{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
اَلعالِمُ بِلا عَمَلِ، کَالشَّجَرٍ بِلا ثَمَرِ عالم بدون عمل، مانند درخت بدون میوه است.
رو به قبله مینشینم،خسته با حالی عجیب/از ته دل مینویسم،انت فی قلبی عزیز.
کاش تو چایی بودی و من قند ، من خودمو فدات می کردم تا تو تلخی زندگی رو احساس نکنی
الدهر یومان، یوم لک و یوم علیک ترجمه: روزگار دو روز است، روزی برای تو و روزی بر علیه تو...
من ملک الاراذل، هلک الافاضل هر وقت که افراد پست فرمانروا و صاحب قدرت باشند، مرگ خردمندان است.
لِکُلِ شَئءٌ طریق و طَریق الجِنَتُ العِلمُ برای هر چیز راهیست و راه بهشت علم است...
وحگ الي رفع السبعه و علا علي الرفع اسم المجد علا اصرخ صيح اباسمه علا تشوف الضيم او اذيه
چه باشه چه نباشه ، محبت سر جاشه / چه داری چه نداری ، تو عزیز روزگاری. . .
توبه من نشون دادی دوست دارم چه رنگیه جمله ی عاشقتم چه جمله ی قشنگیه
هه رچه ند که نات بینم به ڵام ده نگی خه نده ت ئه بزوێنێ دڵی سڕم هیچ می دانی هر چند که ناپیدایی اما دل شکسته ام می گوید می آید صدایی.
یه وقتایی خودموبغل میکنم ومیگم:غصه نخوردیوونه..من ک باهاتم،!
گیانا که م زو وه ره نازدارم زو وه ره به س جاری بت بینم گیانم بو خوت به ره جانان من زود بیا نازنینم زود بیا تا برای یک بار هم که شده ببینمت ، جانم را بگیر و برای خود ببر
باخي بةهةشتم ، روخساري تؤية ضاوم تامــةزرؤي ديداري تؤية يـادي ثيرؤزت هـةر لـة دپـماية تا أؤذي دوايـي کـؤتايي ناية
بـص تؤ هـةناوم باخي بـصئاوة طوپـي ئـاواتم سيس و ذاکـاوة ضاوم لـة أصذنةي بةزةيي تؤية بةسيةتي خةزان وادةي ضرؤية
ضؤن نةطرييم من بة کوپ، شصواوة لصم أؤذ و شةوم بؤ تةوافي أؤذي رووت شصواوة و سةرطةردانة شةو چگونه نگريم مني که روز و شبم را بازنميشناسم بهر طواف خورشيد روي توست که شب سرگردان است
خةرمةني ذينم بة بادا ضوو بة دةس هيجراني تؤ من دةسووتصم و شةميش بؤ حاپي من طريانة شةو خرمن هستيام را هجران تو به دست باد سپرد من ميسوزم و شمع نيز بر حالم ميگريد شب
اَلعالِمُ بِلا عَمَلِ، کَالشَّجَرٍ بِلا ثَمَرِ عالم بدون عمل، مانند درخت بدون میوه است.
رو به قبله مینشینم،خسته با حالی عجیب/از ته دل مینویسم،انت فی قلبی عزیز.
کاش تو چایی بودی و من قند ، من خودمو فدات می کردم تا تو تلخی زندگی رو احساس نکنی
الدهر یومان، یوم لک و یوم علیک ترجمه: روزگار دو روز است، روزی برای تو و روزی بر علیه تو...
من ملک الاراذل، هلک الافاضل هر وقت که افراد پست فرمانروا و صاحب قدرت باشند، مرگ خردمندان است.
لِکُلِ شَئءٌ طریق و طَریق الجِنَتُ العِلمُ برای هر چیز راهیست و راه بهشت علم است...
وحگ الي رفع السبعه و علا علي الرفع اسم المجد علا اصرخ صيح اباسمه علا تشوف الضيم او اذيه
چه باشه چه نباشه ، محبت سر جاشه / چه داری چه نداری ، تو عزیز روزگاری. . .
توبه من نشون دادی دوست دارم چه رنگیه جمله ی عاشقتم چه جمله ی قشنگیه
هه رچه ند که نات بینم به ڵام ده نگی خه نده ت ئه بزوێنێ دڵی سڕم هیچ می دانی هر چند که ناپیدایی اما دل شکسته ام می گوید می آید صدایی.
یه وقتایی خودموبغل میکنم ومیگم:غصه نخوردیوونه..من ک باهاتم،!
گیانا که م زو وه ره نازدارم زو وه ره به س جاری بت بینم گیانم بو خوت به ره جانان من زود بیا نازنینم زود بیا تا برای یک بار هم که شده ببینمت ، جانم را بگیر و برای خود ببر
باخي بةهةشتم ، روخساري تؤية ضاوم تامــةزرؤي ديداري تؤية يـادي ثيرؤزت هـةر لـة دپـماية تا أؤذي دوايـي کـؤتايي ناية
بـص تؤ هـةناوم باخي بـصئاوة طوپـي ئـاواتم سيس و ذاکـاوة ضاوم لـة أصذنةي بةزةيي تؤية بةسيةتي خةزان وادةي ضرؤية
ضؤن نةطرييم من بة کوپ، شصواوة لصم أؤذ و شةوم بؤ تةوافي أؤذي رووت شصواوة و سةرطةردانة شةو چگونه نگريم مني که روز و شبم را بازنميشناسم بهر طواف خورشيد روي توست که شب سرگردان است
خةرمةني ذينم بة بادا ضوو بة دةس هيجراني تؤ من دةسووتصم و شةميش بؤ حاپي من طريانة شةو خرمن هستيام را هجران تو به دست باد سپرد من ميسوزم و شمع نيز بر حالم ميگريد شب
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}