{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
قصه های سرنوشت برای من هر چی که بود به تو وابسته شدن بهترین حادثه بود
یکی از دیالوگ های فیلم inception : - چرا خواب دیدن اینقدر برات مهمه؟ -چون تو رویاهام هنوز با همیم...
نه پیامی ، نه نشونی رو زمینی یا آسمونی؟ کاش میگفتی،کاش میدونستم تو کجایی! اون از بقیه! این از تو! امروزم مثل دیروز!روز از نو!
خسته ام از روزای تکراری تو کجایی؟ شبای تو همشون مهتابی روزای تو گرم و آفتابی اینم از روز و شب من تو کجایی؟ شب و روز یخ می زنم از تنهایی...
اعترافش سخته..ولی اعتراف میکنم الان تو یه وضی هستم که یه "کاکتوس" شرف داره به "کل هیکل من ضربدر هزار"....هیچی دیگه نمیتونم بگم..فقط "التماس دعا"
ای عشق گذشته ی من و عشق اینده ی او!هیچ حرفی ندارم بگم جز دوستت دارم!
یک عمر قفس بست مسیر نفسم را / حالا که دری هست مرا بال و پری نیست حالا که مقدر شده آرام بگیرم / سیلاب مرا برده و از من اثری نیست بگذار که درها همگی بسته بمانند / وقتی که نگاهی نگران پشت دری نیست . . .
چه جالب است ای مردم!!!بدترین مشکل دنیا سرت امده باشد...وقتی عشقت بگوید من کنارتم چقد مشکلات کوچک میشوند!
ﺑﻌﻀﯽ وقتها ﺍﺯ ﺷﺪﺕ ﺩﻟﺘﻨﮕﯽ ، گریه ﮐﻪ ﻫﻴﭻ ؛ دلت ﻣﻲ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﻫﺎﯼ ﻫﺎﯼ ﺑﻤﻴﺮﯼ . . .
خدايا ... ﺍﯾﻨﻘﺪﺭ ﺗﻮ ﺧﻮﺩﻡ ﺭﯾﺨﺘﻢ ،ﮐﻪ ﺍﺯ ﺳﺮﻣﻢ ﮔـﺬﺷﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﻏﺮﻕ ﻣﯿﺸﻢ ... ﺩﺳﺘﺖ ﮐــــــﺠﺎﺳﺖ ...؟!
میبینی خدا...بندگانت همیشه میگن دنیا دو روزه!!! من این همه سال عمر کردم و این دو روز تمام نشد...
راستی یادت رفت عکسم رو روی قبری که تو دلت واسم کندی حک کنی!!!
حرفت که میشودباخنده میگویم:یادش بخیرفراموشش کردم..... امانمیدانندهنوزهم کسی اشتباه تماس میگیردسست میشوم که نکندتوباشی....!!
هیچ وقت زیر افتاب اخم نکردم!!! حتی اگه خورشید چشمم را اذیت کند... بذار برای یک بار هم خورشید محبت را ببیند... دوست ندارم تلافی اخمم را سر پدرم که در افتاب کار میکند دربیارد
ای تو... خاطراتمان را عکس گرفتم... قاب کردم! وبا میخ زدم به دیوار قلبم این خاطرات را هم ببری جای میخ ها باقی میماند...
چاي مينوشيدم... يكباره دلتنگش شدم بغض كردم و اشك در چشمانم حلقه زد... همه با تعجب نگاهم كردند!!! لبخند تلخي زدم و گفتم «چقدر داغ بود»
قصه های سرنوشت برای من هر چی که بود به تو وابسته شدن بهترین حادثه بود
یکی از دیالوگ های فیلم inception : - چرا خواب دیدن اینقدر برات مهمه؟ -چون تو رویاهام هنوز با همیم...
نه پیامی ، نه نشونی رو زمینی یا آسمونی؟ کاش میگفتی،کاش میدونستم تو کجایی! اون از بقیه! این از تو! امروزم مثل دیروز!روز از نو!
خسته ام از روزای تکراری تو کجایی؟ شبای تو همشون مهتابی روزای تو گرم و آفتابی اینم از روز و شب من تو کجایی؟ شب و روز یخ می زنم از تنهایی...
اعترافش سخته..ولی اعتراف میکنم الان تو یه وضی هستم که یه "کاکتوس" شرف داره به "کل هیکل من ضربدر هزار"....هیچی دیگه نمیتونم بگم..فقط "التماس دعا"
ای عشق گذشته ی من و عشق اینده ی او!هیچ حرفی ندارم بگم جز دوستت دارم!
یک عمر قفس بست مسیر نفسم را / حالا که دری هست مرا بال و پری نیست حالا که مقدر شده آرام بگیرم / سیلاب مرا برده و از من اثری نیست بگذار که درها همگی بسته بمانند / وقتی که نگاهی نگران پشت دری نیست . . .
چه جالب است ای مردم!!!بدترین مشکل دنیا سرت امده باشد...وقتی عشقت بگوید من کنارتم چقد مشکلات کوچک میشوند!
ﺑﻌﻀﯽ وقتها ﺍﺯ ﺷﺪﺕ ﺩﻟﺘﻨﮕﯽ ، گریه ﮐﻪ ﻫﻴﭻ ؛ دلت ﻣﻲ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﻫﺎﯼ ﻫﺎﯼ ﺑﻤﻴﺮﯼ . . .
خدايا ... ﺍﯾﻨﻘﺪﺭ ﺗﻮ ﺧﻮﺩﻡ ﺭﯾﺨﺘﻢ ،ﮐﻪ ﺍﺯ ﺳﺮﻣﻢ ﮔـﺬﺷﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﻏﺮﻕ ﻣﯿﺸﻢ ... ﺩﺳﺘﺖ ﮐــــــﺠﺎﺳﺖ ...؟!
میبینی خدا...بندگانت همیشه میگن دنیا دو روزه!!! من این همه سال عمر کردم و این دو روز تمام نشد...
راستی یادت رفت عکسم رو روی قبری که تو دلت واسم کندی حک کنی!!!
حرفت که میشودباخنده میگویم:یادش بخیرفراموشش کردم..... امانمیدانندهنوزهم کسی اشتباه تماس میگیردسست میشوم که نکندتوباشی....!!
هیچ وقت زیر افتاب اخم نکردم!!! حتی اگه خورشید چشمم را اذیت کند... بذار برای یک بار هم خورشید محبت را ببیند... دوست ندارم تلافی اخمم را سر پدرم که در افتاب کار میکند دربیارد
ای تو... خاطراتمان را عکس گرفتم... قاب کردم! وبا میخ زدم به دیوار قلبم این خاطرات را هم ببری جای میخ ها باقی میماند...
چاي مينوشيدم... يكباره دلتنگش شدم بغض كردم و اشك در چشمانم حلقه زد... همه با تعجب نگاهم كردند!!! لبخند تلخي زدم و گفتم «چقدر داغ بود»
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}