{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
به رد له جی خوی قه ورسا که ته کانی ده را ئه دی ئه و وه زنی خوی نه مینیت!!
شاعر از كوچه ى مهتاب گذشت،ليك شعرى نسرود،نه كه معشوقه نداشت،نه كه سرگشته نبود،،سالها بود دگر كوچه ى مهتاب خيابان شده بود...
دردناک است دوست بداری و گمان کنی دوستت دارند، حال آنکه او یگانه هستی تو باشد و تو یکی از هزاران لذت او... !
صدبار دیگر هم که به دنیا بیایی فرقی نمیکند! قسمت هم که باشیم دیر یا زود به یکدیگر خواهیم رسید!!!
هرکي عاشق ميشه ميگه ميميرم برات،چرايکي نميگه ميمونم باهات؟؟؟
ببار باران من سفر کرده ای دارم که یادم رفته آب پشت پایش بریزم...
عاشقی جرم قشنگی است در انکارش مکوش و اگر جرم نمودی در پی عشق بکوش!!!
لبخندش را تقسیم کرد خنده اش به من رسید لبهایش به دیگری ...
ز همه دست کشیدم که تو باشی همه ام،باتو بودن ز همه دست کشیدن دارد.
منو موج ها هرروز سيلي زدن! شكستم... ولي صخره بار اومدم. كنارم نبودي ببيني چطور بااين بي كسي ها... كنار اومدم.
براي بودن با تو غرورم پايمال شد تو هم اندكي احساس بگذار مساوي كه نمي شويم حداقل به من نزديكتر شو
نفست باران است!دل من تشنه ي باريدن ابر،دل بي چتر مرا مهمان كن...!
روزهايي كه بي تو مي گذرد گرچه باياد توست ثانيه هاش آرزو باز مي كشد فرياد: در كنار تو مي گذشت، اي كاش!
چاوم لی بوو،که ئه مجاره به به رزایی،سنه وبه ری، دو سنه وبه ر تؤله "شاهؤ"به رزتر بووی. ترجمه:دیدم که اینبار به اندازه صنوبری، دو صنوبر از شاهو بلندتر بودی.
شكستم نه آن زمان كه رفتي .. همان وقت كه گفتي مي روي ...
سوپاس بۆ ئهو خوایهی ڪه وای لێ ڪردووین ڪه نهتوانین داهاتوو بزانین بۆ ئهوهی ههمیشه هیوامان ههبێ بهوهی ڪه بهیانی جوانتر دهبێت .....
به رد له جی خوی قه ورسا که ته کانی ده را ئه دی ئه و وه زنی خوی نه مینیت!!
شاعر از كوچه ى مهتاب گذشت،ليك شعرى نسرود،نه كه معشوقه نداشت،نه كه سرگشته نبود،،سالها بود دگر كوچه ى مهتاب خيابان شده بود...
دردناک است دوست بداری و گمان کنی دوستت دارند، حال آنکه او یگانه هستی تو باشد و تو یکی از هزاران لذت او... !
صدبار دیگر هم که به دنیا بیایی فرقی نمیکند! قسمت هم که باشیم دیر یا زود به یکدیگر خواهیم رسید!!!
هرکي عاشق ميشه ميگه ميميرم برات،چرايکي نميگه ميمونم باهات؟؟؟
ببار باران من سفر کرده ای دارم که یادم رفته آب پشت پایش بریزم...
عاشقی جرم قشنگی است در انکارش مکوش و اگر جرم نمودی در پی عشق بکوش!!!
لبخندش را تقسیم کرد خنده اش به من رسید لبهایش به دیگری ...
ز همه دست کشیدم که تو باشی همه ام،باتو بودن ز همه دست کشیدن دارد.
منو موج ها هرروز سيلي زدن! شكستم... ولي صخره بار اومدم. كنارم نبودي ببيني چطور بااين بي كسي ها... كنار اومدم.
براي بودن با تو غرورم پايمال شد تو هم اندكي احساس بگذار مساوي كه نمي شويم حداقل به من نزديكتر شو
نفست باران است!دل من تشنه ي باريدن ابر،دل بي چتر مرا مهمان كن...!
روزهايي كه بي تو مي گذرد گرچه باياد توست ثانيه هاش آرزو باز مي كشد فرياد: در كنار تو مي گذشت، اي كاش!
چاوم لی بوو،که ئه مجاره به به رزایی،سنه وبه ری، دو سنه وبه ر تؤله "شاهؤ"به رزتر بووی. ترجمه:دیدم که اینبار به اندازه صنوبری، دو صنوبر از شاهو بلندتر بودی.
شكستم نه آن زمان كه رفتي .. همان وقت كه گفتي مي روي ...
سوپاس بۆ ئهو خوایهی ڪه وای لێ ڪردووین ڪه نهتوانین داهاتوو بزانین بۆ ئهوهی ههمیشه هیوامان ههبێ بهوهی ڪه بهیانی جوانتر دهبێت .....
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}