{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
تو تصویر تموم آرزوهامی نری از من بگیری آرزوهامو
زندگی ام بسته به تار مویـت!!! انقدر زندگی ام را پـشـت گـوش نیـنداز!
گاهی آنقدر واقعیت داری که دستهایم هوایت را در آغوش میگیرد...
خـــدایــا ... بـه تـو مـسـپــرمِـش... امـا یـه خـواهـشــی ازت دارم... یـه روزی... یـه جـایـی... بـغـلـ ِ یـه غـریـبـه... ♣مــسـت مـسـت♣ بـــدجـوری یــاد مـن بـنـدازشــ...
عشق همین خنده های ساده توست ! وقتی با تمام غصه هایت میخندی تا من از تمام غصه هایم رها شوم . . .
ای کاش ثانیه هارو بشه نگه دارم بدون تو از همه چی بیزارم میدونی خیلی تورو دوستت دارم میمیرم وقتی نیستی کنارم
اگه تک تک ستاره ها به معنی دوست داشتن باشند من شب را به توتقدیم میکنم
گفتم دوستت دارم ، نگاهی به من کرد و گفت : چندتا ؟ دستام رو بالا آوردم و تمام انگشتهای دستمو نشونش دادم اما اون به کف دستام نگاه می کرد که خالی بود .
تمام دردها را به فراموشي سپرده ام... تمامشان را... به جز تو...
خیالـت راحـت باشـد , چیــزی نشـده یک شکسـت عاطفـی سـاده ؛ دوستـش داشتـم , دوستـم داشت دوستـش دارم , دیگـر دوستــم نـدارد مانـــــده ام , رفتـــــه
می گــــویند عشق آنست کـــــه بـــه او نـــرسی و مــن مـــی دانم چــــــــرا …! زیــــرا در روزگار من، کسی نیست کـــه زنانه عاشق شود و مــــــــردانه بـــایستد
"....این قصه از ابتدا هم سر آمده بود.... فقط در میان قصه ما کلاغی آواره شد...."
یک کتاب داستان برمیدارم، همان که تو برایم خریده بودي ... میخوانم، ورق میزنم ، میخوانم ، ورق میزنم ، شاید بفهمم من کجای قصه ی تو بودم ... !
".....سپیده دیــــــــــــــــــــــــــرآمدی...... شـــــــب عاشــــقم کرد و رفـــــــــــــت....."
میدانی؟ آنقدر دوستت دارم که نیازی به من هم دوستت دارم تو نیست!!! من.. تو را.. برای خودم دوست داشتم نه برای بازی با کلمات...
مـــــن ايــــن روز هــــا" صــداي ثـانـيـه ثـانـيـه فــرامـوش شـدنـم را مـي شنـوم...
تو تصویر تموم آرزوهامی نری از من بگیری آرزوهامو
زندگی ام بسته به تار مویـت!!! انقدر زندگی ام را پـشـت گـوش نیـنداز!
گاهی آنقدر واقعیت داری که دستهایم هوایت را در آغوش میگیرد...
خـــدایــا ... بـه تـو مـسـپــرمِـش... امـا یـه خـواهـشــی ازت دارم... یـه روزی... یـه جـایـی... بـغـلـ ِ یـه غـریـبـه... ♣مــسـت مـسـت♣ بـــدجـوری یــاد مـن بـنـدازشــ...
عشق همین خنده های ساده توست ! وقتی با تمام غصه هایت میخندی تا من از تمام غصه هایم رها شوم . . .
ای کاش ثانیه هارو بشه نگه دارم بدون تو از همه چی بیزارم میدونی خیلی تورو دوستت دارم میمیرم وقتی نیستی کنارم
اگه تک تک ستاره ها به معنی دوست داشتن باشند من شب را به توتقدیم میکنم
گفتم دوستت دارم ، نگاهی به من کرد و گفت : چندتا ؟ دستام رو بالا آوردم و تمام انگشتهای دستمو نشونش دادم اما اون به کف دستام نگاه می کرد که خالی بود .
تمام دردها را به فراموشي سپرده ام... تمامشان را... به جز تو...
خیالـت راحـت باشـد , چیــزی نشـده یک شکسـت عاطفـی سـاده ؛ دوستـش داشتـم , دوستـم داشت دوستـش دارم , دیگـر دوستــم نـدارد مانـــــده ام , رفتـــــه
می گــــویند عشق آنست کـــــه بـــه او نـــرسی و مــن مـــی دانم چــــــــرا …! زیــــرا در روزگار من، کسی نیست کـــه زنانه عاشق شود و مــــــــردانه بـــایستد
"....این قصه از ابتدا هم سر آمده بود.... فقط در میان قصه ما کلاغی آواره شد...."
یک کتاب داستان برمیدارم، همان که تو برایم خریده بودي ... میخوانم، ورق میزنم ، میخوانم ، ورق میزنم ، شاید بفهمم من کجای قصه ی تو بودم ... !
".....سپیده دیــــــــــــــــــــــــــرآمدی...... شـــــــب عاشــــقم کرد و رفـــــــــــــت....."
میدانی؟ آنقدر دوستت دارم که نیازی به من هم دوستت دارم تو نیست!!! من.. تو را.. برای خودم دوست داشتم نه برای بازی با کلمات...
مـــــن ايــــن روز هــــا" صــداي ثـانـيـه ثـانـيـه فــرامـوش شـدنـم را مـي شنـوم...
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}