{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
تو مثل من زخم زبون خوردي.... اوني كه ميخواستي باهات بد كرد... دستاي عشق تازشو چسبيد.... دستاي لرزون تو رو ول كرد.....
من عاشق نگاه مهربون و زیبای توام دیوونه چشمای روشن و فریبای توام وقتی توی چشام نگاهمی کنی و دروغ میگی حس می کنم من عاشق همین دروغای توام
بهش گفتم شمارتو حذف ميكنم تا اگه هواتو كردم بدونم نيستي اتيشم فقط داره خودمو ميسوزونه اما در جوابم فقط سكوت كردو رفت
و خدایی که در این نزدیکی ست... انان که با افکاری پاک و فطرتی زیبا در قلب دیگران جای دارند را، هرگز هراسی از فرموشی نیست،چراکه جاودانند...
اشك ريختن هيچ سودي نداره اما نميدونم چرا اين چشاي لعنتي همش. . . .
فکر کنم به بوی عطر تو حساسیت دارم... همین که د ذهنم میپیچد... ا چشمم اشک می آید...
هیچ دستور و طرز کاری در میان نیست....عشق ورزیدن را با عشق ورزی می آموزند
در دسترس نباشی بهتر است.. تا من پشت خط باشم... و تو برای او اینطور عاشقانه ببافی
کاشکی میشد که بخندم همیشه چه کنم دست خودم نیست نمیشه دیگه اون روزایه زیبا نمیاد دیگه اون خنده به لبها نمیاد
دوباره نامه هاتو میخوندم امروز خوندم و دونه دونه سوزوندم امروز مثل هر روز توی اون کوچه ی خاکی دیگه من منتظرت نموندم امروز گفته بودم یه روزی شاید فراموشت کنم حالا شاید نمیگم،باید فراموشت کنم
ببیـــــــن من هم مثل خــــــیلی از عاشـــــق ها از تو یـــــادگاری دارم ولــــی یــــادگـــاری من با بقیه فــــرق دارد یــــــادگــــــاری مــــن از تو ســــینه ای پر از درد اســـــت …
هنوزم چشمای تو مثل شبای پر ستارست هنوزم دیدن تو برام مثل یه عمر دوبارست هنوزم وقتی می خندی دلم از شادی می لرزه هنوزم با تو نشستن به همه دنیا می ارزه
مردم بریدند من بافتم!مردم سوزاندند من ساختم! چقد مظلومانه شدم انچه بقیه خواستند! راستی اسمم چه بود؟
روزگاااااااار...... میخندی...........؟؟؟ کمی حرمت نگه دار نمیدانی سیاهپوش آرزوهایم هستم؟؟؟
این همه چراغ وقتی به سقف وصله و اطرافت رو روشن کردن به چه درد میخوره وقتی درونت سیاهی حکم فرمایی میکند!
دیگر بازیچه ی باران نمیشوم همان یکبار عاشقی برای هفت پشتم بس بود...
تو مثل من زخم زبون خوردي.... اوني كه ميخواستي باهات بد كرد... دستاي عشق تازشو چسبيد.... دستاي لرزون تو رو ول كرد.....
من عاشق نگاه مهربون و زیبای توام دیوونه چشمای روشن و فریبای توام وقتی توی چشام نگاهمی کنی و دروغ میگی حس می کنم من عاشق همین دروغای توام
بهش گفتم شمارتو حذف ميكنم تا اگه هواتو كردم بدونم نيستي اتيشم فقط داره خودمو ميسوزونه اما در جوابم فقط سكوت كردو رفت
و خدایی که در این نزدیکی ست... انان که با افکاری پاک و فطرتی زیبا در قلب دیگران جای دارند را، هرگز هراسی از فرموشی نیست،چراکه جاودانند...
اشك ريختن هيچ سودي نداره اما نميدونم چرا اين چشاي لعنتي همش. . . .
فکر کنم به بوی عطر تو حساسیت دارم... همین که د ذهنم میپیچد... ا چشمم اشک می آید...
هیچ دستور و طرز کاری در میان نیست....عشق ورزیدن را با عشق ورزی می آموزند
در دسترس نباشی بهتر است.. تا من پشت خط باشم... و تو برای او اینطور عاشقانه ببافی
کاشکی میشد که بخندم همیشه چه کنم دست خودم نیست نمیشه دیگه اون روزایه زیبا نمیاد دیگه اون خنده به لبها نمیاد
دوباره نامه هاتو میخوندم امروز خوندم و دونه دونه سوزوندم امروز مثل هر روز توی اون کوچه ی خاکی دیگه من منتظرت نموندم امروز گفته بودم یه روزی شاید فراموشت کنم حالا شاید نمیگم،باید فراموشت کنم
ببیـــــــن من هم مثل خــــــیلی از عاشـــــق ها از تو یـــــادگاری دارم ولــــی یــــادگـــاری من با بقیه فــــرق دارد یــــــادگــــــاری مــــن از تو ســــینه ای پر از درد اســـــت …
هنوزم چشمای تو مثل شبای پر ستارست هنوزم دیدن تو برام مثل یه عمر دوبارست هنوزم وقتی می خندی دلم از شادی می لرزه هنوزم با تو نشستن به همه دنیا می ارزه
مردم بریدند من بافتم!مردم سوزاندند من ساختم! چقد مظلومانه شدم انچه بقیه خواستند! راستی اسمم چه بود؟
روزگاااااااار...... میخندی...........؟؟؟ کمی حرمت نگه دار نمیدانی سیاهپوش آرزوهایم هستم؟؟؟
این همه چراغ وقتی به سقف وصله و اطرافت رو روشن کردن به چه درد میخوره وقتی درونت سیاهی حکم فرمایی میکند!
دیگر بازیچه ی باران نمیشوم همان یکبار عاشقی برای هفت پشتم بس بود...
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}