{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
در این دنیا که نامردان عصا از کور میدزدند من از خوش باوری هایم صحبت از آرزو کردم........
"ماه" من مبادا گرفته باشی !!!!!!!!!!!!!! که شهری را به خاطرت به نماز آیات وا میدارم.......
به آدمها دل نده... تو که از خدایشان عاشقتر نیستی!!! آنها خدای خود را به نیمه نانی میفروشند و تو را به نیمه شبی..........
تو همیشه در یاد منی..اسمان به اسمان..کوچه به کوچه..رویا به رویا.. به هر کجا مینگرم با منی... اما باز هم دلم برایت تنگ میشود...
چقد سخته برام. حلالت نمیکنم ای کسی که اس هامون رو تاید میکنی.دلم به این خوش بود که بچه ها ببینن چ بلای سرم اومده شاید ی کم آروم بشم
خوابم گرفت.. از بس چشمانم را بر روی همه ی دروغها و دوروییها و نامردیها بستم..
بعدتو خونه که هیچ.. دنیا صفا نداره...
کاش هر روز جمعه بود و دلتنگی هایم را گردن غروبش مینداختم
فردا را نمیخواهم امروز هم زیاد بود توان این همه بی تو بودن را ندارم
کاش منم مثل تو بودم بیخیال و بی صداقت پا میزاشتم روی حرفام خالی از رسم رفاقت
چقدر تازگی دارد برايم ؛روزهايی که به اميد آمدن کسی دلخوش نيستم ، و شبهايی که از نيامدنش دلگير نمی شوم ... بی کسی هم عالمی دارد ... !!!
اگه غمی نداری تو دلت کم نداری کسی رو اما فقط یبار بشین حرفامو گوش کن و برو ... حالا یادت با قلبم غریبه رفتی چشمات اشکامو ندیده بی تو روزام تعریفی نداره ...
فاصله ... دوری از خود است ... ، دوری از تو غائله است ... ، که ختم ندارد ...
درست هر هفته این وقتها که میرسد بودنت طلبیده میشود روبروی این غروب لعنتی!
دیدمش .. سلامم را جواب داد با خود گفتم هنوز مرا فراموش نکرده اندکی آن طرف تر از یکی پرسید: آن غریبه را میشناسی ... ؟؟
آغوش تو.. ترس های مرا می بلعد… آغوش تو یعنی من خوبم:) بلند نشوی بروی یک وقت! بغلم کن .. من از بازگشتِ بی هوای ترس ها.. می ترسم….
در این دنیا که نامردان عصا از کور میدزدند من از خوش باوری هایم صحبت از آرزو کردم........
"ماه" من مبادا گرفته باشی !!!!!!!!!!!!!! که شهری را به خاطرت به نماز آیات وا میدارم.......
به آدمها دل نده... تو که از خدایشان عاشقتر نیستی!!! آنها خدای خود را به نیمه نانی میفروشند و تو را به نیمه شبی..........
تو همیشه در یاد منی..اسمان به اسمان..کوچه به کوچه..رویا به رویا.. به هر کجا مینگرم با منی... اما باز هم دلم برایت تنگ میشود...
چقد سخته برام. حلالت نمیکنم ای کسی که اس هامون رو تاید میکنی.دلم به این خوش بود که بچه ها ببینن چ بلای سرم اومده شاید ی کم آروم بشم
خوابم گرفت.. از بس چشمانم را بر روی همه ی دروغها و دوروییها و نامردیها بستم..
بعدتو خونه که هیچ.. دنیا صفا نداره...
کاش هر روز جمعه بود و دلتنگی هایم را گردن غروبش مینداختم
فردا را نمیخواهم امروز هم زیاد بود توان این همه بی تو بودن را ندارم
کاش منم مثل تو بودم بیخیال و بی صداقت پا میزاشتم روی حرفام خالی از رسم رفاقت
چقدر تازگی دارد برايم ؛روزهايی که به اميد آمدن کسی دلخوش نيستم ، و شبهايی که از نيامدنش دلگير نمی شوم ... بی کسی هم عالمی دارد ... !!!
اگه غمی نداری تو دلت کم نداری کسی رو اما فقط یبار بشین حرفامو گوش کن و برو ... حالا یادت با قلبم غریبه رفتی چشمات اشکامو ندیده بی تو روزام تعریفی نداره ...
فاصله ... دوری از خود است ... ، دوری از تو غائله است ... ، که ختم ندارد ...
درست هر هفته این وقتها که میرسد بودنت طلبیده میشود روبروی این غروب لعنتی!
دیدمش .. سلامم را جواب داد با خود گفتم هنوز مرا فراموش نکرده اندکی آن طرف تر از یکی پرسید: آن غریبه را میشناسی ... ؟؟
آغوش تو.. ترس های مرا می بلعد… آغوش تو یعنی من خوبم:) بلند نشوی بروی یک وقت! بغلم کن .. من از بازگشتِ بی هوای ترس ها.. می ترسم….
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}