{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
ميگن پا ستون بدنه انسانه ، ولي هيچكس نميدونه ستون زندگي من فقط ” تويي ”
بهانه های دنیا تو را از یادم نخواهند برد.من تو را در قلبم دارم نه در دنیا
انگشتتو مشت کن ... . .... مشته؟ ... .. .. حالا محکم بزن تو چشم تا کور شو دوریتو نبینم...
امروز ذهنم پُر است از یک مادیان و کره اش ! فردا برایت شعری عاشقانه خواهم نوشت. (حسین پناهی )
هوا آیا کسی سلامی گفته که محکوم سکوت جوابش باشم ؟ آه ! ضرورت های با شکوه انسانی زمان طولانی تر از آن چیزی ست که ساعت به ما نشان میدهد ! استاد حسین پناهی
خدایا حواسم ب همه است جز تو... پس حق داری حواست ب همه باشد جز من...
چه گونه چشم بر هم بنهند اسبهای خسته یی که ، اسطبلشان را بر روی گسل ساخته اند ؟ چگونه بخوابم ؟ چه گونه می شود خوابید ؟ چیزهای بزرگ تمام می شوند این کوچکها هستند که میمانند . استاد حسین پناهی
از من ای محبوب من با یک من دیگر که تو او را در خیابانهای سرد شب با همین چشمان عاشق باز خواهی یافت گفتگو کن و به یاد آور مرا در بوسه ی اندوهگین او بر خطوط مهربان زیر چشمانت... (فروغ فرخزاد)
شنيدين خداوندترس را در دل هاي آنان(دشمنان اسلام) مي اندازد؟ ميدونينم كه كه وعده ي خدا حتميه تاحالا320تا از ربازاي اسراييلي خودكشي كردن،فراري ها و....بماند. نصرمن الله وفتح قريب
برای شکستن من یه اخم کافیه،نیازی به فریادت نیست... واسه اشک ریختنم سکوت تو کافیه،نیازی به قهر نیست... برای مردنم حرف رفتنت کافیه،نیازی به انجامش نیست...
خداوندا تو میدانی که من دلواپس فردای خود هستم مبادا گم کنم راه قشنگ آرزوها را مبادا گم کنم اهداف زیبا را مبادا جا بمانم از قصار موهبت هایت خداوندا مرا مگذار تنها لحظه ای حتی
آدم وقتی ب گذشته برمیگرده و یاد کارای کرده و نکردش میفته ؛گاها افسوس میخوره ...گاها شاد میشه و گاها...
همه در حسرت یک پروازند ، من به پرواز نمی اندیشم به تو می اندیشم تو که زیباتر از انیشه یک پروازی...
سایه ام امشب زتنهایی مرا همراه نیست ، گر در این خلوت بمیرم هیچکس آگاه نیست ، من در این دنیا بجز سایه ندارم همدمی این رفیق نیمه راهم گاه هست و گاه نیست...
چشم از من برندار! همه چراغ ها روزى خاموش ميشوند... من اينجا "همیشه" "براى تو" روشنم ! دوستدارت: خداوند
خدايا بابت هر شبي كه بي شكر تو سر به بالين نهادم بابت لحظات شادي كه به يادت نبودم بابت هرگره كه به دست تو بازشد و من به شانس نسبتش دادم بابت هرگره كه به دستم كور شد و مقصرتورا ميدانستم مرا ببخش...
ميگن پا ستون بدنه انسانه ، ولي هيچكس نميدونه ستون زندگي من فقط ” تويي ”
بهانه های دنیا تو را از یادم نخواهند برد.من تو را در قلبم دارم نه در دنیا
انگشتتو مشت کن ... . .... مشته؟ ... .. .. حالا محکم بزن تو چشم تا کور شو دوریتو نبینم...
امروز ذهنم پُر است از یک مادیان و کره اش ! فردا برایت شعری عاشقانه خواهم نوشت. (حسین پناهی )
هوا آیا کسی سلامی گفته که محکوم سکوت جوابش باشم ؟ آه ! ضرورت های با شکوه انسانی زمان طولانی تر از آن چیزی ست که ساعت به ما نشان میدهد ! استاد حسین پناهی
خدایا حواسم ب همه است جز تو... پس حق داری حواست ب همه باشد جز من...
چه گونه چشم بر هم بنهند اسبهای خسته یی که ، اسطبلشان را بر روی گسل ساخته اند ؟ چگونه بخوابم ؟ چه گونه می شود خوابید ؟ چیزهای بزرگ تمام می شوند این کوچکها هستند که میمانند . استاد حسین پناهی
از من ای محبوب من با یک من دیگر که تو او را در خیابانهای سرد شب با همین چشمان عاشق باز خواهی یافت گفتگو کن و به یاد آور مرا در بوسه ی اندوهگین او بر خطوط مهربان زیر چشمانت... (فروغ فرخزاد)
شنيدين خداوندترس را در دل هاي آنان(دشمنان اسلام) مي اندازد؟ ميدونينم كه كه وعده ي خدا حتميه تاحالا320تا از ربازاي اسراييلي خودكشي كردن،فراري ها و....بماند. نصرمن الله وفتح قريب
برای شکستن من یه اخم کافیه،نیازی به فریادت نیست... واسه اشک ریختنم سکوت تو کافیه،نیازی به قهر نیست... برای مردنم حرف رفتنت کافیه،نیازی به انجامش نیست...
خداوندا تو میدانی که من دلواپس فردای خود هستم مبادا گم کنم راه قشنگ آرزوها را مبادا گم کنم اهداف زیبا را مبادا جا بمانم از قصار موهبت هایت خداوندا مرا مگذار تنها لحظه ای حتی
آدم وقتی ب گذشته برمیگرده و یاد کارای کرده و نکردش میفته ؛گاها افسوس میخوره ...گاها شاد میشه و گاها...
همه در حسرت یک پروازند ، من به پرواز نمی اندیشم به تو می اندیشم تو که زیباتر از انیشه یک پروازی...
سایه ام امشب زتنهایی مرا همراه نیست ، گر در این خلوت بمیرم هیچکس آگاه نیست ، من در این دنیا بجز سایه ندارم همدمی این رفیق نیمه راهم گاه هست و گاه نیست...
چشم از من برندار! همه چراغ ها روزى خاموش ميشوند... من اينجا "همیشه" "براى تو" روشنم ! دوستدارت: خداوند
خدايا بابت هر شبي كه بي شكر تو سر به بالين نهادم بابت لحظات شادي كه به يادت نبودم بابت هرگره كه به دست تو بازشد و من به شانس نسبتش دادم بابت هرگره كه به دستم كور شد و مقصرتورا ميدانستم مرا ببخش...
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}