{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
خدا را چه ديدى شايد يه روز"درد و غصه"هم قيمت پيدا كرد"ما" هم ثروتمند شديم...
تاجنون فاصله ای نیست ازینجا که منم..محض یک خاطره دل باس به دریابزنم..ته دریاهمین ساحل شوم است دگر..محض عشق توازاین وادیه باس دل بکنم.
دوستی زاییده کوچه وباران است... دوستی میخندد،گریه میکند،راه رفتن یادمیگیرد،حرف میزند.. بزرگ میشود.. تاباردیگرکوچه وبارانی
من نه سکوت میکنم نه فال عشق از برم فقط به تو خیره شدم ، من از تو هم ساده ترم تو خوب میفهمی مرا وقتی پر از بهانه ام ببین برای ماندنت چقدر عاشقانه ام . . .
آرزوی خيـلی ها بـودم! از آن دست نيافتـنی هايشـان... ساده اسـيرت شدم که قــدر ندانستی...
دلم آنقدر گرفته ست که هی میخندم کارم از گریه گذشته ست چرا؟ زیرا تو...
- که می خواستی برگردی به کودکی؟ - آره خوب! - کی تا حالا برگشته به کودکی ش؟ کِی ؟ کجا؟ - می خواستم... می خواستم اما مقدورم نشد آه
هــنوز وقــتی نــویز مــوبایل روی اسپــیکرمــی افــتد دلــم می لــرزد كه مبادا شــاید تـو بــاشی...!
مدتی است که به دنبال ویلچری برای روزگار هستم ... ظاهرا پایی برای راه آمدن با من ندارد ...
گاهی......... دلت برای کسی تنگ میشه که هم عکشو داری و هم شمارشو ولی حتی اگه بهش زنگ بزنی حرفی برای گفتن نداری........
باران که میبارد بوی خاطره ها بلند میشود و من دلتنگتر از همیشه در دلم میگویم خدا کند آن حوالی هم بارانی باشد...
باید از نزدیکترین شخص ترسید! چون جز او هیچکس روح تو را آنقد عریان ندیده است که جای دقیق "زخم هایت" را بداند!!!
میان انهمه الف و ب و مشق دبستان .. انچه که در زندگی واقعیت داشت خط فاصله بود..
صبر کن ..برگرد.. چمدان هایمان اشتباه شده است.. دلم را.. بجای خاطراتت بردی..
دیدی شبی از حرف و حدیث مبهم بی فردا گمت کردم دیدی در آن دقایق دیر باور پر گریه گمت کردم دیدی آب آمد و از سر دریا گذشت و تو نیامدی!!!!
نگاه ســـاکت باران،به روی صورتم دزدانـــه میـــلغزد... ولــــی باران نمـــــی داند؛که من دریــــــــایی از دردم... به ظاهر گـــرچه میخندم؛؛؛ ولی اندر سکــــوتی تــــــــــلخ میــگـریــــم...
خدا را چه ديدى شايد يه روز"درد و غصه"هم قيمت پيدا كرد"ما" هم ثروتمند شديم...
تاجنون فاصله ای نیست ازینجا که منم..محض یک خاطره دل باس به دریابزنم..ته دریاهمین ساحل شوم است دگر..محض عشق توازاین وادیه باس دل بکنم.
دوستی زاییده کوچه وباران است... دوستی میخندد،گریه میکند،راه رفتن یادمیگیرد،حرف میزند.. بزرگ میشود.. تاباردیگرکوچه وبارانی
من نه سکوت میکنم نه فال عشق از برم فقط به تو خیره شدم ، من از تو هم ساده ترم تو خوب میفهمی مرا وقتی پر از بهانه ام ببین برای ماندنت چقدر عاشقانه ام . . .
آرزوی خيـلی ها بـودم! از آن دست نيافتـنی هايشـان... ساده اسـيرت شدم که قــدر ندانستی...
دلم آنقدر گرفته ست که هی میخندم کارم از گریه گذشته ست چرا؟ زیرا تو...
- که می خواستی برگردی به کودکی؟ - آره خوب! - کی تا حالا برگشته به کودکی ش؟ کِی ؟ کجا؟ - می خواستم... می خواستم اما مقدورم نشد آه
هــنوز وقــتی نــویز مــوبایل روی اسپــیکرمــی افــتد دلــم می لــرزد كه مبادا شــاید تـو بــاشی...!
مدتی است که به دنبال ویلچری برای روزگار هستم ... ظاهرا پایی برای راه آمدن با من ندارد ...
گاهی......... دلت برای کسی تنگ میشه که هم عکشو داری و هم شمارشو ولی حتی اگه بهش زنگ بزنی حرفی برای گفتن نداری........
باران که میبارد بوی خاطره ها بلند میشود و من دلتنگتر از همیشه در دلم میگویم خدا کند آن حوالی هم بارانی باشد...
باید از نزدیکترین شخص ترسید! چون جز او هیچکس روح تو را آنقد عریان ندیده است که جای دقیق "زخم هایت" را بداند!!!
میان انهمه الف و ب و مشق دبستان .. انچه که در زندگی واقعیت داشت خط فاصله بود..
صبر کن ..برگرد.. چمدان هایمان اشتباه شده است.. دلم را.. بجای خاطراتت بردی..
دیدی شبی از حرف و حدیث مبهم بی فردا گمت کردم دیدی در آن دقایق دیر باور پر گریه گمت کردم دیدی آب آمد و از سر دریا گذشت و تو نیامدی!!!!
نگاه ســـاکت باران،به روی صورتم دزدانـــه میـــلغزد... ولــــی باران نمـــــی داند؛که من دریــــــــایی از دردم... به ظاهر گـــرچه میخندم؛؛؛ ولی اندر سکــــوتی تــــــــــلخ میــگـریــــم...
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}