{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
جز خدا کیست که در سایه ی مهرش برویم / رحمت اوست که هر لحظه پناه من و توست
ای خدای بزرگ به من کمک کن تا وقتی میخواهم در مورد راه رفتن آدمی قضاوت کنم ، کمی با کفش های او راه بروم . . .
ای بنده من آنگاه که به نماز می ایستی من آنچنان به سخنانت گوش می دهم که گویی همین یک بنده را دارم و تو آنچنان از من غافلی که که گویی چندین خدا داری.
گاهی خدا درها را ميبندد و پنجره ها را قفل ميکند ، چه زيباست فکرکنيم شايد بيرون طوفان مي آيد
من خدا را دارم! كوله بارم بر دوش سفرى مى بايد،سفرى تاته تنهايى محض، هركجا لرزيدى،از سفر ترسيدى فقط آهسته بگو: من خدا را دارم!
خداوندا نان از تو میخوریم و فرمان از شیطان میبریم.ما را ببخش..
همیشه از “چوبِ خدا” ترسوندنمون،اما حتی یه بار هم به “بوووسِ خدا” امیدوارمون نکردن!
خداوندا ! پناهش باش، یارش باش جهان تاریکی محض است "میترسم" کنارش باش!
نازنین غصه نخور قصه نویس ما خداست همه نارفیقند و تنها رفیق ماخداست
از پاسخ من معلمان آشفتند ، از حنجره شان هر چه در آمد گفتند ، اما به خدا هنوز هم معتقدم ، از جاذبه ي تو سيب ها مي افتند.
ھیچگاہ دلت را به روزگار مسپار، که دریا از نا امیدی است. دلت را به خدا بسپار که دریای از امید است
وقتى چترت خداست، بگذار سرنوشت هر چقدر ميخواهد ببارد، لحظه هايت آرام
درمقابل تقدير خداوند مثل کودکي يکساله باش که وقتى اورا به هوا مي اندازي ميخندد چون ايمان دارد که او را خواهي گرفت.
با تمام وجود: گناه کردیم اما نه نعمتهایش را از ما گرفت ، نه گناهانمان را فاش کرد بیندیش اگر اطاعتش کنیم چه میکند!
در این متروکه دنیا که یاری نیست ، نشانی از کسی یاد یاری نیست ، به عشق جز خداوند اعتباری نیست ...!
منهای همه که زندگی کنی تازه می شوی به اضافه ی خدا!
جز خدا کیست که در سایه ی مهرش برویم / رحمت اوست که هر لحظه پناه من و توست
ای خدای بزرگ به من کمک کن تا وقتی میخواهم در مورد راه رفتن آدمی قضاوت کنم ، کمی با کفش های او راه بروم . . .
ای بنده من آنگاه که به نماز می ایستی من آنچنان به سخنانت گوش می دهم که گویی همین یک بنده را دارم و تو آنچنان از من غافلی که که گویی چندین خدا داری.
گاهی خدا درها را ميبندد و پنجره ها را قفل ميکند ، چه زيباست فکرکنيم شايد بيرون طوفان مي آيد
من خدا را دارم! كوله بارم بر دوش سفرى مى بايد،سفرى تاته تنهايى محض، هركجا لرزيدى،از سفر ترسيدى فقط آهسته بگو: من خدا را دارم!
خداوندا نان از تو میخوریم و فرمان از شیطان میبریم.ما را ببخش..
همیشه از “چوبِ خدا” ترسوندنمون،اما حتی یه بار هم به “بوووسِ خدا” امیدوارمون نکردن!
خداوندا ! پناهش باش، یارش باش جهان تاریکی محض است "میترسم" کنارش باش!
نازنین غصه نخور قصه نویس ما خداست همه نارفیقند و تنها رفیق ماخداست
از پاسخ من معلمان آشفتند ، از حنجره شان هر چه در آمد گفتند ، اما به خدا هنوز هم معتقدم ، از جاذبه ي تو سيب ها مي افتند.
ھیچگاہ دلت را به روزگار مسپار، که دریا از نا امیدی است. دلت را به خدا بسپار که دریای از امید است
وقتى چترت خداست، بگذار سرنوشت هر چقدر ميخواهد ببارد، لحظه هايت آرام
درمقابل تقدير خداوند مثل کودکي يکساله باش که وقتى اورا به هوا مي اندازي ميخندد چون ايمان دارد که او را خواهي گرفت.
با تمام وجود: گناه کردیم اما نه نعمتهایش را از ما گرفت ، نه گناهانمان را فاش کرد بیندیش اگر اطاعتش کنیم چه میکند!
در این متروکه دنیا که یاری نیست ، نشانی از کسی یاد یاری نیست ، به عشق جز خداوند اعتباری نیست ...!
منهای همه که زندگی کنی تازه می شوی به اضافه ی خدا!
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}