{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
پر از احساس آزادی نشسته کنج زندونم یه بغض کهنه که انگار میون ابر و بارونم وجودم بی تو یخ بسته بتاب سردم زمستونم منو مثل همون روزا با آغوشت بپوشونم...
♡من نمیگویم ♥ سمندرباش یا پروانه باش ♡چون به فکر ♥ سوختن افتاده ای "مردانه"باش!!!
انصاف نیست دنیا آنقدر کوچک باشد که آدم های تکراری را روزی هزار بار ببینی و آنقدر بزرگ باشد که نتوانی آن کس را که دلت میخواهد حتی یک بار ببینی
رای داشتنش آنقدر سماجت میکنم ، تا خدا یادش برود که ما "قسمت" هم نیستیم...!
گاهی آدم دلش می خواهد کفش هاش را دربیاورد، یواشکی نوک پا نوک پا از خودش دور شود، بعد بزند به چاک، فرار کند از تنهایی اش…..
باران شده ای... یک لحظه میباری و من... یک هفته بیمارم!!
دلم واسه روزایی تنگ شده که بابغضی حرفا میشد تو رو نذاشت بر ی ولی من انگار لال شدم و نگفتم...دلم واسه اون لحظه هایی که میشد بگم و نگفتم تنگ شده
گاهی آنقدر دلم میگیرد که میخواهم تا سقف آسمان پرواز کنم و رویش دراز بکشم...آرام و آسوده... مثل ماهی حوضمان که چند روزی است روی آب است...
دیگر از آن همه شیطنت و شلوغی خبری نیست… آن قدر به خاطر ضربدرهای جلوی اسمم چوب روزگار را خوردم که تبدیل شدم به ساکت ترین شاگرد کلاس زندگی!
وقتی آدم یک نفر را دوست داشتہ باشہ بیشتر تنہاست، چون ب ھیچکس جز ھمان آدم فکر نمیکند!
فقط چند لحظه به من فکر کن نگو لحظه چی رو عوض میکنه همین چند لحظه برای یه عمر همه زندگیمو عوض میکنه
نميدونم از نظر اون عشق چي بود فقط ميدونم كه پول و ماشين مشكي بود. . .
هروقت بیادتو می افتم دردفترم یک ستاره می کشم نمی دانم تاحالاچندتاستاره کشیدم ولی حالامی دانم من هم یک اسمان دارم.....
پرسيدم فرهاد از شيرين چه خبر؟گفت آهستــــــــــــــــــــــــه تر ليلي با من است...
تقويم امسالم پر شده از قرمز هاي بي دليل،تو كه نباشي زندگي تا اطلاع ثانوي تعطيل است...!
مــن و تـــو دو نیــمه ی یــک سیــب بودیـــم ، تــو را یــکی بــرد و مــرا کــرم خـورد ! من خاکستر شدم تو اما تنها سیگاری را دیدی که تمـــام شــــد …
پر از احساس آزادی نشسته کنج زندونم یه بغض کهنه که انگار میون ابر و بارونم وجودم بی تو یخ بسته بتاب سردم زمستونم منو مثل همون روزا با آغوشت بپوشونم...
♡من نمیگویم ♥ سمندرباش یا پروانه باش ♡چون به فکر ♥ سوختن افتاده ای "مردانه"باش!!!
انصاف نیست دنیا آنقدر کوچک باشد که آدم های تکراری را روزی هزار بار ببینی و آنقدر بزرگ باشد که نتوانی آن کس را که دلت میخواهد حتی یک بار ببینی
رای داشتنش آنقدر سماجت میکنم ، تا خدا یادش برود که ما "قسمت" هم نیستیم...!
گاهی آدم دلش می خواهد کفش هاش را دربیاورد، یواشکی نوک پا نوک پا از خودش دور شود، بعد بزند به چاک، فرار کند از تنهایی اش…..
باران شده ای... یک لحظه میباری و من... یک هفته بیمارم!!
دلم واسه روزایی تنگ شده که بابغضی حرفا میشد تو رو نذاشت بر ی ولی من انگار لال شدم و نگفتم...دلم واسه اون لحظه هایی که میشد بگم و نگفتم تنگ شده
گاهی آنقدر دلم میگیرد که میخواهم تا سقف آسمان پرواز کنم و رویش دراز بکشم...آرام و آسوده... مثل ماهی حوضمان که چند روزی است روی آب است...
دیگر از آن همه شیطنت و شلوغی خبری نیست… آن قدر به خاطر ضربدرهای جلوی اسمم چوب روزگار را خوردم که تبدیل شدم به ساکت ترین شاگرد کلاس زندگی!
وقتی آدم یک نفر را دوست داشتہ باشہ بیشتر تنہاست، چون ب ھیچکس جز ھمان آدم فکر نمیکند!
فقط چند لحظه به من فکر کن نگو لحظه چی رو عوض میکنه همین چند لحظه برای یه عمر همه زندگیمو عوض میکنه
نميدونم از نظر اون عشق چي بود فقط ميدونم كه پول و ماشين مشكي بود. . .
هروقت بیادتو می افتم دردفترم یک ستاره می کشم نمی دانم تاحالاچندتاستاره کشیدم ولی حالامی دانم من هم یک اسمان دارم.....
پرسيدم فرهاد از شيرين چه خبر؟گفت آهستــــــــــــــــــــــــه تر ليلي با من است...
تقويم امسالم پر شده از قرمز هاي بي دليل،تو كه نباشي زندگي تا اطلاع ثانوي تعطيل است...!
مــن و تـــو دو نیــمه ی یــک سیــب بودیـــم ، تــو را یــکی بــرد و مــرا کــرم خـورد ! من خاکستر شدم تو اما تنها سیگاری را دیدی که تمـــام شــــد …
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}