{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
دستم به سمت تلفن می رود و بر میگردد مانند کودکی که به او گفته اند شیرینی روی میز برای مهمان هاست....
تنهام گذاشته ... . . . . ولی من هنوز دلتنگشم ...
اب و هوای دلم انقدر بارانیست که رختهای دلتنگی ام را مجالی برای خشک شدن نیست اینگونه است که دلم برایت همیشه تنگ است ........!
خاطراتت صف كشيده اند...يكي پس از ديگري حتي بعضي هاشان انقدر عجولند كه صف را بهم زده اند... ومن فرار ميكنم از فكر كردن به تو...مثل رد كردن اهنگي كه خيلي دوستش دارم خيلي.
وقتی که مرا دور میزنی یادت باشد که عشق را در میدان من اموختیو ...دوباره به من خواهی رسید...
تو چه مکارانه سخن میگفتی من چه خالصانه عاشقت میشدم... اینس رسم وفا عایا..
دلم برای ان روزها تنگ شده... چقدر حرف که نگفته نگفته لقمه لقمه خوردیمشان تا ازخالی مردمک هایم وقتی که تونیستی قطره قطره بیرون بریزد!
غمگینم ! همانند جوجه کلاغی که از بالای درخت افتاده ولی بلد نیست که پرواز کنه . . .
یادت را از من نگیر! بگذار من هم مثل سهراب بگویم : دلخوشی ها کم نیست....
آدم وقتی یه حس تکرار نشدنی رو با یکی تجربه میکنه... دیگه اون حس رو با هیچکس دیگه ای نمیتونه تجربه کنه ! بعضی حس ها خاص و ناب هستند … مثل بعضی آدم ها !
ناراحتی یعنی... دوستت بخواد رو مخ کسی که دوسش داری کار کنه نکنید این کارو با دوستاتون :(
دلـم تنگ شده، واسه اینکه یکی تو زندگیـم مهم باشه ، اومـدنش بهم شوق بده، رفتنش استـرس... نمیدونم چه بلایی سر حسـم اومده! یکنواختـم، خنثا ِ خنثـا... فقط نظاره گـَـرَم.
شهـــامــت مــی خواهــد ســـــرد بــاشــی… و گــرم لبخنــد بزنـــی ..!
کافه چی روی میزش چنین نوشته بود: اینجا طعم ❤دلتنگی❤ تلخ تر از قهوه است!
دیگر تاب شمارش روزهای دلتنگیم را ندارم.... چوب خطش پر شده... فقط کمی از صبر ایوب را می خواهم خدایا...
هَمیـــشه بـاید کســـی باشد تا بغــض*هایت را قـبل از لرزیدن چــانه ات بفهمد..... آهای فلانـــــــی... بــفــهــم!!!
دستم به سمت تلفن می رود و بر میگردد مانند کودکی که به او گفته اند شیرینی روی میز برای مهمان هاست....
تنهام گذاشته ... . . . . ولی من هنوز دلتنگشم ...
اب و هوای دلم انقدر بارانیست که رختهای دلتنگی ام را مجالی برای خشک شدن نیست اینگونه است که دلم برایت همیشه تنگ است ........!
خاطراتت صف كشيده اند...يكي پس از ديگري حتي بعضي هاشان انقدر عجولند كه صف را بهم زده اند... ومن فرار ميكنم از فكر كردن به تو...مثل رد كردن اهنگي كه خيلي دوستش دارم خيلي.
وقتی که مرا دور میزنی یادت باشد که عشق را در میدان من اموختیو ...دوباره به من خواهی رسید...
تو چه مکارانه سخن میگفتی من چه خالصانه عاشقت میشدم... اینس رسم وفا عایا..
دلم برای ان روزها تنگ شده... چقدر حرف که نگفته نگفته لقمه لقمه خوردیمشان تا ازخالی مردمک هایم وقتی که تونیستی قطره قطره بیرون بریزد!
غمگینم ! همانند جوجه کلاغی که از بالای درخت افتاده ولی بلد نیست که پرواز کنه . . .
یادت را از من نگیر! بگذار من هم مثل سهراب بگویم : دلخوشی ها کم نیست....
آدم وقتی یه حس تکرار نشدنی رو با یکی تجربه میکنه... دیگه اون حس رو با هیچکس دیگه ای نمیتونه تجربه کنه ! بعضی حس ها خاص و ناب هستند … مثل بعضی آدم ها !
ناراحتی یعنی... دوستت بخواد رو مخ کسی که دوسش داری کار کنه نکنید این کارو با دوستاتون :(
دلـم تنگ شده، واسه اینکه یکی تو زندگیـم مهم باشه ، اومـدنش بهم شوق بده، رفتنش استـرس... نمیدونم چه بلایی سر حسـم اومده! یکنواختـم، خنثا ِ خنثـا... فقط نظاره گـَـرَم.
شهـــامــت مــی خواهــد ســـــرد بــاشــی… و گــرم لبخنــد بزنـــی ..!
کافه چی روی میزش چنین نوشته بود: اینجا طعم ❤دلتنگی❤ تلخ تر از قهوه است!
دیگر تاب شمارش روزهای دلتنگیم را ندارم.... چوب خطش پر شده... فقط کمی از صبر ایوب را می خواهم خدایا...
هَمیـــشه بـاید کســـی باشد تا بغــض*هایت را قـبل از لرزیدن چــانه ات بفهمد..... آهای فلانـــــــی... بــفــهــم!!!
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}