{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
یه لحظه هایی تو زندگی هست که سرجمع دو دقیقه هم نبوده امایه عمره یادش داره مارو نابود میکنه
گلوی آدم را باید گاهی بتراشند تا برای دلتنگی های تازه جا باز شود ، دلتنگی هایی که جایشان نه در دل که در گلوی آدم است ، دلتنگی هایی که میتوانند آدم را خفه کنند
می خوام روی چوب بنویسم که چقدر دلم برات تنگ شده،بعد باهمون چوب اینقدر بزنمت تابفهمی دلتنگی چه دردی داره...
ازبس چشمای توچرخید،من ازچشم توافتادم. مقصرمن بودم آره،زیادبال وپرت دادم...
بَعضی وَقتا اونقدر دِلِت میگیره که ؛ به خُداااا هَم میگی: "توروخدا""-/.
وقتی ورق برگرده میبینی این زندگی به من بدهکاره....
فصل عوض میشود.... جای الو را خرمالومیگیرد،جای دلتنگی را دلتنگی..........
دلتنگی مثل کوفتگی تصادفه اولش بدنت گرمه حالیت نیست ولی یه دفعه دردش شروع میشه و تازه می فهمی چی به سرت اومده !
«بود»... تلخترین کلمه... برای ترجمه ی تمام حسرت های دنیا... «بود»یعنی«دیگر نیست»...
زل زدن به صــــفحه گوشی... وقتـی میدانی که دیگـــر نیست... دیــــوانگی مــــــحض است...
مادر خیلی زود بود... ولی دعایت گرفت... پیر شدم...
آجی جونم دلم واست تنگ شده کاش بودی ...
مشکل این زندگی بامن چیه؟ محکوم شدم اونی که دوستش ندارم ودوستم داره روهرروزببینم امااونی که عاشقشم ویه زمانی دوستم داشت روحتی تصادفی حتی توخوابم نمیبینم اماهنوزچشمای من دنبالشه...
عشق دیرینم دلم برات تنگ شده....کاشکی این حالمو میفهمیدی.....چقدر بی تو دنیا نخواستنی شده و پاییز تنفرانگیز
من ضربه خوردم تا قوی تر شم.... فردای من میتونه زیبا شه...
رعد و برق هارت و پورت است.... چیزی در دل ابر نیست جز اشک جز باران.....!
یه لحظه هایی تو زندگی هست که سرجمع دو دقیقه هم نبوده امایه عمره یادش داره مارو نابود میکنه
گلوی آدم را باید گاهی بتراشند تا برای دلتنگی های تازه جا باز شود ، دلتنگی هایی که جایشان نه در دل که در گلوی آدم است ، دلتنگی هایی که میتوانند آدم را خفه کنند
می خوام روی چوب بنویسم که چقدر دلم برات تنگ شده،بعد باهمون چوب اینقدر بزنمت تابفهمی دلتنگی چه دردی داره...
ازبس چشمای توچرخید،من ازچشم توافتادم. مقصرمن بودم آره،زیادبال وپرت دادم...
بَعضی وَقتا اونقدر دِلِت میگیره که ؛ به خُداااا هَم میگی: "توروخدا""-/.
وقتی ورق برگرده میبینی این زندگی به من بدهکاره....
فصل عوض میشود.... جای الو را خرمالومیگیرد،جای دلتنگی را دلتنگی..........
دلتنگی مثل کوفتگی تصادفه اولش بدنت گرمه حالیت نیست ولی یه دفعه دردش شروع میشه و تازه می فهمی چی به سرت اومده !
«بود»... تلخترین کلمه... برای ترجمه ی تمام حسرت های دنیا... «بود»یعنی«دیگر نیست»...
زل زدن به صــــفحه گوشی... وقتـی میدانی که دیگـــر نیست... دیــــوانگی مــــــحض است...
مادر خیلی زود بود... ولی دعایت گرفت... پیر شدم...
آجی جونم دلم واست تنگ شده کاش بودی ...
مشکل این زندگی بامن چیه؟ محکوم شدم اونی که دوستش ندارم ودوستم داره روهرروزببینم امااونی که عاشقشم ویه زمانی دوستم داشت روحتی تصادفی حتی توخوابم نمیبینم اماهنوزچشمای من دنبالشه...
عشق دیرینم دلم برات تنگ شده....کاشکی این حالمو میفهمیدی.....چقدر بی تو دنیا نخواستنی شده و پاییز تنفرانگیز
من ضربه خوردم تا قوی تر شم.... فردای من میتونه زیبا شه...
رعد و برق هارت و پورت است.... چیزی در دل ابر نیست جز اشک جز باران.....!
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}