها ویرانه می شوم !
سعادت ديگران بخش مهمي از خوشبختي ماست
خـیـــلـــى بـــده احــســاس کــنــى مــثــل دارویــى که فقط وقت نیاز ازت استفاده کنند . ..
به من بگو نگو ، نمی گویم اما نگو نفهم که من نمی توانم نفهمم، من می فهمم. "دکتر شریعتی"
“بربادرفته” صد بار بهتر است از “از یاد رفته “…..
گاهی دوست دارم بدون پک زدن فقط بنشینم و نگاه کنم که سیگارم چگونه میسوزد شاید آخر فهمیدم چه لذتی میبری از تماشای سوختن من . . .
ميخواهي قضاوتم كني.كفشهايم رابپوش.راهم راقدم بزن.دردهايم رابكش
صدایت نمیکـــــنم که برگـــــردی مهــــــم باشم خودت برمیگردی . . .
کاش میمردم و دوباره زنده میشدم و میدیدم كه هیچ كس دور خانه اش دیوار نكشیده است. (فروغ فرخزاد)
گاهی مرا یاد کن من همانم که اگر ساعتی از من بیخبر بودی آسمان را به زمین میدوختی . . .
تا با کفش های کسی راه نرفته ای در مورد راه رفتن اون قضاوت نکن. (دکتر شریعتی )
دلم یک آلزایمر خفیف می خواهد آنقدر که یادم نرود به نفعم است که به چند زبان زنده ی دنیا سکوت کنم . .
تو چیزها را می بینی و می پرسی: چرا؟ من خواب چیزهایی را که وجود ندارند می بینم و می گویم: چرا که نه؟ جرج برنارد شاو
تا چیزی از دست ندهی چیز دیگری بدست نخواهی آورد این یک هنجارهمیشگی است..
معنای دنیا را درکسی ببین که دنیا برایش بدون تو معنایی ندارد…!
مردم اشتباهات زندگی خود را روی هم می ریزند و از آنها غولی به وجود می آورند که نامش تقدیر است – جان اولیورهاینر
جای خالی نبودنت می کوبد بر دلم ، اگر نیایی همین روزها ویرانه می شوم !
سعادت ديگران بخش مهمي از خوشبختي ماست
خـیـــلـــى بـــده احــســاس کــنــى مــثــل دارویــى که فقط وقت نیاز ازت استفاده کنند . ..
به من بگو نگو ، نمی گویم اما نگو نفهم که من نمی توانم نفهمم، من می فهمم. "دکتر شریعتی"
“بربادرفته” صد بار بهتر است از “از یاد رفته “…..
گاهی دوست دارم بدون پک زدن فقط بنشینم و نگاه کنم که سیگارم چگونه میسوزد شاید آخر فهمیدم چه لذتی میبری از تماشای سوختن من . . .
ميخواهي قضاوتم كني.كفشهايم رابپوش.راهم راقدم بزن.دردهايم رابكش
صدایت نمیکـــــنم که برگـــــردی مهــــــم باشم خودت برمیگردی . . .
کاش میمردم و دوباره زنده میشدم و میدیدم كه هیچ كس دور خانه اش دیوار نكشیده است. (فروغ فرخزاد)
گاهی مرا یاد کن من همانم که اگر ساعتی از من بیخبر بودی آسمان را به زمین میدوختی . . .
تا با کفش های کسی راه نرفته ای در مورد راه رفتن اون قضاوت نکن. (دکتر شریعتی )
دلم یک آلزایمر خفیف می خواهد آنقدر که یادم نرود به نفعم است که به چند زبان زنده ی دنیا سکوت کنم . .
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}